خانه آزادی در پژوهش تازهای درباره آزادی در فضای مجازی که روز دوشنبه ۲۹ فرودین انتشار یافته، حملات سایبری، اعمال سانسور به مقاصد سیاسی، و کنترل دولتها بر اینترنت را در شمار راههای مختلف و فزاینده تهدید آزادیهای اینترنتی آورده است. خانه آزادی در این گزارش آورده است که این قبیل دستاندازیها به آزادیهای اینترنتی، در زمانی صورت میگیرد که میزان کاربران اینترنت در جهان در رشدی بسیار چمشگیر، نسبت به پنج سال گذشته دو برابر شده است. اما همزمان واکنش دولتها به گسترش نفوذ رسانههای جدید از طریق کنترل فعالیتهای آنلاین، ایجاد محدودیت در گردش آزاد اطلاعات و در کنار آن تجاوز به حقوق کابران اینترنتی بوده است. در گزارش سال ۲۰۱۱ خانه آزادی در مورد آزادی در فضای مجازی، آزادی بیان در ۳۷ کشور مورد بررسی قرار گرفته که در این میان، استونی و ایالات متحده به ترتیب بهترین جایگاه را از آن خود کردهاند و ایران پایینترین کشور در ردهبندی خانه آزادی قرار گرفته است. بخشی از گزارش خانه آزادی که به وضعیت آزادی اینترنتی در ایران میپردازد در زیر آمده است. این گزارش تأکید میکند که در پی اعتراضهای پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری، حکومت ایران آزادی اینترنت را محدود کرد و با به کار گرفتن روشهای پیچیده کنترل دامنه این محدودیت را به سطحی ورای فیلتر کردن ساده گستراند. در میان راهکارهای به کار گرفته شده میتوان از کاهش سرعت اینترنت در موارد حساس و دستورهای حکومت به شرکتهای خدماتی وبلاگها برای برداشتن پستهای «اهانتآمیز» نام برد. ایران همچنین با حمله متقابل در حوزه فعالیتهای تبلیغاتی، گستره تبلیغات حکومتی را به میدان دیجیتال کشاند. هم اکنون بیش از ۴۰۰ وبسایت تازه به گونه مستقیم یا غیرمستقیم از سوی حکومت پشتیبانی میشوند. بر اساس گزارش خانه آزادی از خردادماه ۸۸ تاکنون شمار فزایندهای از بلاگرها یا دستگیر شدهاند و یا مورد تهدید و شکنجه قرار گرفتهاند. در ایران همچنین دست کم در یک مورد یک وبلاگنویس در بازداشت درگذشت. بیش از ۵۰ بلاگر و فعال آنلاین بازداشت شدند. در پیآمد اعتراضهای مخالفان به نتایج انتخابات، ایران مبارزه گستردهای را با روشهای پیچیده کنترل شبکه مجازی در فراسوی فیلترینگ عادی برعلیه آزادی آغاز کرد. این شیوهها شامل محدودسازی دسترسی به اینترنت، تلفنهای همراه و ماهوارهها میشود. رژیم همچنین به هک کردن وبسایتهای مهم مخالفان و کنترل مطالب منتشر شده آنلاین دست زد. مأموران حکومتی از اطلاعاتی که به این وسیله به دست آوردهاند برای خاموش کردن مخالفان و تهدید و ارعاب آنها سود جستهاند. این گزارش تصریح میکند که ایران همواره رابطهای دوگانه با اینترنت داشته است و اینترنت را از یک سو به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی خود تلقی کرده و از سوی دیگر آن را نیرویی مخرب که ارزشهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی حکومت را مورد تهدید قرار میدهد، میداند. تا سال ۲۰۰۰ ایران در توسعه و رشد اینترنت تلاش چشمگیری نکرد. در این دوران بود که بخش خصوصی به عنوان موتور محرکه توسعه اینترنت وارد میدان شد و حکومت را در برابر چالشی قرار داد که جمعیت جوان و پویای آن اقتضا میکرد. دولت اصلاحطلب خاتمی در توسعه زیرساختهای اینترنت سرمایهگذاری کلانی کرد. اما همزمان مسئولان در راستای جلوگیری از آزادی بیان خواه به شیوه سنتی و خواه به شیوه آنلاین اقدامات سرکوبگرانه را آغاز کردند. آیتالله خامنهای طی حکمی در ماه می ۲۰۰۱ بر کنترل اینترنت مهر تأیید نهاد. سرکوب بیرحمانه کاربری اینترنت به وسیله حکومت در پیآمد انتخابات پایانی بود بر بحث درون حاکمیت و رهبری آشکارا راه کنترل سیاسی را بر جامعهای آزادتر ترجیح داد. بر اساس گزارش خانه آزادی، دولت خاتمی در پی یک برنامه توسعه اقتصادی که در آخرین روزهای دولت رفسنجانی پیریزی شده بود، کوشید ارتباط با شبکه جهانی را گسترش دهد. پیامد چنین اقداماتی انفجاری در کاربری اینترنت در کشور بود. به گزارش اتحادیه بینالمللی ارتباطات، شمار کاربران اینترنت در ایران که با آغاز سال ۲۰۰۰ نزدیک به ۶۲۵ هزار نفر بود، با پایان دوران خاتمی در سال ۲۰۰۵ به چندین میلیون نفر رسید. این دوران همچنین همزمان است با یک تغییر دموگرافیک اصلی. جمعیت ایران با پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق افزایش یافته بود تا حدی که هفتاد درصد جمعیت را کسانی تشکیل میدادند که پس از انقلاب ۵۷ به دنیا آمده بودند. این جمعیت جوان و پویا در رویارویی با محدودیتهای اجتماعی در گروههای عظیم رو به سوی اینترنت آوردند. این گزارش میافزاید، هزینه بالای کاربری اینترنت عمدتاً در شهرهای بزرگ به معنای این بود که این جمعیت به طبقه بالای متوسط تعلق داشت. آمار دقیقی از شمار کاربران در ایران وجود ندارد. تنها آمار رسمی متعلق به دادههای اتحادیه بینالمللی ارتباطات است که آن هم بر اساس آمار دولت ایران فراهم شده است. بر پایه یک بررسی که در سال ۲۰۰۹ انجام شد و مرکز آمار ایران در ماه مارس ۲۰۱۰ به انتشار آن دست زد، شاخص کاربری اینترنت در ایران ۱۱ درصد است و ۳۰ درصد این کاربران را تهرانیها تشکیل میدهند. همچنین شاخص کاربری اینترنت در نقاط شهری ۱۵ درصد و در نقاط روستایی سه درصد است. این میزان بسیار کمتر از میزان گزارش شده توسط اتحادیه بینالمللی ارتباطات در همان سال است که رقمی نزدیک به ۳۸ درصد را نشان میدهد. بر اساس گزارش خانه آزادی، در پی گسترش اعتراضها نسبت به نتایج انتخابات، رژیم معترضان را متهم به «جنگ نرم» با دسیسه قدرتهای بیگانه کرد. حکومت برای مبارزه با براندازی نرم در قانون بودجه سال ۲۰۱۰ – ۲۰۱۱ رقمی نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار اختصاص داد. بسیاری از کاربران ایرانی با یاری فیلترشکنها توانستهاند به سایتهای مسدود شده دسترسی پیدا کنند، با این همه ایران کوشیده است با راههای تازه این تلاشها را بیثمر سازد. از سوی دیگر بر پایه گزارشهای رسمی نزدیک به ۵۴ میلیون تلفن همراه در ایران وجود دارد. حکومت ایران در کنترل اعتراضها، تلفنهای همراه را نیز بینصیب نگذاشت. سیستم ارسال پیام کوتاه یک روز پیش از انتخابات از کار افتاد و تا ۴۰ روز بعد به کار نیافتاد. خانه آزادی سادآور شده است که نباید فراموش کرد که استفادهکنندگان از تلفن همراه برای رژیم به راحتی قابل شناساییاند. در این میان نقش سپاه پاسداران را نیز نباید فراموش کرد. این نیروی نظامی امنیتی علاوه بر سرکوب معترضان در خیابانها، با توجه به تصاحب سهام مخابرات، بر شبکه مخابراتی ایران که ارائه دهنده خدمات تلفنهای همراه است، کنترل گستردهای دارد. پس از این شرکت، ایران سل، دیگر اپراتور تلفنهای همراه نیز به طوری بخشی زیر چتر کنترل سپاه قرار دارد. سومین اپراتور تلفن همراه نیز که قرار است در سال ۲۰۱۱ آغاز به کار کند اساساً یک سازمان دولتی است. گزارش خانه آزادی در ادامه یادآور میشود که طی سالهای اخیر حکومت ایران تأکید کرده که فیلترینگ امری قانونی است. در ژوئیه ۲۰۰۹ دولت احمدینژاد قانون جرایم رایانهای را به تصویب رساند. برپایه این قانون کمیتهای مسئولیت تشخیص وبسایتهای غیرقانونی را به عهده دارد. ریاست این کمیته را دادستان عمومی بر عهده دارد. از ساختار این کمیته اطلاع زیادی در دست نیست. این کمیته عمدتاً به تصمیمگیری درباره مسدود کردن وبسایتهای بحثبرانگیز میپردازد. در ماههای اخیر وبسایت مجمع روحانیون مبارز، وبسایت رسمی خاتمی و نیز وبسایتهای شماری از روحانیون ارشد نیز که زبان به انتقاد از دولت گشوده بودند، مسدود شدهاست. در همین حال وبلاگ برخی از هواداران احمدینژاد که آشکارا از سیاستهای او زبان به انتقاد گشودهاند نیز مشمول فیلترینگ شده است. بر اساس این گزارش حکومت ایران همچنین از طریق پشتیبانی از گروهها و افراد مورد تأیید خود فضای مجازی را مشوش کرده است. در جریان اعتراضها، شماری کاربر با نامهای غیرواقعی در سایتهای توئیتر و یوتیوب معترضان را گمراه ساختند. برخی کارشناسان بر این باورند که تبلیغات دولتی پا به پای سانسور برای کنترل اینترنت عرض اندام میکند. از سوی دیگر خودسانسوری نیز به ویژه در مسائل سیاسی نمود ویژهای دارد. سرکوب گسترده و دستگیریهای گزارشگران و فعالان در میان روزنامهنگاران و بلاگرها ترسی آفریده است که سبب شده است بسیاری از این روزنامهنگاران یا کار خود را کنار گذاشتهاند و یا با نامهای مستعار به نوشتن پرداختهاند. دست کم یک هزار و ۵۰۰ بلاگر پس از انتخابات یاد شده از پرداختن مستقیم به سیاست سر باز زدهاند. خانه آزادی در بخشهای پایانی گزارش خود در مورد ایران اشاره میکند که با تمام این مشکلات، اینترنت هنوز تنها وسیله برای مخالفان حکومت است که به واسطه آن میتوانند دست به تجمع و سازماندهی بزنند. کاربران اینترنت در ایران همواره در معرض کنترل و سرکوب و تهدید به بازداشت قرار دارند. قانون اساسی ایران آزادی محدودی در زمینه ابراز عقیده و بیان برای شهروندان ایران قائل شده است. اما قوانین و مصوبههای حکومتی در عمل این آزادیها را نقض میکند. برای نمونه قانون مطبوعات، نشر هر چیزی که به ضرر اصول اسلامی باشد، را ممنوع اعلام کرده است. اما این موارد به صراحت روشن و تعریف نشدهاند. در جریان وقایع پس از انتخابات، شمار قابل ملاحظهای از بلاگرها و روزنامهنویسان و فعالان ایرانی از کشور گریختهاند و در کشورهای همسایه به ویژه ترکیه تقاضای پناهندگی کردهاند. بسیاری از فعالان دستگیر شده گزارش دادند که بازجویان در زندان نسخههایی از ایمیلهای آنها را نشان دادهاند و از آنها خواستهاند کلمه عبور خود در فیسبوک را در اختیار بگذارند و از آنها جویای چند و چون ارتباط با دوستان آنها در فیسبوک شدهاند. با این همه روشن نیست که مأموران حکومت تا چه میزان به این اطلاعات دست یافتهاند. حکومت ایران با بستن وبسایتهای موسوی و کروبی مسئولان این وبسایتها را نیز دستگیر کرده و همزمان با کمک ارتش سایبری به هک کردن برخی وبسایتها پرداخته است. یکی از این وبسایتها «موج سوم» بود که در پی انتخابات به راه افتاده بود و به زودی به یک سایت خبردهی جنبش سبز تبدیل شده بود. از سایتهایی که با هک شدن برای زمانی از دسترس کاربران خارج شدند، سایت رادیو زمانه و وبسایت جرس بود. گفته میشود که ارتش سایبری که مسئولیت هک کردن را به عهده داشت، زیر فرماندهی مستقیم سپاه پاسداران عمل میکند.
نمایش پستها با برچسب گزارش. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب گزارش. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سهشنبه
تغییر مسیر تاریخ پس از ۱۱ سپتامبر (عکس)
۹ سال پيش ، در ساع
ت ۸.۴۶ دقيقه صبح روز ۱۱ سپتامبر دو هواپيمای مسافربری از چهار هواپيمای ربوده شده توسط مسلمانان افراطی القاعده به برجهای دو گانه مرکز تجارت جهانی در نيويورک حمله بردند. ۹ سال پيش ، در ساعت ۸.۴۶ دقيقه صبح روز ۱۱ سپتامبر دو هواپيمای مسافربری از چهار هواپيمای ربوده شده توسط مسلمانان افراطی القاعده به برجهای دو گانه مرکز تجارت جهانی در نيويورک حمله بردند. در ساعت ۱۰.۲۸ دقيقه هر دو برج در نتيجه آتش سوزی فرو ريخته و جان ۲۹۹۷ نفر بر اثر حادثه از دست رفته بود. زمان يک ساعت و ۲۸ دقيقهای که صدها ميليون بيننده شگفتزده تلويزيونی در سراسر جهان شاهد آن بودند روند تاريخ معاصر را تغيير داد. تاثير فوری اين بزرگترين رويداد تروريستی تاريخ نزد مردم آمريکا، غمزدگی مشترک، شور ملیگرايی و در عين حال احساس عميق عدم امنيت و ترس عمومی بود. حمله سازمان داده شده تروريستی به نيويورک و ساختمان پنتاگون در واشینگتن و هواپيمايی که گفته میشد کاخ سفيد را هدف قرار داده بود ولی بعد از مقاومت سرنشينان از هدف باز مانده و در حومه پنسيلوانيا سقوط کرد، در سراسر جهان انعکاسی گسترده يافت. همدردی در ايران ساعاتی بعد از وقوع حادثه در تهران و شيراز و مشهد نيز هزاران زن و مرد با افروختن شمع و گردآمدن شبانه در خيابانها به جمع ميليونها سوگوار در بقيه جهان پيوستند. پيشگام سوگواران ايرانی محمد خاتمی رئيس جمهور وقت بود که در ابراز تاسف عميق در قبال حادثه درنگ نکرد. همدردی بدون مرز با مردم آمريکا سياستهای روز را عقب رانده و خود رنگ سياسی روز شده بود. يک روز بعد از حمله اگرچه روبانهای زرد برای ابراز همدردی و پرچمهای آمريکا به نشانه ملیگرايی سراسر ايالات متحده را پوشانده بود، در عين حال احساس ناباوری و ترس نزد مردم و رهبران سياسی آنها قویتر از هر حس ديگری مینمود. شهر واشینگتن پايتخت بزرگترين قدرت اقتصادی نظامی و سياسی جهان تعطيل شده و کپيتول هيل - مرکز کنگره - در کنترل نيروهای امنيتی بود. در ساعات اوليه شب نمايندگان کنگره برروی پلههای ساختمان مرکز قانونگذاری آمريکا، بجای لوايح روزانه، شعار های «خداوند آمريکا را محفوظ بدارد» امضاء میکردند . در آن روز هيچ رانندهای در آمريکا با سرعت نميراند. کسی از ديگری سبقت نمیگرفت. همه با هم مهربان مینمودند. قليان همدردی با مردم آمريکا حتی نزد مردم کشور های مسلمان نيز ديده میشد. افزايش محبوبيت حمله تروريستی ۱۹ مسلمان افراطی عليه مراکز قدرت مالی، نظامی و سياسی آمريکا و در درون خاک آن کشور احساس عدم امنيت عميق را در سراسر ايالات متحده پراکنده بود و در عين حال مردم آمريکا را در نگاه بقيه جهان يک شبه محبوب ساخته بود. از اين لحاظ شايد بخش تبليغاتی حمله تروريستی ياد شده عملا شکست خورده بود. تا هفتهها بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر نه تنها در داخل کشور که در بسياری از کشورهای اروپايی و همپيمانان آمريکا نيز فرستندههای راديويی از پخش آهنگهای شاد خودداری میکردند. ميزان محبوبيت جورج بوش رييس جمهور وقت آمريکا به ۸۸ در صد رسيده بود. پس از سپری شدن دوران افسردگی عمومی و کاهش نگرانیهای ناشی از احساس عدم امنيت، زمان تلافیجويی و عکسالعمل فرا رسيد. آمريکا ابتدا عليه تروريسم جهانی اعلام جنگ داد. بسياری از کشورهای جهان نيز از اين اقدام بنوعی حمايت کردند. تلافی و جنگ چند ماه بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر آمريکا به افغانستان حمله برد و دولت مسلمانان افراطی طالبان را که به اسامه بن لادن رهبر القاعده پناه و پناهگاه داده بود ساقط ساخت. دو سال بعد عراق هدف حمله نظامی آمريکا قرار گرفت و رژيم صدام ساقط شد. دولت آمريکا خطوط اصلی سياست خارجی تازهای را اعلام داشت که در صورت تحقق میبايد به گسترش دموکراسی در خاورميانه بزرگتر بينجامد. بجز ايران که پيش از آن توسط رييس جمهور آمريکا، در کنار کره شمالی و عراق در «محور شيطانی» قرار داده شده بود، بسياری دولتهای هم پيمان و دوست و شريک آمريکا در منطقه خاورميانه نيز پايان دوران قدرت خود را نزديک میديدند. ايران در آن سال پارهای از برنامههای اتمی مشکوک خود را تعطيل کرد. ساير رژيمهای خاورميانهای که وجه مشترک آنها را بيگانگی با دموکراسی و و ضديت با آزادیهای سياسی شکل میداد نگرانی مشترکی يافتند که ناشی از احتمال هدف حمله نظامی قرارگرفتن و از دست دادن قدرت بود. هزينهها اگرچه در جنگ افغانستان و عراق پيروزی نظامی آسان بدست آمد و لی اداره کشورهای شکست خورده پس از جنگ و خروج از سرزمينهایهای اشغالی مشکل ساز شد. شمار تلفات نظاميان آمريکا در افغانستان و عراق به دوبرابر کشته شدگان ۱۱ سپتامبر در نيويورک رسيد. تلفات غير نظاميان و نظاميان در دو کشور شکست خورده عراق و افغانستان به صدها هزار تن رسيد. بعلاوه آمريکا بيش از ۴ هزار ميليارد دلار در دو کشور ياد شده هزينه کرد- هزينهای نجومی که به تشديد بحران اقتصادی شکننده سال ۲۰۰۸ ياری بسيار داد. شايد بدون حمله تروريستی ۱۱ سپتامبر در نيويورک رژيم صدام در عراق همچنان بر سر کار ميماند. بجای آمريکا، ايران خود را به حمله نظامی عليه طالبان مجبور میديد. در ايران اصولگرايان قدرت اجرايی را بدست نمياوردند . اوباما با شعار ضد جنگ در آمريکا به قدرت نمیرسيد. طرح شبکه دفاع موشکی در جمهوری چک و شبکه رادار در لهستان اجرا میشد. روسيه و آمريکا از همکاری سياسی و نزديکی کنونی دور میماندند. پيمان امنيتی شانگهای به شکل کنونی ظهور نمیکرد و در زمينهای کاملا متفاوت، بحران مالی و اقتصادی دو سال گذشته در جهان شکل نمیگرفت. رويداد ۱۱ سپتامبر مسير تاريخ معاصر جهان را ۹ سال پيش تغيير داد.
۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه
بررسی وضعیت قیمت بنزین در 80 کشور جهان
مقایسه قیمت بنزین نسبت به درآمد سرانه نشان می دهد، مردم نقاط مختلف جهان چقدر قدرت خرید بنزین را دارند. اگرچه در کشورهای اروپایی و توسعه یافته، مردم برای خرید بنزین قیمت بالایی را پرداخت می کنند، اما در مقابل، این قیمت با توجه به درآمد سرانه ایشان، رقم معقولی به نظر می رسد. به عبارت دیگر، صرفا بررسی قیمت نمی تواند ملاک مناسبی برای ارزانی یا گرانی بنزین در یک نقطه باشد.
به نقل از پارلمان نیوز و به گزارش ریالفا، برای مثال، اگرچه قیمت هر لیتر بنزین در کشوری مثل هلند 2.09 دلار است، اما هزار لیتر در سال برای یک هلندی، تنها 5.3 درصد از سرانه وی را هزینه می کند. در مقابل، در کشوری مثل ترکیه با قیمت بنزین مشابه هلند، یعنی 2.32 دلار برای هر لیتر مردم برای خرید همان اندازه بنزین درسال باید چیزی حدود 20.7 درآمد خود را هزینه کنند.
ظاهرا، قیمت بنزین در زامبیا از پرتغال ارزان تر است، چراکه مردم پرتغال، بنزین را به قیمت هر لیتر 1.89 دلار و مردم زامبیا، هر لیتر بنزین را به قیمت 1.49 دلار خریداری می کنند. اما این قیمت ها (در مصرف میانگین یعنی سالانه هزار لیتر) به ترتیب در پرتغال حدود 8.6 درآمد سرانه مردم و در زامبیا، همین میزان بنزین برابر 99.3 درصد از درآمد سرانه یک شهروند این کشور است! حال با این مقدمه به سراغ وضعیت قیمت بنزین در 80 کشور جهان می رویم.
کشورهای توسعه یافته: تناسب بهای بنزین و قدرت خرید مردم
پژوهش ریالفا حاکی از آن است که اگرچه قیمت بنزین در کشورهای توسعه یافته بالاتر از کشورهای در حال توسعه و یا عقب مانده است، اما این قیمت در واقع متناسب با در آمد سرانه آنهاست. به طوری که با وجود اختلاف بسیار زیاد در قیمت بنزین، در اکثر این کشور ها، قیمت بنزین درصد مشخصی از درآمد سرانه مردم این کشورها را به خود اختصاص داده است.
به کشورهایی مثل بلژیک، فرانسه، بریتانیا، اسپانیا، سوئیس، سوئد، ژاپن، اتریش، نروژ و... نگاه کنید. بهایی که مردم باید برای ـ حجم مشخصی از ـ بنزین بپردازند، از 4 تا 6 درصد درآمد سرانه آنها را به خود اختصاص داده است.
حتی در کشورهایی مثل کانادا، استرالیا یا ایالات متحده آمریکا، این حجم بین 1.5 تا 2.9 درصد است. یعنی در این کشورها، به رقم درآمد سرانه بالا، بنزین به ارزش خیلی کمتر از ایران نیز به فروش می رسد.
کشورهای عقب مانده: عدم تناسب قیمت بنزین و قدرت خرید مردم
دقیقا شکل عرضه بنزین در کشورهای عقب مانده بر خلاف کشورهای توسعه یافته است. به یک مثال جالب در این زمینه توجه کنید، تفاوت ارزش بنزین در دو کره، بهترین مثال برای این قسمت است.
در حالی که قیمت هر لیتر بنزین در کره جنوبی، حدودا 0.68 دلار از کره شمالی گران تر است، با این حال، هزار لیتر بنزین سالانه(برابر کمتر از صد لیتر در ماه) تنها 5.1 درصد درآمد سرانه مردم کره جنوبی است.
در همین حال، در کره شمالی مردم هر لیتر بنزین به قیمت 0.77 دلار می خرند، یعنی اگر یک شهروند کره شمالی، ماهانه کمتر از یکصد لیتر بنزین مصرف کند، باید حدود نیمی از درآمد سرانه خود را برای خرید بنزین هزینه کند.
به همین دلیل است که در بین ده کشور اول که بنزین نسبت به درآمد سرانه آنها قیمت بالایی دارد، نام کشور های توسعه یافته به چشم نمی خورد. این ده کشور عبارتند از: زامبیا، موزامبیک، هاییتی، هند، مالدیو، کره شمالی، نیکاراگوئه، پاکستان، یمن و ویتنام.
ارزان ترین بنزین ها
بر اساس تحقیقی که ریالفا انجام داده است، اگر قدرت خرید مردم(بر اساس درآمد سرانه) در مقایسه با قیمت هر لیتر بنزین و متوسط مصرف سالانه(برابر هزار لیتر) مورد توجه قرار بگیرد، در این صورت، ده کشور ارزان قیمت بنزین به ترتیب عبارتند از: ونزوئلا، قطر، کویت، بحرین، برنوئی، عربستان، عمان، ایالات متحده امریکا، ، لوگزامبورگ، کانادا، استرالیا، نیوزلند و الجزایر.
به گزارش ریالفا، نکته جالب در این بین، حضور کشورهای همجوار اران در بین این ده کشور است. در واقع کشورهای دارای ذخائر نفت، می کوشند تا بنزین را به بهای کمتری به مردم کشورشان عرضه کنند.
همچنین، ونزوئلا، کشور دوست ایران که به تازگی نیز برای صدور بنزین به ایران اعلام آمادگی کرده است، در این لیست به چشم می خورد. ونزوئلا را چه از لحاظ قیمت بنزین(هر لیتر 20 تومان) و هم از لحاظ درصد بهای بنزین از درآمد سرانه مردم(برابر 0.1 درصد) باید ارزان ترین کشور دنیا داسنت.
علی رغم ادعای برخی رسانه ها مبنی بر گران بودن قیمت بنزین در کشورهای توسعه یافته، در کشورهایی مثل ایالات متحده امریکا، کانادا، استرالیا و...مردم به نسبت در آمد سرانه شان قیمت کمتری برا خرید بنزین می پردازند.
جایگاه ایران
اگر در آمد سرانه را طبق آمارها جهانی برای هر ایرانی 12 میلیون و 900 هزار تومان و قیمت بنزین را در هر لیتر 400 تومان در نظر بگیریم، بنا براین، جایگاه ایران، جایگاه زیاد بدی در این جدول نیست، در واقع ایران 54 کشوری است که در آن بنزین به بهای بالایی فروخته می شود و پس از آن تنها 10 کشور هستند که بنزین ارزان تری به مردم خود می دهند. از این لحاظ باید خوشحال باشیم.
البته فراموش نکنید، درآمد سرانه در این جدول برای این سالانه 12 میلیون و 900 هزار تومان در نظر گرفته شده است و اگ در آمد شما سالانه کمتر از ان میزان است، باد به دنبال چرایی عدم توزیع صحیح ثروت در جامعه بگردید و از طرف دیگر، اگر درآمد شما سالانه نصف این میزان باشد، به تبع آن، شما سالانه سهم بیشتری برای خرید بنزین از درآمدتان پرداخت می کنید(به هر حال این یک آمار جهانی است)
از طرف دیگر، این رتبه برای بنزین لیتری 400 تومان است و اینطور که از صحبت مسئولین بر می آید، این تازه بنزین نیمه یارانه ای است و قیمت بنزین کاملا غیر یارانه ای حدودا 800 تومان برای هر لیتر خواهد بود.
باید توجه داشت که در کشورهای دارای ذخایر نفت، غالبا بنزین یا به قیمت و ارزش خیلی پایین به مردم عرضه می شود، در جدول کشورهای همجوار ایران که ذخایر نفتی دارند(به خصوص کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس) را بابید و قیمت و سهم بهای بنزین از درآمد سرانه مردم را بررسی کنید.
امیدواریم در صورت آزادسازی قیمت بنزین، یا درآمد سرانه مردم آنقدر بالا باشد، یا قیمت بنزین آنقدر پایین، که ایران اولین کشوری نباشد که هم ذخائر نفت و گاز دارد و هم قدرت خرید مردمش برای خرید بنزین، برابر کشورهای جهان سومی بدون بنزین باشد!
نکته : با توجه به نزدیک شدن زمان حذف یارانه ها و افرایش بهای بنزین ، این گزارش مستند را به اگاهی همگان برسانید. با سپاس
به نقل از پارلمان نیوز و به گزارش ریالفا، برای مثال، اگرچه قیمت هر لیتر بنزین در کشوری مثل هلند 2.09 دلار است، اما هزار لیتر در سال برای یک هلندی، تنها 5.3 درصد از سرانه وی را هزینه می کند. در مقابل، در کشوری مثل ترکیه با قیمت بنزین مشابه هلند، یعنی 2.32 دلار برای هر لیتر مردم برای خرید همان اندازه بنزین درسال باید چیزی حدود 20.7 درآمد خود را هزینه کنند.
ظاهرا، قیمت بنزین در زامبیا از پرتغال ارزان تر است، چراکه مردم پرتغال، بنزین را به قیمت هر لیتر 1.89 دلار و مردم زامبیا، هر لیتر بنزین را به قیمت 1.49 دلار خریداری می کنند. اما این قیمت ها (در مصرف میانگین یعنی سالانه هزار لیتر) به ترتیب در پرتغال حدود 8.6 درآمد سرانه مردم و در زامبیا، همین میزان بنزین برابر 99.3 درصد از درآمد سرانه یک شهروند این کشور است! حال با این مقدمه به سراغ وضعیت قیمت بنزین در 80 کشور جهان می رویم.
کشورهای توسعه یافته: تناسب بهای بنزین و قدرت خرید مردم
پژوهش ریالفا حاکی از آن است که اگرچه قیمت بنزین در کشورهای توسعه یافته بالاتر از کشورهای در حال توسعه و یا عقب مانده است، اما این قیمت در واقع متناسب با در آمد سرانه آنهاست. به طوری که با وجود اختلاف بسیار زیاد در قیمت بنزین، در اکثر این کشور ها، قیمت بنزین درصد مشخصی از درآمد سرانه مردم این کشورها را به خود اختصاص داده است.
به کشورهایی مثل بلژیک، فرانسه، بریتانیا، اسپانیا، سوئیس، سوئد، ژاپن، اتریش، نروژ و... نگاه کنید. بهایی که مردم باید برای ـ حجم مشخصی از ـ بنزین بپردازند، از 4 تا 6 درصد درآمد سرانه آنها را به خود اختصاص داده است.
حتی در کشورهایی مثل کانادا، استرالیا یا ایالات متحده آمریکا، این حجم بین 1.5 تا 2.9 درصد است. یعنی در این کشورها، به رقم درآمد سرانه بالا، بنزین به ارزش خیلی کمتر از ایران نیز به فروش می رسد.
کشورهای عقب مانده: عدم تناسب قیمت بنزین و قدرت خرید مردم
دقیقا شکل عرضه بنزین در کشورهای عقب مانده بر خلاف کشورهای توسعه یافته است. به یک مثال جالب در این زمینه توجه کنید، تفاوت ارزش بنزین در دو کره، بهترین مثال برای این قسمت است.
در حالی که قیمت هر لیتر بنزین در کره جنوبی، حدودا 0.68 دلار از کره شمالی گران تر است، با این حال، هزار لیتر بنزین سالانه(برابر کمتر از صد لیتر در ماه) تنها 5.1 درصد درآمد سرانه مردم کره جنوبی است.
در همین حال، در کره شمالی مردم هر لیتر بنزین به قیمت 0.77 دلار می خرند، یعنی اگر یک شهروند کره شمالی، ماهانه کمتر از یکصد لیتر بنزین مصرف کند، باید حدود نیمی از درآمد سرانه خود را برای خرید بنزین هزینه کند.
به همین دلیل است که در بین ده کشور اول که بنزین نسبت به درآمد سرانه آنها قیمت بالایی دارد، نام کشور های توسعه یافته به چشم نمی خورد. این ده کشور عبارتند از: زامبیا، موزامبیک، هاییتی، هند، مالدیو، کره شمالی، نیکاراگوئه، پاکستان، یمن و ویتنام.
ارزان ترین بنزین ها
بر اساس تحقیقی که ریالفا انجام داده است، اگر قدرت خرید مردم(بر اساس درآمد سرانه) در مقایسه با قیمت هر لیتر بنزین و متوسط مصرف سالانه(برابر هزار لیتر) مورد توجه قرار بگیرد، در این صورت، ده کشور ارزان قیمت بنزین به ترتیب عبارتند از: ونزوئلا، قطر، کویت، بحرین، برنوئی، عربستان، عمان، ایالات متحده امریکا، ، لوگزامبورگ، کانادا، استرالیا، نیوزلند و الجزایر.
به گزارش ریالفا، نکته جالب در این بین، حضور کشورهای همجوار اران در بین این ده کشور است. در واقع کشورهای دارای ذخائر نفت، می کوشند تا بنزین را به بهای کمتری به مردم کشورشان عرضه کنند.
همچنین، ونزوئلا، کشور دوست ایران که به تازگی نیز برای صدور بنزین به ایران اعلام آمادگی کرده است، در این لیست به چشم می خورد. ونزوئلا را چه از لحاظ قیمت بنزین(هر لیتر 20 تومان) و هم از لحاظ درصد بهای بنزین از درآمد سرانه مردم(برابر 0.1 درصد) باید ارزان ترین کشور دنیا داسنت.
علی رغم ادعای برخی رسانه ها مبنی بر گران بودن قیمت بنزین در کشورهای توسعه یافته، در کشورهایی مثل ایالات متحده امریکا، کانادا، استرالیا و...مردم به نسبت در آمد سرانه شان قیمت کمتری برا خرید بنزین می پردازند.
جایگاه ایران
اگر در آمد سرانه را طبق آمارها جهانی برای هر ایرانی 12 میلیون و 900 هزار تومان و قیمت بنزین را در هر لیتر 400 تومان در نظر بگیریم، بنا براین، جایگاه ایران، جایگاه زیاد بدی در این جدول نیست، در واقع ایران 54 کشوری است که در آن بنزین به بهای بالایی فروخته می شود و پس از آن تنها 10 کشور هستند که بنزین ارزان تری به مردم خود می دهند. از این لحاظ باید خوشحال باشیم.
البته فراموش نکنید، درآمد سرانه در این جدول برای این سالانه 12 میلیون و 900 هزار تومان در نظر گرفته شده است و اگ در آمد شما سالانه کمتر از ان میزان است، باد به دنبال چرایی عدم توزیع صحیح ثروت در جامعه بگردید و از طرف دیگر، اگر درآمد شما سالانه نصف این میزان باشد، به تبع آن، شما سالانه سهم بیشتری برای خرید بنزین از درآمدتان پرداخت می کنید(به هر حال این یک آمار جهانی است)
از طرف دیگر، این رتبه برای بنزین لیتری 400 تومان است و اینطور که از صحبت مسئولین بر می آید، این تازه بنزین نیمه یارانه ای است و قیمت بنزین کاملا غیر یارانه ای حدودا 800 تومان برای هر لیتر خواهد بود.
باید توجه داشت که در کشورهای دارای ذخایر نفت، غالبا بنزین یا به قیمت و ارزش خیلی پایین به مردم عرضه می شود، در جدول کشورهای همجوار ایران که ذخایر نفتی دارند(به خصوص کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس) را بابید و قیمت و سهم بهای بنزین از درآمد سرانه مردم را بررسی کنید.
امیدواریم در صورت آزادسازی قیمت بنزین، یا درآمد سرانه مردم آنقدر بالا باشد، یا قیمت بنزین آنقدر پایین، که ایران اولین کشوری نباشد که هم ذخائر نفت و گاز دارد و هم قدرت خرید مردمش برای خرید بنزین، برابر کشورهای جهان سومی بدون بنزین باشد!
نکته : با توجه به نزدیک شدن زمان حذف یارانه ها و افرایش بهای بنزین ، این گزارش مستند را به اگاهی همگان برسانید. با سپاس
۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه
گزارش یک روانشناس زندانی ازجنایتهای اردوگاه مرگ کهریزک
گزارش زیر توسط یک روانشناس زندانی در اردوگاه مرگ کهریزک سال گذشته تهیه شده بود و برای فعالین حقوق بشر و دمکراسی ارسال گردید.فعالین حقوق بشر و دمکراسی مرداد ماه1388 آنرا منتشر کرد. اما به دلیل تشکیل دادگاه غیر علنی و غیر مستقل و فرمایشی و پنهان کاری برای پوشاندن حقایق و ضایع کردن خون جان باختگان راه آزادی ،ما اقدام به انتشار مجدد آن گزارش می نماییم تا از اسامی مجریان جنایت علیه بشریت و جنایتهای که در اردوگاه مرگ کهریزک روی داده است افکار عمومی از آن مطلع شوند.البته بدلیل غیر علنی و غیر مستقل بودند دادگاه آمرین اصلی این جنایتها مصون نگه داشته شده اند. دادگاه فرمایشی سعی دارد با صدور احکام صوری و نسبت دادن آن به افراد مجهول هویه مردم را فریب دهد و آمرین و عاملین را از سزای اعمالشان مصون دارند.
اسامی مجریان جنایت علیه بشریت در اردوگاه مرگ کهریزک به سازمانهای حقوق بشری و مراجع بین المللی همراه با اسامی آنهایی که قربانی و شاهد جنایتهای آنها بودن ارسال خواهد شد.
من ا. ب. هستم لیسانس روانشناسی دارم و در یک کلینک پزشکی در خیابان ج. کار می کنم با دکتر ص. و کار ما پزشکی و تهیه دارو برای مردم است. مامورین پلیس ما را به دلیل داشتن یک جعبه آرسنو موتون و پیش بازرس شعبۀ 6 تخلافات پزشکی خیابان مطهری بردند و او بعد از این مرا به آگاهی و پس از آن به کهریزک فرستاد در صورتیکه من سوء سابقه ای نداشتم و هیچ تخلفی نداشتم .کابوس از اینجا شروع شد برادرم مفقود اثر است و خودم در جنگ ایران و عراق در اوایل جنگ در کردستان شرکت کردم و جزوه جانبازان می باشم. موقعی که من را به آگاهی فرستادند بعد از شکنجه هایی که در آگاهی مثل کابل و کتک خوردن ،دستبند و پا بند و بازجوئیهای شدید مشت و لگد در آگاهی شاپور بعد از چند روز به دستور همان دادیار شعبۀ 6 تخلافات پزشکی مرا به آدرس کهریزک بازداشتگاه کهریزک فرستادند .ما را با یک ون به آنجا بردند . وقتی که بطرف قم می روید از سه راهی کهریزک می پیچید به سمت جنوب شرق تهران و کاملا نظامی است و تپه ماهور دارد با سیم خاردار و پادگان کهریزک در لابلای تپه ماهورها است، که دسترسی آن برای افراد عادی سخت است بعد از گذشتن از یک فضای نظامی و عجیب و غریب به فنس اول می رسیم که کلاه سبزها هستند از گارد نیروی انتظامی و بعد از فنس دوم 3 کیلومتر بعد به یک پایگاه نظامی میرسیم که تا بازداشتگاه فاصله ای ندارد بعد از فنس دوم وارد ورودی می شویم. این تابلو نصب شده است که روی آن نوشته است، تحت نظرگاه 210 کهریزک فنس دوم پایگاه نظامی بود که تمام سربازها مسلح بودند و در وسط یک منطقۀ کاملا نظامی که بعضا صدای گلوله از میدان تیر شنیده می شد. در داخل این پایگاه شاهد مجموعه ای بودیم که زندانبانان در بالای دیوار نگهبانی می دادند و زندانیان در کف آن ،قسمتی داشت بنام زیر زمین که قرنطینۀ 1 و 2 آنجا بود و بالای آن دفتر امور اداری آن و سوله ای که داخل آن چند قفس ساخته بودند جهار قفس در حدود 4 اتاقک کوچک دقیقا شبیه قفس های که برای حیوانات مثل یوزپلنگ و شیر و گرگ در باغ وحش تهران ساختند . پشت سر هم 3 قفس را نصب کردند و جوشکاری کردند که احتمالا این قفسته ها را در کارخانه های زندان کچوئی ساخته اند .ارتفاع قفس 3 متر است و هر قفس حدود 25 الی 30 مترمربع مساحت دارد و کف کل سوله موزائیک شده است که پر از لکه های خون،استفراغ و قی و چرک زندانیان قبلی است . 4 اتاقک که روی قفسها ساختند حدود 20 متر مربع مساحت دارند و در داخل هر کدام بین 30 تا 40 نفر را انداخته اند درهای فلزی دارند که روی آن توری کشیده اند و شبها همۀ درها قفل می شد سوله با 3 هواکش ،هوایش عوض می شود .(سوله بزرگ 400 الی 500 متر مربع و دیوارهای سوله سیمانی هستند. تحمل این فضا و سر و صداهای آن فن ها خیلی سخت است . دستشوئیها و سرویسهای بهداشتی به عمد خراب هستند و در انتهای سوله قرار دارند . حمام ندارد ،آب ندارد .
اشتراک در:
پستها (Atom)
