۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

نبش قبری دیگر یا جعل تاریخ برای تطهیر حسن آیت

چندی پیش روزنامه‌ی «وطن‌امروز» مصاحبه‌ای داشت با «ابراهیم‌اسرافیلیان» از هم‌راهان «حسن‌ آیت»، در این مصاحبه سعی شده بود نکاتی تازه در مورد شخصیت «آیت» و موضع‌گیری‌های سیاسی او مطرح شود. هم‌زمان برخی سایت‌ها مصاحبه‌هایی با همسر و فرزند دکتر آیت داشتند که ادعاهایی شبیه صحبت‌های آقای اسرافیلیان را مطرح می‌کرد. این نبش قبر از چه سبب است؟
حسن آیت و یا همان‌طور که طرف‌دارانش او را دکتر آیت می‌نامند متولد تیر ماه ۱۳۱۷ در شهرستان نجف‌آباد اصفهان و بزرگ‌شده در یک خانواده‌ی روستایی و مذهبی است. او بعدها در تهران در رشته‌های جامعه‌شناسی، حقوق و روزنامه‌نگاری به تحصیل پرداخت و هم‌زمان درس‌های حوزوی را فراگرفت و به زبان‌های عربی، انگلیسی‌ و فرانسه تسلط داشت. دکتر آیت را از مبارزان نهضت ملی‌شدن نفت هم خوانده‌اند که نمی‌تواند صحت داشته باشد، زیرا که او در آن هنگام فقط چهارده سال داشته است و به‌نظر می‌رسد با توجه به گرایش‌های ضد ملی‌گرایی‌اش، این مطلب‌ها بیش‌تر برای بازسازی چهره‌ی او و نشان دادن وطن‌پرستی‌اش ساخته شده باشند.
آیت با گرایش‌های چپ و عضویت در حزب «زحمت‌کشان‌ایران» و سپس با جنبه‌های خشن‌تر آن یعنی مبارزات مسلحانه وارد جریانات انقلاب شد. یکی از خصوصیات بارز دکتر آیت مخالفت او با غرب و اندیشه‌های «لیبرالیستی» بود. او بعدها توانست این تفکرات را در میان روحانیون نیز در پیش از انقلاب و با تدریس در مدرسه‌ی ‌عالی ‌قضایی ترویج دهد. چیزی که ثمره‌اش را پس از پیروزی انقلاب و با مخالفت با پیش‌نویس قانون اساسی گرفت و توانست قانون عرفی اولیه را به حکومت ولایت‌فقیه که خود بر اساس اندیشه‌های استادش «مظفر بقایی» تئوریزه کرده بود تغییر دهد.
نام حسن ‌آیت بر اساس نقش او در گنجاندن اصل ولایت‌فقیه در قانون‌اساسی و هم‌چنین طرح انقلاب فرهنگی و بستن دانش‌گاه‌ها پرآوازه شده است. در مورد تغییر قانون اساسی البته بعدها از سوی آیت‌اله خامنه‌ای از او به عنوان «دست خدا» یاد شد. «آن دست ملکوتی و الهی که اصل ولایت فقیه را در قانون‌اساسی گذاشت، او فهمید که چه می‌کند. کنترل کردن بنای مستحکم نظام‌اسلامی مادامی که اصل نورانی ولایت‌فقیه در قانون‌اساسی وجود دارد غیر ممکن است.» البته لو‌رفتن طرح او درباره‌ی بستن دانش‌گاه‌ها بعدها با مخالفت دوستانش در حزب جمهوری‌اسلامی روبه‌رو شد که تمامی آن‌ها بعدن در انفجار دفتر حزب کشته‌ شدند و آیت جان سالم به‌در برد.
با وجود تاثیر فراوانی که اندیشه‌هایش در شکل‌گیری جمهوری‌اسلامی به شکل فعلی داشته است، تقریبن هیچ اثر مکتوبی از او باقی نمانده است به‌جز جزوه‌ای درباره‌ی دکتر مصدق که به او منسوب است. البته دوستانش این موضوع را به توانایی‌هایش در دانش شفاهی و حافظه‌ی فوق‌العاده‌اش در حفظ کردن موضوعات نسبت می‌دهند. یکی‌دیگر از میراث‌های آیت که بعدها توسط شاگردانش هم‌چون «روح‌اله‌حسینیان و سیدحمید‌روحانی» دنبال شد، جست‌وجو در زندگی خصوصی، سابقه‌های سیاسی و گرایشات فکری، اخلاقی مخالفان سیاسی است. کاری که او در مورد «ابوالحسن بنی‌صدر» در مخالفت با ریاست جمهوری‌اش و بعدها «میر‌حسین‌ موسوی» برای تصدی پست وزارت خارجه انجام داد.
پس از سال‌ها سکوت در مورد حسن آیت و با پیش‌آمدن جریانات بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ با انجام چند مصاحبه از سوی هم‌فکران سابق او نامش دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. این‌بار برای نشان‌دادن شم بالای سیاسی آیت در شناسایی شخصیت واقعی میر‌حسین‌موسوی. در این گفت‌وگوها آقای اسرافیلیان، همسر حسن‌آیت و فرزندش تا آن‌جا پیش می‌روند که با برخی تفاوت‌ها در جزییات همگی ادعا می‌کنند که آقای موسوی به نوعی از این ترور سود می‌برده است و حتا گویا از طراحان آن بوده است و مدارکی بر‌علیه او نیز در جریان این ترور گم شده است.
«همسر دکتر آیت نقل مى‌کرد سه روزى بود که دکتر آیت بیمار بود، صبح روز سوم اسناد و مدارکى را جمع کرده داخل یک پوشه مى‌گذارد که برود. خانمش مى‌گوید: «که بیمار هستى بمان استراحت کن»، دکتر آیت مى‌گوید: «امروز باید بروم مجلس، امروز سرنوشت انقلاب مشخص خواهد شد. امروز قرار است مسئله تصدى وزارت‌ امور‌خارجه آقاى میرحسین‌موسوى مطرح شود.» پوشه را عقب پیکان قرار مى‌دهد. ماشین بنزى در ۱۰ مترى منزل دکتر آیت در حال پنچرگیرى بوده است. زمانى که دکتر داخل ماشین مى‌شود بنز حرکت مى‌کند و دکتر آیت را به مسلسل مى‌بندد و در حدود ۶۰ تیر شلیک مى‌کنند که هنوز هم با آن‌که در را تعمیر کرده‌اند باز هم جاى گلوله‌ها باقى مانده.» پس از آن همسر دکتر آیت نقل مى‌کند: «چند لحظه‌اى گیج حادثه بودیم که یک‌دفعه به یاد پوشه‌ی مدارک افتادیم و به‌دنبالش گشتیم گفتند: پاس‌دارى پوشه را برداشته و هم‌راه خود برده، دریافتیم که پوشه‌ی مدارک به وزارت امور خارجه رفته.
پس از آن‌که پاس‌دار را پیدا کردیم سراغ مدارک را گرفتیم، ابتدا منکر همه‌ی قضایا شد اما با اصرار ما قبول کرد و رفت مدارک را از اتاقى دیگر بیاورد. بعد از ۳۰ دقیقه به‌دنبال پاس‌دار داخل اتاق شدیم که دیدیم فرار کرده و دیگر اثرى از او نیافتیم. این‌که چه مواردى را مى‌خواست در مجلس مطرح کند هیچ‌گاه مشخص نشد.» محسن آیت فرزند او در پاسخ به این سوال که آیا در ترور آیت ابهامی وجود دارد، می‌گوید: «با توجه به مواضع سیاسی شهید آیت در رویارویی با طیف وسیعی از مخالفان، تفکر راستین انقلاب‌اسلامی، موارد مبهمی در این حادثه وجود دارد و مثلن این اطمینان وجود ندارد که آیا تنها گروه مشارکت‌کننده در ترور ایشان، مجاهدین‌خلق بوده‌اند یا مجموعه‌های دیگر‌هم به‌نوعی در این ماجرا نقش داشته و احتمالن انجام برخی هم‌آهنگی‌ها را به عهده داشته‌اند.»
با بررسی این مصاحبه‌ها می‌شود به‌راحتی دریافت که گویا دوباره تکرار تاریخی در جریان است و همانند تمامی انقلاب‌ها و به تبع آن انقلاب اسلامی قرار است با این روش تعداد دیگری از هم‌راهان اولیه حذف شخصیتی شوند تا بهانه برای اقدامات بعدی فراهم شود. باید نشست و دید تنگ‌تر شدن دامنه‌ی خودی‌های انقلاب تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد.

۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه

رباعی (11)

جـــان ها به فــدای خاکِ پاکش بادا !
چون من همه عاشقان هلاکـش بادا !
جـــــان داشتم و به راه ایـــــران دادم
مانده ست تن ام که کودِ خاکش بادا !

آقازاده‌هایی که به‌ راه پدر نرفتند: طالقانی، گیلانی، سیدحسن و...

سیاست در عصر دموکراسی به خانه شیشه‌ای می‌ماند که هرکس وارد آن شود، در معرض افکار عمومی است. زندگی شخصی سیاستمداران و خانواده آنان همیشه زیر ذره‌بین قرار دارد. حساسیت بر چگونگی زندگی شخصی سیاست‌مداران خاص این‌جا نیست. در همه دنیا کم و بیش این حساسیت وجود دارد. اما در ایران این حساسیت در اوج است و البته مردم هم حق دارند از فرزندان مسئولان خود بیش‌تر بدانند.
در سال‌های بعد از انقلاب واژه‌ای به واژگان سیاسی و اجتماعی ایران اضافه شد با عنوان «آقازاده». آقازادگان کسانی هستند که به‌واسطه حضور پدر یا یکی از بستگان درجه اولشان در پست‌های با نفوذ و قدرتمند از مصونیت‌های ویژه‌ای برخوردارند. سعی آقازاده‌ها بیش‌تر این بود که راه و رسم پدر و وابستگان قدرتمند خود را پیش گیرند و جا پای او گذارند یا بی سر و صدا در کناری از مصونیت و امکانات خاص که به واسطه آقازادگی به‌آن دست یافته‌اند، بهره‌مند شوند.
اما در این میان آقازادگانی هم بودند که پا جای پای پدر نگذاشتند و به سراغ سرنوشتی دیگر رفتند. گستره سرنوشت چنین آقازادگانی از مرگ و اعدام بود تا حبس خانگی و طرد سیاسی – اجتماعی.
رفتار فرزندان سیاست‌مداران و مسئولان ایرانی گاه آن‌چنان پرحاشیه بود که مسیر مبارزه پدر را تغییر داد و به مرور به حاشیه اصلی سیاست در ایران تبدیل شد. چنین آقازادگانی در سال‌های پس از انقلاب کم نبودند. این نوشته روایتی کوتاه از آقازادگانی است که راهی متفاوت از راه پدرانشان را انتخاب کردند.

خمینی‌ها
اگرچه فرزندان بنیانگذار انقلاب، رهروان شایسته‌ای برای امام بودند، بطوری‌که حاج‌سید مصطفا جانش را در راه اهداف پدر از دست داد و حاج احمد آقای خمینی هم سایه به سایه امام همراه و هم‌دم بودند و تا آخر عمر لحظه‌ای از هم‌راهی امام کوتاهی نداشتند، اما حساب نوه‌ها جدا بود، چنان‌که آنان سرنوشتی متفاوت از پدران خود پیدا کردند.
سیدحسین خمینی این خانواده بزرگ انقلاب را بی‌حاشیه نگذاشت و چنان‌که این روزها برخی سید حسن خمینی را در مقایسه‌ای دور از ذهن به سیدحسین نیز تشبیه می‌کنند.
سیدحسین خمینی تنها فرزند پسر سیدمصطفا خمینی است. حاشیه‌های پیرامون سیدحسین از زمانی آغاز شد که او در دوره اول انتخابات ریاست‌جمهوری ایران حمایت قاطعی از ابوالحسن بنی‌صدر کردو آیت‌اله بهشتی و اکبرهاشمی‌رفسنجانی را به بوته نقد کشاند و به مرور با انقلابیون زاویه پیدا کرد. چنین موضع‌گیریهایی باعث شدکه ازوی به‌عنوان یکی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران یاد شود. حسین خمینی درسال۲۰۰۴ وبعدازحمله نظامی آمریکا به عراق، از ایران به عراق و از عراق به ایالات متحده آمریکا سفر کرد و با بعضی سران اپوزیسیون جمهوری اسلامی دیدارهایی صورت داد.
وی در سال ۲۰۰۵ با خانواده‌اش به ایران برگشت و از آن پس کم‌تر رسانه‌ای شد، تا آن‌جا که برخی از حبس خانگی او سخن می‌گویند. سیدحسین خمینی هم‌چنین در ماه جون ۲۰۰۶ در مصاحبه با تلویزیون العربیه وی از حمله نظامی آمریکا به ایران به منظور آزادسازی ایران حمایت کرد و افزود:
«آزادی بایدازهر راهی وارد ایران شود چه از طریق تحولات داخلی چه خارجی.» جدیدترین تصاویر سیدحسین خمینی مربوط می‌شود به مراسم درگذشت داماد امام خمینی (ره) که وی را در کنار دیگر نوه‌های امام نشان می‌دهد. اما سیدحسن خمینی شناخته‌شده‌ترین عضو حاضر خانواده امام است که این روزها تولیت آرامگاه رهبر کبیر انقلاب را بر عهده دارد.
اگرچه تا چند سال پیش او به‌عنوان یکی از اعضای خانواده بنیان‌گذار انقلاب مورد احترام ویژه مسوولان قرار داشت، اما در بهمن سال ۱۳۸۶ سایت نوسازی، در نوشته‌ای با عنوان «راز لپ‌های گل‌انداخته سیدحسن خمینی» انتقادات بی‌پرده‌ای را علیه سیدحسن مطرح کرد. کار این سایت به تعطیلی کشیده شد و محمدحسین نوبختیان مدیر سایت بازداشت شد، اما این سرآغاز طرح انتقاد‌ها به خانواده امام خمینی (ره) و سیدحسن بود. سید‌حسن که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ به‌طور رسمی از کسی حمایت نکرد اما در مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی نژاد برای دوره دوم ریاست جمهوری شرکت نکرد و در مراسم هفته دولت در آرامگاه امام خمینی، به استقبال از محمود احمدی نژاد نرفت.
اوج انتقاد‌ها از سیدحسن خمینی در سال‌گرد ارتحال امام در سال جاری بود. چند روز پیش از این مراسم عکس‌هایی از سیدحسن خمینی منتشر شد که هم‌راه با سیدمحمد خاتمی، کروبی و مهندس موسوی درعروسی پسر میردامادی بر سر یک میز نشسته بود. همین باعث شد عده‌ای در روز ۱۴ خرداد زمانی که سیدحسن قصد سخن‌رانی داشت با سردادن شعار‌هایی چون مرگ بر منافق و شعارهایی بر ضد محمد خاتمی، موسوی و کروبی اجازه ندادند وی به سخن‌رانی خود ادامه دهد.

مطهری
علی مطهری، پسر شهید‌آیت‌اله مطهری، این روزها نماینده مردم تهران در بهارستان است، اما بسیاری از منتقدان وی که معمولن ازحامیان دولت هستند معتقدند که علی مطهری از راه و روش پدر خارج شده است و تنها از نام او بهره می‌جوید. صلاحیت علی مطهری ابتدا برای نامزدی در انتخابات رد شد اما در پی رایزنی‌ها و تجدیدنظرخواهی‌ها، شورای نگهبان رای به صلاحیت وی برای ورود به رقابت‌های انتخاباتی داد و او توانست زیر تابلوی حمایت از احمدی‌نژاد وارد مجلس شود. اما این روزها در صف اصول‌گرایان منتقد دولت قرار دارد که در عین حال از اصلاح‌طلبان نیز انتقاد می‌کند. مطهری پس از انتخابات به صراحت از حوادث روی داده انتقاد کرد و همین امر اعتراض چهره‌های اصول‌گرا را به‌دنبال داشت. انتقاد‌های مطهری از دولت و حامیانش کار را به آن‌جا کشاند که حتا بحث اخراجش از فراکسیون اصول‌گرایان مطرح شد، بحثی که مطهری از آن استقبال کرد، اما چنین نشد.

بهشتی‌‌ها
شاید کسی فکرش را نمی‌کرد انتخابات ریاست‌جمهوری و حوادث بعد از آن روزی پسر شهید بهشتی را پشت میله‌های زندان بفرستد، اما چنین شد. سیدعلیرضا بهشتی که از مشاوران اصلی میر حسین موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری بود و مدیر مسوولی روزنامه کلمه سبز را برعهده داشت. علیرضا بهشتی، فردای تظاهرات عاشورا، در روز ۷ دی ۱۳۸۸ در محل تدریس خود در دانشگاه بازداشت شد و چند هفته بعد آزاد شد. هر دو فرزند شهید بهشتی که در طول سالیان گذشته هیچ‌گاه در معرض مناصب سیاسی نبودند، ناگهان در انتخابات ریاست‌جمهوری به‌عنوان هسته اصلی حامیان میرحسین موسوی به صحنه انتخابات وارد شدند.

طالقانی‌ها
فرزندان آیت‌اله طالقانی را می‌توان در جمع آقازاده‌های پر حاشیه سال‌های اولیه انقلاب قرار داد.
چنان‌که ماجرای دستگیری دو پسر او در فروردین ماه ۱۳۵۸ حواشی زیادی را برای این خانواده به وجود آورد. ماجرا از این قرار بوده که ابوالحسن و مجتبی دو پسر آیت‌اله طالقانی نیمه شب ۲۳ فروردین بعد از خروج از سفارت فلسطین، توسط نیروهای شبه نظامی ناشناس بازداشت می‌شوند. در پی این حادثه، آیت‌اله طالقانی به حالت قهر دفاتر خود را تعطیل می‌کند و به مسافرتی اعلام نشده می‌رود. به‌دنبال این موضوع فرزندان آیت‌اله طالقانی با میان‌جیگری موثر سیداحمد خمینی-که نقش واسط بین آیت‌اله طالقانی و امام خمینی را داشت- آزاد می‌شوند.
اما یکی از نکاتی که بازداشت مجتبا طالقانی فرزند آیت‌اله را با حساسیت خاصی مواجه می‌کرد، مارکسیست شدن وی در جریان گرایش بخشی از سازمان مجاهدین خلق به مارکسیسم در سال ۱۳۵۵ بود. مجتبا طالقانی با نگارش نامه‌ای اعتراضی به پدر خویش علنن این دیدگاه خود را اعلام کرد. مجتبا طالقانی این روزها در فرانسه ساکن و عضو گروهی از روشن‌فکران ضدجنگ است. اعظم طالقانی دیگر فرزند آیت‌اله طالقانی نیز از فعالان ملی – مذهبی ایران و نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی ایران بود. او که اکنون دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی است، در دهه پنجاه چندین سال زندانی سیاسی حکومت پهلوی در زندان‌های اوین و قصر بود. پس از آن وارد دانشگاه شد و در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرد. اعظم طالقانی نخستین زنی است که خود را نامزد ریاست‌جمهوری در ایران کرد. او در سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۹ نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ایران شده بود. به گفته خودش «برای آزمایش قانون اساسی، هیچ دلیلی وجود ندارد که یک زن نتواند نامزد انتخابات شود.»
اعظم طالقانی در تابستان ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) به‌دلیل مرگ زهرا کاظمی روزنامه‌نگار کانادایی-ایرانی در زندان، برای اعتراض به نبود امنیت جانی زندانیان در مقابل زندان اوین تحصن کرد. وی در جریان انتخابات ۱۳۸۸ به طرف‌داری از میرحسین موسوی پرداخت.
سید مهدی طالقانی یکی دیگر از پسران آیت‌اله طالقانی اگرچه در عرصه سیاست حضوری پر رنگ نداشت اما، هر از چندی با موضع‌گیری‌هایش توجه‌ها را به خود جلب می‌کند. وی در نیمه شهریور سال ۸۴ در آستانه سال‌گرد آیت‌اله طالقانی در جلسه هفتگی انصار حزب‌اله شرکت کرد به انتقاد شدید از اصلاح‌طلبان پرداخت. او در سخنان خود تاکید کرد: بارها به کسانی‌که در موقع انتخابات در میتینگ‌های خود عکس آیت‌اله طالقانی را علم می‌کنند اخطار داده‌ایم که وقتی نامزد مطرح شما در تهران ۱۲۰۰ رای می‌آورد، این توهین به مرحوم طالقانی است. در انتخابات اخیر هم دوباره بعضی از کاندیداها عکس ایشان را علم کردند و از بین هشت کاندیدا نفر هفتم شدند.
آیت‌اله طالقانی سه دختر با نام‌های بدری، وحیده و اعظم و هم‌چنین سه فرزند پسر با نام‌های حسین، مجتبا طالقانی و مهدی داشت.

جنتی‌ها
فرزندان آیت‌اله جنتی دبیر شورای نگهبان قانون اساسی هم از جمله آقازادگانی هستند که هر یک به سویی رفتند. آیت‌اله جنتی دو پسر به‌نام علی و محمدحسین داشت. اگرچه علی راه سیاست هم سو با پدر را انتخاب کرد و دیپلمات شد، اما محمدحسین به راه پدر نرفت.
محمدحسین جنتی پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی ایران، به حمایت از سازمان مجاهدین برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید. او هم‌راه با همسرش فاطمه سروری به زندگی مخفی روی آورد و بالاخره در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ در اصفهان کشته شد. آیت‌اله جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است و روند انقلاب را قبول ندارد دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.
علی جنتی پسر دیگر آیت‌اله جنتی سیاست‌مدار و دیپلمات ایرانی است که البته اگرچه دچار سرنوشت برادر نشد، اما در صف‌بندی‌های سیاسی بیش از این‌که نزدیک به پدر باشد، به‌عنوان چهره‌ای نزدیک به آیت‌اله هاشمی‌رفسنجانی شناخته می‌شود. او در سال ۱۳۵۹ رییس صداوسیمای استان خوزستان و در سال ۱۳۶۳ استان‌دار خوزستان شد. وی هم‌چنین در سال ۶۷ ریاست دفتر اکبر هاشمی‌رفسنجانی رییس مجلس را برعهده گرفت و در دوران ریاست‌جمهوری هاشمی به استان‌داری خراسان و سپس سفارت ایران در کویت برگزیده شد و تا پایان دوره ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در این مقام باقی ماند. با پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۴ وی از کویت فراخوانده و به‌عنوان معاون سیاسی وزیر کشور مصطفا پورمحمدی منصوب شود، اما در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۵، تحت فشار هواداران محمود احمدی‌نژاد از این سمت کنار گذاشته و بار دیگر به‌عنوان سفیر به کویت فرستاده شد. علی جنتی در خرداد سال جاری توسط متکی وزیرخارجه از مقام خود برکنار شد. چند هفته پیش از برکناری علی جنتی برخی مطبوعات کویتی در ادعایی بی‌پایه و اساس از نقش برخی از ایرانیان در گروه‌های جاسوسی در کویت خبر داده بودند. البته این اتهام هیچ‌گاه توسط مقام‌های رسمی کویت تایید نشد.

خلخالی
فاطمه صادقی‌خلخالی دختر حجت‌الاسلام خلخالی استاد دانشگاه است. وی در زمینه حقوق زنان فعالیت می‌کند و پیش از این با ماه‌نامه زنان نیز هم‌کاری می‌کرد و عضو تحریریه فصل‌نامه گفتگو بوده است. فاطمه خلخالی هم‌چنین مطالبی در دفاع از جنبش فمینیستی در ایران و بر علیه حجاب در سال ۱۳۸۷ ارایه کرد. پدر وی محمدصادق صادقی‌گیوی معروف به خلخالی، روحانی و حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. خلخالی در دادگاه‌هایی که ریاست آن‌ها را بر عهده داشت و برای محاکمه و مجازات دست‌اندرکاران حکومت پهلوی تشکیل می‌شدند، حکم اعدام افرادی چون امیرعباس هویدا نخست‌وزیر رژیم پهلوی و نعمت‌اله نصیری رییس ساواک را صادر کرده بود.

ناطق نوری
ناطق نوری فرزند حجت‌الاسلام ناطق نوری ازجمله آقازاده‌هایی بودکه تاپیش ازتبلیغات ومناظره‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری دهم، حرکت در سایه رابه متن ترجیح می‌داد. او کم‌تر چهره رسانه‌ای و سیاسی داشت و کسی از او خبر زیادی نداشت. اما این جریان بعداز مناظره‌های انتخاباتی تغییر کرد. محمود احمدی‌نژاد درمناظره معروف خود با میرحسین موسوی پیکان اتهامات خود را به فرزندان برخی سیاسیون ایرانی گرفت که پسر حجت‌الاسلام ناطق نوری یکی از آن‌ها بود. بعد از اتهام‌های احمدی‌نژاد مصطفا ناطق‌نوری سکوت خود را شکست و در ۱۴ خرداد ۸۸ طی نامه‌ای به میرحسین موسوی نامه شیوه مناظره تلویزیونی وی با رقیب انتخاباتیش راستود و از اتهام وارد شده بر خود و خانواده‌اش در این مناظره گلایه کرد. وی هم‌چنین در گفت‌وگویی با روزنامه ابرار گفت: «پدرم سخت‌ترین روزهای عمرش را در ماه‌های پس از انتخابات تجربه کرد.»

هاشمی‌ها
اگرچه فرزندان هاشمی‌رفسنجانی راهی به جز راه پدر نرفتند، فرزندانی که به پاشنه آشیل اقتدار پدر تبدیل شدند. به گمان بسیاری از منتقدان این خانواده راه و رسمی که فرزندان رییس مجمع تشخیص مصلحت برگزیدند مسیری نبود که از آن‌ها انتظار می‌رفت. بدون شک در سال‌های بعد از انقلاب و مخصوصن در چندین سال گذشته نام هاشمی‌ها با تجارت گره خورده است. این موضوع همیشه هم‌چون شایعه‌ای در بسته بین مردم دهان به دهان می‌چرخید اما هیچ‌گاه کسی اشاره مستقیم به آن نداشت. تا این‌که محمود احمدی‌نژاد در مناظره جنجالی‌اش با میرحسین موسوی از فرزندان هاشمی به‌عنوان کسانی نام برد که از جایگاه آقازادگی خود برای رسیدن به منافع شخصی استفاده می‌کنند.
پرحاشیه‌ترین این آقازاده‌ها مهدی هاشمی است. او که در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی به هم‌راه مجتبا خامنه‌ای در جبهه‌ها حاضر شده بود، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ در ستاد انتخاباتی پدرش اکبر هاشمی رفسنجانی فعالیت می‌کرد، اما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از حامیان میرحسین موسوی بود و بسیاری معتقد بودند که وی از امکانات دانشگاه آزاد برای حمایت از موسوی استفاده می‌کند. اما پس از انتخابات ریاست جمهوری نام وی از سوی چند تن از متهمان دادگاه متهمان پرونده کودتای مخملی به‌عنوان فرمانده پشت صحنه حوادث بعد از انتخابات مطرح شد.
حتا بعضی طرف‌داران احمدی‌نژاد مدعی شدند که مهدی هاشمی مهم‌ترین نقش را در انصراف سید محمد خاتمی و جای‌گزینی موسوی در این دوره از انتخابات بر عهده داشته است. مهدی هاشمی دو ماه پس از انتخابات به‌عنوان رییس دفتر هیت امنای دانشگاه آزاد اسلامی جهت بازدید و رسیدگی دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامی به خارج از ایران رفت که این سفر حواشی بسیاری را به هم‌راه داشت که بعدها به سفر تحصیلی تعبیر شد که هنوز هم ادامه دارد.
در سال ۲۰۰۷ مدیرعامل و چند کارمند شرکت نفتی توتال توسط مقامات قضایی فرانسوی به اتهام پرداخت حدود ۶۰ میلیون یورو رشوه به مقامات ایرانی برای مشارکت در احداث میدان گازی پارس جنوبی بازداشت شدند و نام مهدی هاشمی به‌عنوان فردی که بخشی از این مبلغ را دریافت کرده مطرح شد. توتال در سال ۱۹۹۷ به هم‌راه شرکت گازپروم روسیه و پتروناس مالزی در مناقصه احداث این میدان گازی پیروز شده‌ بود و در سال ۲۰۰۴ پلیس سوییس متوجه شده بود که چندین میلیون یورو از اموال شرکت توتال به حساب یک ایرانی مقیم سوییس واریز شده که به گفته رسانه‌های فرانسوی از کارمندان مهدی هاشمی‌رفسنجانی است.
محسن هاشمی‌رفسنجانی پسر ارشد آیت‌اله هاشمی‌رفسنجانی هم اگرچه هم‌چون برادر کوچک‌ترش پرحاشیه نبود، اما بحث حضور یازده ساله وی به‌عنوان رییس متروی تهران بارها از سوی دولت احمدی‌نژاد مورد نقد قرار گرفته است. این انتقاد‌ها کار را به‌جایی رساند که محسن در مراسمی که برخی از فرماندهان نظامی نیز در آن حضور داشتند از حملات حامیان احمدی‌نژاد به پدرش و خانواده هاشمی به شدت انتقاد کند.
فائزه هم پر حاشیه‌ترین دختر آیت‌اله هاشمی‌رفسنجانی است که وارد وادی سیاست شده است. فائزه هاشمی نماینده دوم تهران در مجلس پنجم بود، اما شکست او در انتخابات مجلس ششم باعث کناره‌گیری او از سیاست شد.
او در سال ۱۳۷۸ اولین روزنامه مربوط به زنان یعنی روزنامه زن را منتشر کرد. فائزه از مخالفین جدی محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهوری کنونی ایران است که در اعتراضات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ حضور فعالی داشت و حتا در تظاهرات روز ۳۰ خرداد برای مدت کوتاهی دستگیر شد.
فاطمه خواهر فائزه اما سیاست‌مدار نیست و پیش از این رییس فدراسیون ورزشی بیماران خاص بود. فاطمه هاشمی در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ از این سمت استعفا کرد تا هیچ سمت دولتی نداشته باشد.
یاسر هاشمی پسر کوچک هاشمی‌رفسنجانی هم اگرچه در مقطعی حاشیه‌هایی داشت، اما حاشیه‌های مهدی او را به حاشیه راند، تا این‌که چندی پیش خبری مبنی بر دستگیری رییس دفتر وی منتشر شد.

حسنی
رشید حسنی پسر حجت‌الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه نیز از جمله آقازادگانی بود که راه پدر را نرفت و به کمک پدر به مجازات رسید.اگرچه حجت‌الاسلام حسنی از مبارزان با رژیم شاهنشاهی و نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی بود، اما پسرش رشید، در اوایل انقلاب به عضویت گروهک فدائیان خلق در آمد. پس از این بود که حجت الاسلام حسنی محل پسرش را به کمیته انقلاب اطلاع داد و رشید حسنی پس از محاکمه اعدام شد.

گیلانی
پسر آیت‌اله محمدی‌گیلانی هم از جمله آقازادگانی بود که با حکم پدر به مجازات رسید. آیت‌اله محمدی گیلانی که از فعالان سیاسی پیش از انقلاب بود پس از پیروزی انقلاب به دستور امام‌خمینی (ره) تشکیل دادگاه انقلاب را بر عهده گرفت و پس از تشکیل شورای عالی قضایی به عضویت این شورای درآمد. آیت‌اله محمدی‌گیلانی سه پسر داشت که اوایل انقلاب از اعضای مجاهدین خلق بودند.
پسر اول و دوم آیت‌اله گیلانی یکی در تصادف و دیگری در درگیری‌های خیابانی کشته شدند، اما پسر سوم با حکم پدر اعدام شد.
البته آن‌چنان‌که تفاوت‌های نسلی، شکاف‌های نسلی را ایجاد کرده است، مطالعه سرنوشت فرزندان مسوولان هم گویای شکاف‌های نسلی است. شکاف فرزندان و پدران، شکاف نسل اول فرزندان و نسل‌های بعدی و …. در این میان شخصیت‌ها و سیاست‌مداران بسیاری هم هستند که گرفتار شکاف نسلی فرزندان خود نشده اند و در کوران حوادث امتحان خوبی پس داده‌اند.

خانم حامی احمدی نژاد در ضیافت شام نیویورک که بود ؟

بعد از آن که رسانه های اصولگرا از حضور یکی از حامیان جرج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا خبر داده و تصاویر او با همسر بوش را منتشر کردند، اکنون افشای هویت و پیشینه یکی از ایرانیان مقیم آمریکا که صداوسیما او را فردی عاشق وطن و دوستدار احمدی نژاد معرفی کرد، اطلاعات جالبی را به دست داده است.
به گزارش خبرنگار “آینده”، در پی ضیافت شام احمدی‌نژاد به شماری از ایرانیان مقیم آمریکا، صداوسیما در گزارشی به مصاحبه با برخی میهمانان این جشن پرداخت و در این میان زن جوانی با صدای لرزان به خبرنگار صداوسیما می‌گوید: «شما نمی‌دونید چی دارید… اگه قدرشو داشتید… من خاک ایرانو ببینم خاکشو می‌بوسم…»
تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد. نه طرفداری از احمدی‌نژاد چیز غریبی‌ست نه از دست ندادن شام مفت وزارت امور خارجه ایران در آمریکا با مزایای جانبی، بی سابقه بوده . پرسش از این هم نیست که چرا اگر کسی تا این حد از اینکه مردم ایران “قدرشو نمی‌داشتن” حسرت زده و متاثر است، خود در دورترین نقطه سیاسی-جغرافیایی از ایران کنونی جا خوش کرده است.
ماجرا از آنجا بامزه می‌شود که بدانیم خانم قدرداشت، نویخانم امید البته به چسباندن عکس‌های شیرفهم‌کننده در بالای سایت‌هایی که مربوط به ایشان است علاقه دارد و مثلا عکسی با پرچم اسرائیل -که احتمالا مربوط به یکی از سخنرانی‌های ایشان در مقام اپوزیسیون جمهوری اسلامی است- در بالای وب‌سایت شخصی ایشان به چشم می‌خورد. لابد برای مخاطب انگلیسی‌زبان تا بداند با شیرزنی آزاده و روشنفکر! طرف است که پنجه در پنجه حکومتی انداخته است که به زعم او ایران را تبدیل به جهنم کرده است و فاکس‌نیوز هم بدون علت یک نفر را برای نظر دادن در مورد ایران به میزگردها و مصاحبه‌های متعددش دعوت نمی‌کند.سنده کتابی‌ است به نام زندگی در جهنم، که البته منظور از جهنم هم نه آمریکای جنایت‌کار و شیطان بزرگ که همین نظام مقدس جمهوری اسلامی است. آنقدر هم اصرار بوده که در سایت ویژه‌ی این کتاب عکسی از امام خمینی(ره) چسبانده شده تا مبادا جهنم مورد نظر خانم امید با سایر جهنم‌ها اشتباه گرفته شود.
خانم امید البته به چسباندن عکس‌های شیرفهم‌کننده در بالای سایت‌هایی که مربوط به ایشان است علاقه دارد و مثلا عکسی با پرچم اسرائیل -که احتمالا مربوط به یکی از سخنرانی‌های ایشان در مقام اپوزیسیون جمهوری اسلامی است- در بالای وب‌سایت شخصی ایشان به چشم می‌خورد. لابد برای مخاطب انگلیسی‌زبان تا بداند با شیرزنی آزاده و روشنفکر! طرف است که پنجه در پنجه حکومتی انداخته است که به زعم او ایران را تبدیل به جهنم کرده است و فاکس‌نیوز هم بدون علت یک نفر را برای نظر دادن در مورد ایران به میزگردها و مصاحبه‌های متعددش دعوت نمی‌کند.
ماجرا همچنان ادامه دارد. خانم امید با شدت گرفتن اعتراضات جنبش سبز و توجه جهانی به این موضوع، با شال سبز در فاکس نیوز ظاهر می‌شود و اظهار نظر می‌کند. او در ابتدای ویدئوی این گفتگو در سایت یوتیوب و چند جای دیگر مدیرسایت irananditsfuture.org معرفی می‌شود که وجود خارجی ندارد. وب سایت archive.net می‌گوید گویا هیچ گاه هم وجود نداشته است. (سایت دیگری البته با آدرس iranfuture.org وجود دارد که گویی کپی-پیستی سرسری از وب‌سایت شخصی خود غزل امید است و در آنجا مدیر اجرایی معرفی شده است.)

۱۳۸۹ مهر ۲۰, سه‌شنبه

شعر : سختی اوضاع ایران....

اگـــــــرسختی اوضاع را تحمل می‌كند ایران
شودجان ازشراب تلخ مست وملتهب،جوشان
خیالت می‌رســـــــــــد آرام شد دریای توفان‌زا
نهفته زیر خاكسـتر هـــــزاران اخگر سوزان
درو خـواهی نمودت آنچـه را كه كاشتی، آخر
چه‌كردی‌جزفشاروضرب ‌وجرح‌كشته‌وزندان؟
چه قامت‌های سروی كه‌ زبن‌ برخاك سردافتاد
به یادت مانده سهراب و ندا و نادرو اشـكان؟
تو ازپایان كار مستبدان بی خــــــــبر ماندی
كه مُلك با كفر‌ می‌ماند ولی باظلم، بس ویران
چه باتشویش پندت می‌دهند ازدورو ازنزدیك
ولی افسوس بیهوده،چه‌جای مشت باسندان؟
شود پیروز برشمشیر خــــون، باقدرت ایمان
مسلح گرچه باشند جیره خواران تا بن دندان

فتوکاتورهایی از رفسنجانی، احمدی نژاد، مختارنامه میر باقری



امارات، مالک سه جزیره در خلیج فارس است


روز پنج‌شنبه، در پی سفر یک هیت چینی به امارات، رییس مجلس امارات از آن‌ها خواست تا در حل مشکل مالکیت بر سه جزیره ایرانی به این دولت کمک کند.
به اعتقاد تحلیل‌گران، هرگاه شرایط بین‌المللی برای ایران دشوارمیشود دولت امارات موضوع مالکیت جزایر سه‌گانه را مطرح می‌کند.
به گزارش دویچه‌وله، در حاشیه سفر یک هیت ۲۱ نفره از کنگره ملی جمهوری خلق چین ‌به امارات متحده عربی، عبدالعزیز الغریر رییس پارلمان امارات از چین به عنوان متحد نزدیک ایران خواست تا در «حاکمیت بر جزایر سه‌گانه خلیج فارس» به این کشور کمک کند.
الغریر ازهمراهی چینیها با این درخواست خبردادوگفت: «آنهابه ماگفتند تقاضای شمادرموردجزایر معتبروقانونی است».
وی افزود: «آقای لی از ما دعوت کرد به چین سفر کنیم و طرح‌ها و ایده‌هامان را به مقامات چینی و کنگره ملی خلق چین ارایه کنیم».
چندی پیش امارات این موضوع رابادیگر متحدایران نیزدرمیان گذاشته بود. رییس دولت امارات درپیامی به بشاراسد ازاو خواسته بود، در موضوع جزایر سه‌گانه ایرانی با استفاده از روابط گسترده خود با ایران مانع از گسترش بحران فعلی در رابطه با ایران شود. ازسوی دیگراتحادیه عرب وشورای هم‌کاری خلیج فارس نیزدراین مناقشه جانب امارات رامیگیرند.
دولت امارات ادعا می‌کند که تا سال ۱۹۷۱ سه جزیره ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، تحت حاکمیت وی بوده است اما ایران این جزایر را جز لاینفک تمامیت ارضی خود می‌داند و اعلام کرده که در هیچ محکمه بین‌المللی حاضر نمی‌شود.