۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه

مسابقات لیگ برتر بوکس مجلس شورای اسلامی!!! (عکس)


هر جناحی برنده شد دولت بعدی را تشکیل می دهد. لازم به یادآوری است که از چهار دوره قهرمانی باید سه دوره قهرمان شوند. امتیاز ناک اوت دوبرابر محسوب می شود.

بررسی وضعیت قیمت بنزین در 80 کشور جهان

مقایسه قیمت بنزین نسبت به درآمد سرانه نشان می دهد، مردم نقاط مختلف جهان چقدر قدرت خرید بنزین را دارند. اگرچه در کشورهای اروپایی و توسعه یافته، مردم برای خرید بنزین قیمت بالایی را پرداخت می کنند، اما در مقابل، این قیمت با توجه به درآمد سرانه ایشان، رقم معقولی به نظر می رسد. به عبارت دیگر، صرفا بررسی قیمت نمی تواند ملاک مناسبی برای ارزانی یا گرانی بنزین در یک نقطه باشد.
به نقل از پارلمان نیوز و به گزارش ریالفا، برای مثال، اگرچه قیمت هر لیتر بنزین در کشوری مثل هلند 2.09 دلار است، اما هزار لیتر در سال برای یک هلندی، تنها 5.3 درصد از سرانه وی را هزینه می کند. در مقابل، در کشوری مثل ترکیه با قیمت بنزین مشابه هلند، یعنی 2.32 دلار برای هر لیتر مردم برای خرید همان اندازه بنزین درسال باید چیزی حدود 20.7 درآمد خود را هزینه کنند.
ظاهرا، قیمت بنزین در زامبیا از پرتغال ارزان تر است، چراکه مردم پرتغال، بنزین را به قیمت هر لیتر 1.89 دلار و مردم زامبیا، هر لیتر بنزین را به قیمت 1.49 دلار خریداری می کنند. اما این قیمت ها (در مصرف میانگین یعنی سالانه هزار لیتر) به ترتیب در پرتغال حدود 8.6 درآمد سرانه مردم و در زامبیا، همین میزان بنزین برابر 99.3 درصد از درآمد سرانه یک شهروند این کشور است! حال با این مقدمه به سراغ وضعیت قیمت بنزین در 80 کشور جهان می رویم.

کشورهای توسعه یافته: تناسب بهای بنزین و قدرت خرید مردم

پژوهش ریالفا حاکی از آن است که اگرچه قیمت بنزین در کشورهای توسعه یافته بالاتر از کشورهای در حال توسعه و یا عقب مانده است، اما این قیمت در واقع متناسب با در آمد سرانه آنهاست. به طوری که با وجود اختلاف بسیار زیاد در قیمت بنزین، در اکثر این کشور ها، قیمت بنزین درصد مشخصی از درآمد سرانه مردم این کشورها را به خود اختصاص داده است.
به کشورهایی مثل بلژیک، فرانسه، بریتانیا، اسپانیا، سوئیس، سوئد، ژاپن، اتریش، نروژ و... نگاه کنید. بهایی که مردم باید برای ـ حجم مشخصی از ـ بنزین بپردازند، از 4 تا 6 درصد درآمد سرانه آنها را به خود اختصاص داده است.
حتی در کشورهایی مثل کانادا، استرالیا یا ایالات متحده آمریکا، این حجم بین 1.5 تا 2.9 درصد است. یعنی در این کشورها، به رقم درآمد سرانه بالا، بنزین به ارزش خیلی کمتر از ایران نیز به فروش می رسد.

کشورهای عقب مانده: عدم تناسب قیمت بنزین و قدرت خرید مردم

دقیقا شکل عرضه بنزین در کشورهای عقب مانده بر خلاف کشورهای توسعه یافته است. به یک مثال جالب در این زمینه توجه کنید، تفاوت ارزش بنزین در دو کره، بهترین مثال برای این قسمت است.
در حالی که قیمت هر لیتر بنزین در کره جنوبی، حدودا 0.68 دلار از کره شمالی گران تر است، با این حال، هزار لیتر بنزین سالانه(برابر کمتر از صد لیتر در ماه) تنها 5.1 درصد درآمد سرانه مردم کره جنوبی است.
در همین حال، در کره شمالی مردم هر لیتر بنزین به قیمت 0.77 دلار می خرند، یعنی اگر یک شهروند کره شمالی، ماهانه کمتر از یکصد لیتر بنزین مصرف کند، باید حدود نیمی از درآمد سرانه خود را برای خرید بنزین هزینه کند.
به همین دلیل است که در بین ده کشور اول که بنزین نسبت به درآمد سرانه آنها قیمت بالایی دارد، نام کشور های توسعه یافته به چشم نمی خورد. این ده کشور عبارتند از: زامبیا، موزامبیک، هاییتی، هند، مالدیو، کره شمالی، نیکاراگوئه، پاکستان، یمن و ویتنام.

ارزان ترین بنزین ها

بر اساس تحقیقی که ریالفا انجام داده است، اگر قدرت خرید مردم(بر اساس درآمد سرانه) در مقایسه با قیمت هر لیتر بنزین و متوسط مصرف سالانه(برابر هزار لیتر) مورد توجه قرار بگیرد، در این صورت، ده کشور ارزان قیمت بنزین به ترتیب عبارتند از: ونزوئلا، قطر، کویت، بحرین، برنوئی، عربستان، عمان، ایالات متحده امریکا، ، لوگزامبورگ، کانادا، استرالیا، نیوزلند و الجزایر.
به گزارش ریالفا، نکته جالب در این بین، حضور کشورهای همجوار اران در بین این ده کشور است. در واقع کشورهای دارای ذخائر نفت، می کوشند تا بنزین را به بهای کمتری به مردم کشورشان عرضه کنند.
همچنین، ونزوئلا، کشور دوست ایران که به تازگی نیز برای صدور بنزین به ایران اعلام آمادگی کرده است، در این لیست به چشم می خورد. ونزوئلا را چه از لحاظ قیمت بنزین(هر لیتر 20 تومان) و هم از لحاظ درصد بهای بنزین از درآمد سرانه مردم(برابر 0.1 درصد) باید ارزان ترین کشور دنیا داسنت.
علی رغم ادعای برخی رسانه ها مبنی بر گران بودن قیمت بنزین در کشورهای توسعه یافته، در کشورهایی مثل ایالات متحده امریکا، کانادا، استرالیا و...مردم به نسبت در آمد سرانه شان قیمت کمتری برا خرید بنزین می پردازند.

جایگاه ایران

اگر در آمد سرانه را طبق آمارها جهانی برای هر ایرانی 12 میلیون و 900 هزار تومان و قیمت بنزین را در هر لیتر 400 تومان در نظر بگیریم، بنا براین، جایگاه ایران، جایگاه زیاد بدی در این جدول نیست، در واقع ایران 54 کشوری است که در آن بنزین به بهای بالایی فروخته می شود و پس از آن تنها 10 کشور هستند که بنزین ارزان تری به مردم خود می دهند. از این لحاظ باید خوشحال باشیم.
البته فراموش نکنید، درآمد سرانه در این جدول برای این سالانه 12 میلیون و 900 هزار تومان در نظر گرفته شده است و اگ در آمد شما سالانه کمتر از ان میزان است، باد به دنبال چرایی عدم توزیع صحیح ثروت در جامعه بگردید و از طرف دیگر، اگر درآمد شما سالانه نصف این میزان باشد، به تبع آن، شما سالانه سهم بیشتری برای خرید بنزین از درآمدتان پرداخت می کنید(به هر حال این یک آمار جهانی است)
از طرف دیگر، این رتبه برای بنزین لیتری 400 تومان است و اینطور که از صحبت مسئولین بر می آید، این تازه بنزین نیمه یارانه ای است و قیمت بنزین کاملا غیر یارانه ای حدودا 800 تومان برای هر لیتر خواهد بود.
باید توجه داشت که در کشورهای دارای ذخایر نفت، غالبا بنزین یا به قیمت و ارزش خیلی پایین به مردم عرضه می شود، در جدول کشورهای همجوار ایران که ذخایر نفتی دارند(به خصوص کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس) را بابید و قیمت و سهم بهای بنزین از درآمد سرانه مردم را بررسی کنید.
امیدواریم در صورت آزادسازی قیمت بنزین، یا درآمد سرانه مردم آنقدر بالا باشد، یا قیمت بنزین آنقدر پایین، که ایران اولین کشوری نباشد که هم ذخائر نفت و گاز دارد و هم قدرت خرید مردمش برای خرید بنزین، برابر کشورهای جهان سومی بدون بنزین باشد!

نکته : با توجه به نزدیک شدن زمان حذف یارانه ها و افرایش بهای بنزین ، این گزارش مستند را به اگاهی همگان برسانید. با سپاس

۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

مهدی کلهر، مشاور احمدى نژاد: ما يک مقدار تربيت سياسى نياز داريم

روزنامه خراسان: مهدى کلهر مشاور رسانه اى رئيس جمهور در گفت وگويى تفصيلى گفت، من اولين کسى بودم که به آقاى احمدى نژاد گفتم چرا به جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام نمى روى، گفت من خوشم نمى آيد. گفتم لازم نيست خوشتان بيايد مگر شما سازمان ملل مى رويد از همه خوشتان مى آيد؟ ملت به شما راى داده و حقوق مى دهد که در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام شرکت کنيد. کلهر تاکيد کرد: ما يک مقدار تربيت سياسى نياز داريم من حرف احمد توکلى را قبول دارم که مى گويد جاى حزب خالى است. البته از ديد بنده نه تنها چند ماه قبل از انتخابات، يا براى کسب قدرت، بلکه براى آموزش سياسى به همه اقشار جامعه که حداقل به يک دستور زبان و واژگان سياسى مشترک برسيم.

تفسیر خبر : ببینید ، ایشان اولین نفری بوده که گفته باباجان چرا مدرسه ( ببخشید جلسه ی تشخیص مصلحت ) نمیری؟ محمود هم لب هایش را ورچیده و جواب داده : من خوشم نمی یاد! حتی کلهر قول داده اگه تو جلسات شرکت کنه براش یک کاپشن نو می خره ، اما باز هم زیر بار نرفته . گفته : اگه قول بدی از این بمب ها که عمو باراک داره و از این پوتین ها که موشک داره، ببخشید پوشک ها که موتین داره ( وای باز هم نشد، موشک ها که پوتین داره ) واشم بخری !!! شاید این دفعه به خاطر تو شرکت کنم . ببینید چه بچه ی نازنینی!!! به به! به به! براش اسپند دود کنید چشم نخوره بچه شون!

برای همه چیز باید دعا کنیم!!!

آيت‌الله شيخ ناصر مکارم شيرازی : برای متحد‌تر شدن دعا کنيم
شيعه آنلاين: حضرت آيت‌الله شيخ ناصر مکارم شيرازی با اشاره به فرا رسيدن شب‌های قدر توصيه کرد که در اين شب‌ها برای برطرف شدن گرانی، بيکاری و متحد‌تر شدن مردم دعا کنيم. اين مرجع تقليد در سلسله جلسات تفسير که در شبستان امام خمينی حرم حضرت معصومه (س) برگزار می‌شود، با بيان اين‌که درهای توبه و استجابت دعا در شب‌های قدر باز است، توصيه کرد: به درگاه خداوند برويد و از گناهان توبه کنيد و از خداوند بخواهيد توفيق بيشتری به کشور و جوانان ما نائل کند و مشکلات ما را حل کند.
کدخدایی: برای اجرای قوانین باید دعا کرد
عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید برای آنکه دولت قوانین مصوب مجلس را اجرا کند باید «دعا» کرد.
آقای کدخدایی امروز شنبه در جمع خبرنگاران گفت: «فقط باید برای اجرای قوانین دعا کنیم. کار دیگری نمی‌توانیم انجام دهیم زیرا وظیفه‌ قانونی بیشتر از این نداریم.»

پیشنهاد : توصیه ی ایشان بسیار مفید است و باید اجرا شود. به نظر من رییس جمهور و دولت و مجلس اسلامی و ... را منحل کرده و همه را برکنار کنید چون اینها به جای این که مشکلی از مردم و مملکت حل کنند ، تازه به مشکلات آنها اضافه هم می کنند . به جای اینها همه جمع می شویم در مساجد و تکیه ها و حسینیه ها و ... مرجع هم که خدا را شکر زیاد داریم ، حتی صادر هم می کنیم . مراجع بیفتند جلو مردم هم پشت سر آنها دعا می کنیم مشکلات حل شود ، کشاورزان به جای این که زمین را شخم بزنند و گندم و جو و ... بکارند بشینند دعا کنند زمین خودش سبز شود. به جای پول های کلانی که به این خارجی های نجس و بی دین و زبان نفهم می دهیم که بیایند برایمان چاه نفت بزنند و استخراج کنند و پتروشیمی بسازند و ... و به جای این همه کارمند و کارگر شرکت نفت که مفت می خورند و می خوابند و هیچ کاری هم انجام نمی دهند و حتی بعد از سی سال هنوز نتوانسته اند از بنزین معمولی کشور را بی نیاز کنند ، عده ای مداح درجه یک و قاری خوش صوت استخدام می کنیم تا دعا کنند چاه های نفت خود به خود فوران کرده و به بشکه ها سرازیر شوند . حتی سعید حدادیان می تواند دعا کند و یک عریضه هم در چاه جمکران بیندازد که چاه های نفت ، عوض نفت خام به ما نفت تصفیه شده بدهند . حتی می شود تقسیم کار کرد و برای مثال حاج منصور ارضی ، برای بیرون آمدن بنزین از چاه جمکران دعا کند ، سعید حدادیان دعا کند که از چاه های مسجد سلیمان گازوییل بیرون آید . حاج صادق آهنگران در بخش پتروشیمی دعا کند و ... الخ.
اما انرژی هسته ای را چون خیلی حساس و تخصصی است ، باید به خود تمساح یزدی سپرده شود ، دعا کند اورانیوم ها خودشان با غلضت 80% غنی سازی شوند و آیت الله سبحانی هم دعا کند به بمب اتمی تبدیل شوند. تولید موشک های دوربرد و هواپیماهای بدون خلبان را هم به سید مجتبی بسپارند.

۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه

نام احمدی‌نژاد به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ثبت می‌شود. (به نظر شما ... مفخّر میشه؟)

محمدرضا شرف معاون ارتباطات، امور بین‌الملل و استان‌های انجمن آثار و مفاخر فرهنگی می‌گوید یکی از برنامه‌های آتی این انجمن، ثبت اسم محمود احمدی‌نژاد به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی کشور است.
آقای شرف به خبرگزاری مهر گفته است: «هر کسی که در کشور ما به یک پست عالی سیاسی مانند ریاست یکی از قوا می‌رسد، جزو سرآمدهای نخبگان سیاسی است و با این پیش فرض بود که احمدی‌نژاد برای این عنوان برگزیده شد.»
وی افزوده است: «در اساسنامه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی آمده است کسی که فعالیت چشمگیری به اسلام و ایران کرده است، مورد تقدیر قرار خواهد گرفت و از این جهت آقای احمدی‌نژاد جزو مفاخر فرهنگی و نخبگان سیاسی ما به شمار می‌رود.»


نوار شهر قصه را یادتان میاد؟ می گفت : « شاعر باید شیک باشه ، لباس فاخر بپوشه » . جواب می داد : « خر که مفخّر نمی شه » .
حالا به نظر شما آخرش ، « خر مفخّر میشه یا نمی شه ؟ »

پاسداران جنایتکار به حیوانات هم رحم نمی کنند. (آمادگی برای عملیات نظامی)

نیروهای سپاه پاسداران در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ی هفته گذشته در پی عملیات نظامی گسترده علیه نیروهای یکی از احزاب کردی در منطقه "ریوار " مابین شهرستان مریوان و پاوه، در اقدامی غیر انسانی اقدام به آتش زدن جنگل های این مناطق کرده اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مردم منطقه نیز که برای خاموش کردن این آتش سوزی به محل حادثه مراجعه کرده بودند مورد بی احترامی سپاه پاسدارن قرار گرفته و حتی از سوی این نیروها تهدید به بازداشت شدند.
شدت آتش سوزی ها به حدی گسترده بوده که موجب زنده سوختن ده ها خوک، روباه و خرگوش در این مناطق شده و مشاهده ی جسد ده ها حیوان سوخته شده به طور دسته جمعی صحنه ی دهشتناکی را در این منطقه به وجود آورده است.
لازم به ذکر است نیروهای سپاه پاسداران در طی ماه های گذشته به بهانه وجود نیروهای احزاب کردی مخالف اقدام به توپباران مناطق کوهستانی شاهو و اورامانات کرده اند که بر اثر این توپ باران ها بخش عظیمی از پوشش جنگلی این مناطق از بین رفته است.


هشدار به مردم : به نظر می رسد این آتش سوزیها عمدی بوده است و نیروهای حکومتی می خواهند جنگلهای منطقه را از بین ببرند تا پوشش جنگلی وجود نداشته باشد . این موضوع بسیار مشکوک است . احتمالن برنامه ی خاصی برای عملیات نظامی در منطقه دارند و برای آینده پیش بینی کرده اند که نباید در اینجا درختی وجود داشته باشد.

میرزاده عشقی شاعر مشروطه؛ شهید آزادی


عشقی شهید شد، غم میهن همیشه خورد
نوشید گــر چه جـام شهــادت ولی نمـرد
ماند همیشه زنده و جـــاوید در جهـــــان
آن ‌کس که نام نیک چو او از جهـان ببرد

«سید محمدرضا کردستانی» متخلص به «میرزاده عشقی»، فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی»، شاعر دوران مشروطیت، روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی و مدیر نشریه قرن بیستم، متولد ۲۰ آذرماه سال ۱۲۷۳ خورشیدی در شهر همدان است.
عشقی از هفت سالگی در آموزشگاه‌های «الفت» و «آلیانس» در ادبیات فارسی و زبان فرانسه تحصیل کرد و پیش از آن‌که گواهی‌نامه از این مدرسه دریافت کند در تجارت‌خانه یک بازرگان فرانسوی به شغل مترجمی پرداخته و به زبان فرانسه مسلط شد.
در آغاز سن ۱۵ سالگی به اصفهان رفت، سپس برای اتمام تحصیلات به تهران آمد، بیش از سه ماه نگذشت که به همدان باز‌گشت و چهار ماه بعدش به اصرار پدر برای تحصیل عازم پایتخت شد ولی عشقی از تهران به رشت و بندر انزلی ره‌سپار واز آن‌جا به مرکز باز آمد.
دوره تحصیلی وی تا سن هفده سالگی بیش‌تر طول نکشید؛ وی مانند بسیاری از پیشروان مشروطه از همان سال‌های جوانی به فعالیت ادبی و فرهنگی پرداخت و در سن هفده سالگی روزنامه «نامه عشقی» را دایر کرد.
شاید یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های شاعران مشروطه این بود که آنان موفق می‌شدند که شعرشان را تا حد تبدیل شدن به ضرب‌المثل پیش ببرند. در این میان میرزاده عشقی جوان، که سری پرشور و زبانی گرم و طناز داشت، شاعری منحصر به فرد بود.
هنگامی‌که در همدان به سر می‌برد، در اوایل جنگ جهانی اول یا به عبارت دیگر دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده، به هواخواهی از عثمانی‌ها پرداخت و زمانی‌که چند هزار تن مهاجر ایرانی در عبور از غرب ایران به سوی استانبول می‌رفتند او هم به آن‌ها پیوست و هم‌راه مهاجرین به آن‌جا رفت و نخستین آثار شاعرانه‌اش از جمله «اپرای رستاخیز شهریاران ایران» (مشاهدات عشقی از ویرانه‌های مداین هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول) و «نوروزی نامه» (در سال ۱۳۳۶ هجری قمری، پانزده روز قبل از فرا رسیدن فصل بهار) را در استانبول سرود.
عشقی چند سالی در استانبول بود، در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب‌عالی جز مستمعین آزاد حضور می‌یافت، پیش از این سفر هم یک بار به هم‌راهی آلمانی‌ها به بیجار و کردستان رفته بود.
عشقی پس از بازگشت در صف مخالفان جدی سردار سپه درآمد. شاید شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ‌گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند اما صراحت لهجه، نکته‌بینی و تحلیل بسیار فنی او در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهوداست. به عقیده‌ی بسیاری از مورخین، عشقی از مهم‌ترین روشن‌فکران مولود روشن‌گری پس از مشروطه بود.
عشقی از استانبول به همدان رفت و باز به تهران شتافت. او چند سال آخر عمرش را در تهران به سر برد، قطعه «کفن سیاه» را در باب روزگار زنان و حجاب آنان با مسمط (ایده‌آل مرد دهگان) نوشت. در واقع این اثر با ثمرش، تاریخچه‌ی تز انقلاب مشروطیت و دوره‌ای است که شاعر می‌زیست.
عشقی در دوره‌ای می‌زیست که باید آن را دوره فجایع و خیانت‌ورزی‌ها دانست. او که از این اوضاع ننگین و فلاکت‌بار به تنگ آمده بود، اشعاری می‌سرود که وطنی و ملی بود و به ملاحظه افکار انقلابیش دم از خون و خون‌ریزی می‌زد، چنان‌که عنوان یکی از مقالات خود را «عید خون» گذارد. او با شجاعت به رجال و سیاست‌مداران وقت، حملات سخت می‌کرد و بر اثر اعتراضات شدیدش به «وثوق الدوله» برای قرارداد ۱۹۱۹ میلادی ایران و انگلیس مدتی زندانی شد. عشقی از لحاظ اخلاقی انسانی خوش‌مشرب، نیکو خصال و به مادیات بی‌اعتنا بود و زن و فرزندی نداشت.
در آغاز زم‌زمه جمهوریت، عشقی دوباره روزنامه قرن بیستم را با قطع کوچک در ۸ صفحه منتشر کرد که یک شماره بیشتر انتشار نیافت و بر اثر مخالفت، روزنامه‌اش بازداشت شد.
میرزاده عشقی در بامداد دوازده تیرماه ۱۳۰۳ خورشیدی به دست دو نفر در سن ۳۱ سالگی در خانه مسکونیش جنب دروازه دولت، سه راه سپه‌سالار، کوچه قطب الدوله هدف تیر گلوله قرار گرفت و در نظمیه از پای درآمد. پیکرش را با مشایعت و بدرقه جمعیت بسیار انبوهی به «ابن بابویه» جنب قصبه حضرت عبدالعظیم بردند و در آن‌جا به خاک سپردند.
گفته شده دو روز پیش از این حادثه یکی از دوستانش به نام «میر محسن خان» به طور اتفاقی، در اتاق محرمانه اداره تامینات خبر «عشقی، محرمانه کشته شود» را شنیده بود.
سنگ‌نبشته آرامگاه عشقی :

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه‌ صفتان زشت‌خو را نکشند
گر عاشق صادقی، زکشتن مهراس مردار بود، هر‌آن‌که او را نکشند

عشقی با نوشتن مقالات و نمایش‌نامه‌ها و اشعار میهنی شهرتی فراوان یافت. «جمهوری‌نامه»، «ادبیات کلاسیک»، «نوروزی‌نامه»، «قالب‌های نو»، «نمایش‌نامه‌ها»، «شهریاران ایران- ایده‌آل»، یا سه تابلوی عشقی ۱- شب مهتاب ۲- روز مرگ مریم ۳- سرگذشت پدر مریم، و اشعار مختلف و مقالات متعدد برخی از آثار این شاعر_نویسنده است.
«محمدتقی بهار» درباره‌ی عشقی می‌نویسد :

جــوانـی دلیــــر و گشـــــاده ‌زبان سخن‌گوی و دانشور و مهربان
نجسته هنـوز از جهـان کام خویش ندیده به واقع سـرانجـام خویش
چـــو بلبل نوایــش همـــه دردناک گـریبان بختش همه چاک‌ چاک
بـه شـب خفتـــه بـر شاخـــه آرزو سحـرگاه با عشق در گفت ‌و‌گو
که از شست کیوان یکی تیر جست جگـرگاه مرغ سخن ‌گوی بست