۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

مهرگان روز ملی پیمان

مهرگان جشن بزرگ ملی ایرانیان، روز دادگری و راستی، و روز چیرگی نیکی و درستی ایرانی بر ستمگری و فرمانرایی دروغ و پلشتی و بیگانه اندیشی است. مهرگان روز پاسداری پیمان ها و روز هشدار به پیمان شکنان و قانون شکنان است. ما این روز مهر و وفای به پیمان را به نام "روز ملی پیمان" گرامی می داریم. یک ملت از پیمان مردمان به یکدیگر بوجود می آید، و وفای به این پیمان است که ملت ها را پایدار نگه می دارد، و وفای به پیمان خدمتگذاری مردم است که سردمداران و نمایندگان مردم را بر سر کار نگه می دارد. در این روز فرخنده مهرگان بود که فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند تا مردم ایران زمین را از گزند ضحاک ستمگر و خونخوار که مغز جوانان برومند ایرانی را خوراک مارهای برآمده از شانه هایش می کرد برهانند.
ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید در این روز خجسته پاکشویی تن و روان کنیم تا خود را از آلودگی به دروغ، خشم، حسد، آز، کینه و انتقام جویی بزداییم وسه شعار ایرانی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را سرمشق زندگی خود کنیم. هم پیمان شویم تا دروغ و ریا و خشونت و فساد و خیانت به رای مردم را از میهن خود برانیم و راستی و درستی و شایسته سالاری را جانشین نماییم. هم پیمان شویم که هرگز در برابر زر و زور و فریب و فساد تسلیم نشویم. هم پیمان شویم که هیچ اندیشه و کارکردی را علیه منافع ملت و میهنمان نپذیریم؛ هم پیمان شویم که ایرانی باشیم. ما باید چنان ایرانی باشیم تا همه مردم جهان آرزو کنند ایرانی شوند. ما تا آزادی و حق ایرانی زیستن را بازپس نگیریم آرام نمی نشینیم.
دوران سیاهی و تباهی، زورگویی و خشونت، و نادیده گرفتن خواست ملت به سر آمده است. ایران بزرگتر از آن است که به جز آدم های بزرگ و آزاده بر آن حکومت کنند. ایران، ایران مردان بزرگی است که تنها به آزادی مردم و یکپارچکی و استقلال کشورمان بیندیشند، مردانی که پیرو رای مردم باشند و آرمانشان گرامیداشت حقوق بشر باشد. ملت ایران باید سرنوشت خود را خود به دست بگیرد، و این بزودی خواهد شد؛ نه با خشونت و آشوب و تیزی شمشیر، بلکه با پایداری و خرد و مهر، ولی با سرسختی و نرمی ابریشم

بزرگداشت مهرگان بزرگ و پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد برای ثبت جهانی مهرگان

هزاران سال است که مردمان ایرانزمين، آشکارا و نهان، مهرگان را به عنوان یکی از مهم ترین جشن های ملی خود گرامی می دارند و در این روز به شکل های مختلف، به شادمانی و سرور می پردازند. برگزاری مهرگان، همچون دیگر جشن های ملی ما، ریشه ی مردمی داشته و، بی توجه به حکومت هایی، که گاه به دلایل مختلف سر ناسازگاری با جشن های ملی ما را داشته اند، تا به امروز پايدار مانده است.
اگرچه روز واقعی برگزاری مهرگان، در تحقيقات اساتید مختلف تاریخ و فرهنگ ایران، به صورت های متفاوتی ذکر شده، اما روشن است که مهرگان، در روزهای میانی ماه مهر برگزار می شده و، همانند جشن های بزرگی چون نوروز، چهارشنبه سوری، یلدا، همیشه زنده و پویا و به روز بوده است.
جشن مهرگان اگر چه، در ابتدا، جشنی برای ستایش میترا یا مهر بوده ، اما آن چه مهرگان را همیشگی، و به روز نگاه داشته پیامی انسانی و ارزشمند است که در این جشن وجود دارد، و آن احترام و باور به مهر، به معنای «روشنایی و مهربانی» و همچنین «وفای به پیمان» است. در نزد ایرانیان باستان، همانگونه که دروغ و ویرانگری از مهم ترین گناهان و بدی ها بوده، پیمان شکنی نیز گناهی نابخشودنی به شمار می آمده، آنچنان که آن ها بر این باور بوده اند که پیمان شکنان سرزمین ها را به ویرانی و شکست می کشانند. چنان که در مهريشت باستانی می خوانيم که: «پیمان شکن نابکار سراسر کشور را ویران می سازد»؛ که این در واقع اشاره ای است به حکام و رهبرانی که پیمان خویش را با مردمان شکسته و کشور را به نابودی کشانده اند و قرن های قرن است که مهرگان، به عنوان یک جشن ملی، روزی شناخته شده که در آن مردمان ایرانزمین از یک سو چهره ی پیمان شکنان و دروغگویان را به نمایش بگذارند و از سویی دیگر پیمان خويش را با راستگویان و نیکان تجدید کرده و آن را گرامی دارند و چنین است که مهرگان، اکنون، و در آغاز قرن بیست و یکم نیز، به عنوان جشنی امروزی، زمینی، و با استانداردهای حقوق بشری مطرح و به روز است.
کمیته ی بین المللی نجات پاسارگاد، همانند شش سال گذشته، امسال نیز از ایرانیان و به ويژه فرهنگ دوستان ایرانی تقاضا میکند به هرشکلی که میدانند در بزرگداشت مهرگان بزرگ شرکت کنند تا همگی از اين راه پیمان خویش را با روشنایی، مهر و مهربانی و نیکی و راستی پاس داشته، و راه را برای بیرون راندن هر چه زشتی و پیمان شکنی و نامهربانی از سرزمینمان است هموار کنیم.
در عین حال، از آنجا که دولت کنونی ایران، برخلاف تظاهراتی که دارد، کمترین توجهی به ثبت میراث های ملی و معنوی ما ندارد، همین جا به اطلاع همگان می رسانیم که بنیاد میراث پاسارگاد، همچنان که جشن های یلدا و چهارشنبه سوری را برای ثبت در میراث معنوی جهانی به یونسکو پیشنهاد داده است، امسال نیز پرونده ی «مهرگان» را، به عنوان جشنی که ریشه های انسانی و سازنده در خود دارد، برای ثبت در فهرست آثار ازرشمند و معنوی جهانی به سازمان یونسکو خواهد فرستاد.

از سوی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی تفاوت کوروش کبیر و میرزا کوچک خان جنگلی را نمی فهمند!

این عکس به کوروش بزرگ بیشتر شبیه است یا به میرزا کوچک خان؟ نظر بدهید؟
از مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی بیش از این انتظار نمی رود. وقتی خانم آزاده اردکانی می شود رییس موزه ملی ایران با سوابقی که برایتان نوشتم... نتیجه همین است که می بینید.

۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

«چیدمان برنامه‌ریزی جدید صدای آمریکا‌-‌چرا اکنون»

خبر چیدمان جدید برنامه PNN‌، قبل از انتخابات قریب‌الوقوع مدیرجدیدآن، درحال حاضربرای اجرا در یکشنبه هفتم نوامبر برنامه‌ریزی شده‌، که اتفاق عجیبی است.
به نظر میرسد دراثر فشار‌های وارد شده و جهت جلوگیری ازاخراج احتمالی کارکنان سفارشی یاموردعلاقه، توسط مدیر جدید یا برنامه‌های جدید Governor Winbush‌ این کارکنان در حال منتقل شدن به سمت‌های مطمئن‌تر هستند.
طرح ابتکاریWinbush Governor برای کم کردن ساعت پخش برنامه تلویزیونی از۶ ساعت به ۴ ساعت‌، اقدامی متهورانه است برای بهبود بخشیدن به رتبه PNN به‌وسیله آوردن چهره‌های جدید و بهتر کردن برنامه‌ها. اما صرف استفاده از همان کارمندانی که شانسشان را جهت بهبود خودشان و برنامه‌ها از دست داده‌اند تلاشی بیهوده است.
نتیجه تغییرات اعلام شده طرح و هدف این برنامه را به سود نیروهای محافظه‌کار خنثی خواهد کرد‌.
دلیل خوبی جهت حذف دو برنامه تلویزیونی وجود داشت: عمل‌کرد و اجرایی که با استانداردها مطابقت نداشت بنا براین در رتبه بندی ضعیفی قرار گرفت‌. به‌طور کلی برنامه‌هایی که تاثیری بر روی بینندگان نمی‌گذارد صرف هدر کردن پول مالیات پرداخت‌کنندگان است که می‌توان گفت تخطی از تعهدات VOA است. به منظور آموختن از آن‌چه انجام شده‌، ارزیابی کامل از دلایل موفقیت یا شکست برنامه‌های VOA ضروری است برای اجتناب از تکرار اشتباهات مشابه‌ای که به شکست منجر خواهد شد.

چرا چنین شتابان؟
حال تحت عنوان تغییرسمت دادن مجریان، سر‌دبیران و تهیه‌کنندگان برنامه زن امروز و برنامه‌های صبحگاهی (morning edition) به سمت‌های جدید منتقل شده‌اند. نه چهره جدیدی اضافه شده است نه هیچ‌کس برای این شکست مورد مواخذه قرار گرفته است.
اما یکی دیگر از اقدامات عجیب انجام شده تضعیف برنامه‌های موفق است. تفسیر خبر با بالاترین رتبه بیننده با اجرای آقای چالنگی برای بار دوم در چند ماه گذشته کوتاه شده است. نخست برنامه‌ها از پنج‌ شب در هفته به سه شب کاهش پیدا کرد و این بار زمان پخش آن به ۳۰ دقیقه کاهش یافته است. نام علی سجادی به عنوان مدیر مسوول در تمام این رخ‌دادها دیده می‌شود. جهت تخریب کامل یک برنامه‌،حتا تغییر نام برنامه نیز در دستور کار وجود دارد.
در کجای جهان رسانه‌ای می‌توان این نوع برخورد را در مورد یک برنامه موفق که بینندگان زیادی دارد،دید؟ آیا نمی‌توان این را به عنوان کارشکنی و تخریب در برنامه تفسیر کرد؟
اگر این تغییرات اجرا شوند به معنای تضعیف اساسی شانس موفقیت رییس آینده بخش فارسی خواهد بود. این امر حاکی از شکست است چرا که تهیه کنندگان، سردبیران و مجریان ناموفق صرف حول یک دستور عمل مطمئن برای فاجعه بیش‌تر باز به‌کار گمارده می‌شوند.
برنامه جدید و چیدمان کارمندان همه از نشانه‌های تکنیک مدیریتی قدیمی Belida-Sajjadi است. علی سجادی به‌طور فعال خودش و دوستانش را در شغل‌های جدید حساس و کلیدی می‌گذارد تا کنترل بروی همه برنامه‌ها حتا بعد از حذف یا کم کردن بعضی از آن‌ها را ادامه دهد. نیروی محافظه‌کار در حال برنامه‌ریزی برای یک حرکت قوی جهت خنثی کردن اثرات مثبت برنامه‌های آقای ویمبوش و پیش‌دستی کردن برای طرح و برنامه مدیر جدید است.

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

رباعی (10)

در گوشـه ی کُشتـــارگهی از زندان،
چَشمانَش و جانَش چو لبانش خَندان،
شدبرسرِ دارِخویش و بی هیچ سخن
شاشید به ریش و ریشه ی آخوندان!

محمود در نیویورک

احمدی نژاد: سکینه محمدی اصلا یک مرد است نه زن!

باز این مایه افتخار رهبری راهی نیویورک شد تا ما دلی از عزا دربیاوریم و تا چند ماهی بخندیم.
لامصب یک ذره صبر هم نمیکند که لااقل پایش به هتل برسد ازهمان بالای پله های هواپیما شروع میکند به اظهار نظر در مورد حقایق غیر قابل انکار. من به شما قول میدهم این خبرها تا ساعتی دیگر در خروجی خبرگزاریهای داخلی و خارجی قرارخواهد گرفت:

- کی گفته ما میخواستیم سکینه محمدی را سنگسار کنیم؟ چندنفرمقداری سنگ وریگ را جمع کرده بودند تا وقتی حوصله شان سرمیرود با هم یک قل دوقل بازی کنند. آنوقت رسانه های غربی هیاهو راه انداختند که میخواهند سنگسار بکنند و اله وبله بکنند. نه اصلا این خبرها نیست. ماجزو اولین کشورها بودیم که سنگسار رامحکوم کردیم. تازه مگرتوی امریکا و اروپا سنگسار نمیکنند؟؟
من همین امروز که از فرودگاه تا هتل آمدم صد مورد سنگسار در همین شهر فسقلی نیویورک دیدم. شما اول بروید خودتان را جمع کنید و الا بهتان فحش خوار مادر میدم ها.

- اینها همه اش شایعه است که ما کروبی و موسوی را محاصره خانگی کرده ایم. آقایان موسوی و کروبی ده پانزده سال است که از ایران خارج شده اند و در کانادا زندگی میکنند. اینها همه دروغ پردازیهای رسانه های غربی و صهیونیستی است که وانمود میکنند این آقایان در ایران هستند و علیه ما دارند حرف میزنند. اینها الان در خارج کشور نشریه دارند و خیلی هم با ما خوب هستند و هیچ مشکلی نیست. تازه مگر شما غربی ها خودتان مخالف ندارید؟ من از آقای اوباما یک سوال دارم. ایشان بیاید بگوید اون خانمی که با آقای کلینتون رابطه داشت الان کجاست؟ واقعا غرب باید به این سؤال جواب بدهد. ملت ها باید بدانند آن خانم کجاست؟ ما که دلمان خیلی برایش تنگ شده.
- کی گفته ما بهایی ها را اعدام میکنیم. اصلا چنین چیزی نیست. بهایی ها نور چشم ما هستند و مثل ما حق دارند در این کشور زندگی کنند و حتی در مدیریت کشور سهیم شوند. من خودم چند تا از وزیرانم جد در جد بهایی هستند. چند نفر دیگر هم یهودی و صهیونیست هستن. ما توی هیئت دولت شیطان پرست و گاو پرست هم داریم.

- من کی گفتم کوروش بسیجی بوده؟ اینها همه شایعات ضد انقلاب است. یک روز یک بسیجی آمده بود یک درخواستی داشت. مقداری ساندیس برای پایگاه شان می خواست من دستور دادم یک کارتن تحویل شان دهند. اسمش کوروش بود. فردای این واقعه روزنامه ها برداشتند نوشتند که کوروش بسیجی بود.خب. واقعیت اینست که آن بسیجیه اسمش کوروش بود نه اینکه کوروش بسیجی بود. تازه مگر شما غربی ها خودتان بسیجی ندارید؟ بروید توی خیابان های منهتن ببینید اون بسیجی های امریکایی چه جوری آدم می کشند. آیا فقط بسیجی های ما چاقو می کشند و مردم آزاری می کنند؟
واقعا غرب باید خجالت بکشد و برود کنار و مدیریت جهانی را بدهد به دست با کفایت ما تا همه جهان را بکنیم مثل توالت مسجد شاه.

کورش کبیر در قبر بر خود لرزید

وقتی لبخند را روی صورتش دیدم دچار حالت تهوع شدم. “نه … نه … نه” با خودم فکر کردم که این امکان ندارد.
در مورد تصویر محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور صحبت می‌کنم وقتی که به منشور کوروش که به موزه ملی ایران قرض داده شده، نگاه می‌کرد. نمی‌توانستم به پوزخند خودخواهانه احمدی‌نژاد بیشتر از پنج ثانیه نگاه کنم. آن قدر عصبانی‌ام می‌کرد که صفحه کامپیوتر و دست راست من قربانیان بی‌گناه این خشم می‌شدند.
دقیقا زمانی که فکر می‌کردم از این بدتر نخواهد شد، عکس دیگری از مراسم رونمایی از منشور کورش در تهران دیدم که محمود احمدی‌نژاد یک چفیه روی شانه یک بازیگر که نقش کوروش کبیر را بازی می‌کرد، انداخت.
ده انگشتم را به دو مشت گره کردم و نگاه کردم به قرمز شدن بندهای انگشتم و شنیدم که کوروش کبیر در قبر به خود لرزید.
برای اولین بار بعد از انقلاب 1357 ایران، موزه بریتانیا منشور معروف کوروش کبیر را به ایران می‌دهد. این منشور به موزه ملی ایران در تهران آورده شد و برای چهار ماه در آنجا می‌ماند. قرار بود منشور در سپتامبر 2009 به ایران قرض داده شود؛ ولی با توجه به اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، موزه بریتانیا از این کار سر باز زد. تهران اخیرا تهدید کرده بود که تا زمانی که منشور به ایران قرض داده نشود، همکاری خود را با موزه بریتانیا قطع خواهد کرد.
یک سال بعد موزه بریتانیا تسلیم شد. چگونه می‌شود که یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های دنیا این قدر کور باشد؟ آیا آنها نمی‌دانستند که ایرانیان سراسر جهان از اینکه به مسئولان ایرانی اجازه داده می‌شود به منشور کوروش حتی با یک انگشت دست بزنند، دلخور می‌شوند؟
بیایید آرزو کنیم و ایمان داشته باشیم که این توقف کوتاه منشور کوروش در ایران، رژیم ایران را که بسیار ظالم‌تر از کسی‌ است که خود را شاهنشاه ایران خواند، به سوی نابودی رهنمون سازد
موزه بریتانیا در مطلب مطبوعاتی خود می‌گوید: «با این حال که روابط ایران و بریتانیا در حال حاضر دچار مشکل است؛ ولی‌ مسئولین موزه بهتر دیدند تا روابط فرهنگی‌‌ای که طی سالیان شکل گرفته برقرار بماند، روابطی که به خودی خود می‌تواند به روابط بهتر مبتنی بر گفتگو، انعطاف و فهم بیانجامد».
حرف‌های بی‌معنی، من فکر می‌کنم حتی موزه بریتانیا هم یک کلمه از حرف‌هایی که زده را باور ندارد. موزه ملی ایران در دست رژیمی‌ست که کاملا دشمن تاریخ پیش از اسلام کشور و مخصوصا پیکر تاریخی کوروش کبیر است. موزه بریتانیا می‌توانست اعتراض شدید خود را با امتناع از دادن این اثر تاریخی به رژیمی که از کوروش کبیر نفرت دارد، نشان دهد. آنها می‌توانستند از این فرصت مناسب برای اشاره کردن به جنایات رژیم ایران که علیه تاریخ قبل از اسلام مرتکب شده، استفاده کنند.
فقط یک نگاه به آنچه اخیرا گذشته، نمونه‌های برجسته‌ای از بی‌احترامی به تاریخ ایران کهن را به ما می‌دهد. ساخت سد سیوند در شمال غربی شیراز باعث صدمه زدن به مناطق غنی باستان‌شناسی شد. در کنار 130 منطقه باستان‌شناسی، توجه بیشتر به تاثیرات سد روی میراث جهانی یونسکو بود. مخصوصا پاسارگاد، پایتخت تاریخی امپراطوری ایران که توسط کوروش کبیر ساخته شده بود و مقبره کوروش. باستان‌شناسان معتقدند مخزن آبی که با سد درست شده، رطوبت را افزایش می‌دهد و در نتیجه مجموعه پاسارگاد را تهدید می‌کند.
مثال دل‌آزار دیگر، به علت احداث خط را آهن شیراز ـ اصفهان که در فاصله پانصد متری از منطقه تاریخی نقش رستم قرار دارد، مقبره خشایار شاه در خطر تقسیم شدن به دو قسمت است. در ژانویه 2010 تحقیقات کارشناسی نشان داد که سطح زمین در پای نقش برجسته «نقش رستم» پنج سانتی‌متر فرو رفته. بعضی از کارشناسان معتقدند که خط آهن شیراز ـ اصفهان که از فاصله یک کیلومتری نقش رستم می‌گذرد و لرزش حاصل از رد شدن قطار، دلیل این مسئله است.
بیشتر از این احتیاج به گفتن است؟ این یک توهین به تاریخ ایران و همچنین قسمت بزرگی از تاریخ جهان است که موزه بریتانیا راضی به دادن منشور کوروش کبیر به رژیمی شد که هیچ احترامی برای تاریخ ایران باستان و کوروش کبیر قائل نیست.
رژیم متعصب ایران، حتی از کوروش به خاطر اینکه او تمام چیزهایی که آنها هیچ ارزشی برایش قائل نیستند را یادآوری می‌کند، متنفر است. یک نگاه به خود منشور کوروش بیاندازید. نوشته خطی روی شیء توضیح می‌دهد که چگونه کوروش، بابل قدیم را 539 سال قبل از میلاد تسخیر می‌کند و آخرین پادشاه بابل را دستگیر می‌کند. همچنین می‌گوید چگونه زیارتگاه‌های خدایان مختلف را بازسازی می‌کند، انسان‌های زیادی را که توسط بابلی‌ها به بردگی گرفته شده بودند، آزاد می‌کند و ترتیب باز گرداندن آنها به سرزمین پدریشان را می‌دهد. اشاره‌ای به یهودیانی که به عنوان برده توسط «نبوچان نظر» به بابل آورده شده بودند، نمی‌کند؛ اما آزادی آنها نیز قسمتی از آن حکومت بود. از منشور کوروش کبیر اکثرا به نام قدیمی‌ترین منشور حقوق بشر نام برده می‌شود و به عنوان نماد انعطاف و احترام به افراد مختلف و عقیده‌های (ادیان) مختلف ارزش بسیاری دارد.
انعطاف … احترام … حقوق بشر. رژیم کنونی ایران با این کلمات بیگانه ‌است. باور نمی‌کنم خیلی از ایرانی‌ها می‌ترسند که رژیم به منشور آسیب برساند یا حتی آن را از بین ببرد. این چیزی نیست که مرا نگزان می‌کند. چیزی که مرا نگران می‌کند این است که یک کشور اروپایی بار دیگر فرصت را برای مجکوم کردن کارهای غلط جمهوری اسلامی از دست داد. این باعث می‌شود تحریم‌های اتحادیه اروپا به نظر مسخره بیاید. چیزی که مرا نگران می‌کند این است که بریتانیا بار دیگر مردم ایران را با دادن منشور کوروش کبیر به رژیم ایران آزرده کرده است؛ رژیمی که سعی دارد تاریخ ایران باستان را به عنوان سندی دال بر این که این کشور هم‌اکنون عقب‌مانده‌تر از 2500 سال پیش است، پاک کند.
هنگامی که یک سال پیش از مقبره کوروش کبیر دیدن کردم، هم احساس شادی هم غم داشتم. من احترام زیادی برای پدر ایران باستان قائل بودم؛ اما دیدم که چگونه منطقه اطراف مقبره، تراژدی ایران امروز را نمایان می‌کند. نگهبان مقبره روی یک صندلی باغ زیر یک چتر رنگارنگ شکسته با لبخند نشسته بود. سنگریزه‌های اطراف محیط مقبره پر از علف هرزه بود. نشستن آنجا، با یونیفرم و کفش فرسوده روی یک صندلی زنگ زده زیر یک چتر پژمرده در مقابل مقبره کوروش کبیر، او تصویر دیروز و امروز این سرزمین را در یک تصویر جمع کرده بود.
ایران باستان، گذشته با شکوه و پر آوازه. ایران امروز خراب شده و خمیده.
من همین تراژدی را در تصویر محمود احمدی‌نژاد که چفیه مشکی را روی شانه‌های بازیگر نقش کوروش کبیر می‌اندخت، می‌بینم. این نماد بی‌رحمی در دوره کنونی، روی شانه‌های کسی که به عنوان سمبل صداقت و بخشندگی و رهبری نیک‌اندیش شناخته شده است. این به شدت مرا عصبانی کرد که امروز می‌تواند آسیب زیادی به گذشته برساند.
با این حال ممکن است امیدی در این تراژدی باشد. منشور کوروش نقش بسیار مهمی در تبلیغات شاهنشاهی محمدرضا پهلوی به عنوان سمبل پادشاهی در ایران در جشن 2500 ساله شاهنشاهی ایفا می‌کرد. تطبیق هویت شاه با کوروش باعث شد که او این حرف‌ها را در کنار مقبره کوروش بگوید که برای بیشتر ایرانیان اهانت‌آمیز بود «شاه کوروش کبیر، پادشاه پادشاهان، پادشاه هخامنشیان، پادشاه سرزمین ایران باستان، من شاهنشاه ایران، این سلام را از طرف خود و ملتم تقدیم می‌کنم. کوروش، پادشاه بزرگ، پادشاه پادشاهان، اصیل‌ترین اصیل‌ها، قهرمان تاریخ ایران و جهان، آسوده بخواب که ما بیداریم و همیشه بیدار خواهیم ماند».
همانطور که می‌دانیم شاه بعد از این بیانات مدت زیادی بیدار نماند. بیایید آرزو کنیم و ایمان داشته باشیم که این توقف کوتاه منشور کوروش در ایران، رژیم ایران را که بسیار ظالم‌تر از کسی‌ است که خود را شاهنشاه ایران خواند، به سوی نابودی رهنمون سازد.