۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

رباعی (2)

ژرف اَر نگری، بهمن و مرداد یکی ست
نزدِ شــــه و شیخ، داد و بیـــداد یکی ست
مسجــد شده مسلخ، نه شگفت است اگــر
گلـــــزار ِ شهیــــد و لعنت آباد یکی ست

فراخوان : دعوت از وبلاگ نویسان برای تحریم کالاهای چینی

این نوشتار را بدون هیچ پیش داوری و دسته بندی سیاسی بخوانید و بدانید در این نوشتار به خصوص اگر از دولت یا بازرگانان و یا ... نام می بریم منظور ما شخص خاصی نیست. تنها می خواهیم همه ی ایرانیان و عزیزان با عمق فاجعه آشنا شده و از پیشنهاد ما حمایت و پشتیبانی کرده و اگر هر کدام از هم میهنان پیشنهاد بهتری دارند برای ما بنویسند ، تا دست در دست یکدیگر نهاده و بتوانیم به نتیجه ی دلخواه برسیم. می خواهیم حرکتی را با کمک شما هم میهنان و همت والای شما عزیزان آغاز کرده و ثابت کنیم که : ایرانی از هر رنگ و نژاد و سلیقه و عقیده ای هست ، ایرانی است و ایرانیان برای سربلندی ایران حاضرند اختلافات را کنار گذاشته و در راه اعتلای کشورشان گام بردارند. ما در این سک مورد با یکدیگر همکاری می کنیم ، اما در مورد مسائل دیگر هر کدام عقیده ی خود را داریم و راه خودمان را ادامه می دهیم. می خواهیم نشان دهیم ایرانی هنوز زنده است و اگر بخواهد می تواند کوه ها را هم جا به جا کند. امیدوارم همه ی عزیزان دست یاری ما را بفشارند. با سپاس

از پیشنهاد ها و انتقاد های شما در جهت هر چه بهتر شدن این حرکت ، با روی باز استقبال می کنیم.


درود بر همه ی ایرانیان پاک نهاد و میهن پرست،
همه کسانی که قلب شان به عشق ایران می تپد و برای سربلندی این خاک تلاش می کنند. جوانانی که با عقیده های مختلف و راههای متفاوت ، آرمان شان یکی است و هدف شان خدمت به میهن و حراست آن در مقابل دشمنان سرزمین پدری.
هنگامی که برخی مؤسسات و سایت ها مانند گوگل با تطمیع شدن توسط سرمایه داران عرب و سران کشورهای عربی از نام جعلی خلیج فارس استفاده کردند. ما فرزندان میهن با اعتراض های خود به شکل های مختلف و از جمله در فضای مجازی نشان دادیم که هستیم و نشان دادیم هر وقت پای میهن مان ایران در میان باشد، از چیزی نمی هراسیم و همه با هم هستیم و بدون توجه به رنگ و سلیقه و عقیده و قوم و نژاد و جنسیت ، همگی یک صدا و با تمام قدرت در این راه از یکدیگر پشتیبانی می کنیم.
می دانید که اعتراض به نام جعلی خلیج (ال.ع.ر.ب.ی) از وبلاگ های فارسی آغاز شد و شما وبلاگ نویسان میهن پرست با تعصب و پشتکار خود درس بسیار بزرگی به جهانیان و به ویژه به عرب ها دادید. اما درس بزرگ تر و مهم تر را به خودمان دادیم . یاد گرفتیم که اگر همه با هم باشیم کارهای بسیار بزرگی می توانیم انجام دهیم و می توانیم کاری کنیم که تمام دنیا ما را تحسین کنند و اعتراف کنند که ما ملت بزرگی هستیم و حتا می توانیم جامعه ی جهانی را به زانو در آوریم .
کاری که توسط چند وبلاگ نویس آغاز شد ، آن قدر فراگیر گشت که موجب عقب نشینی توطئه گران و هدر رفتن دلار های نفتی عرب ها شد. گوگل و ناشنال ژئوگرافی و ... مجبور شدند عذر خواهی کرده و نام جعلی ( خلیج ال.ع.ر.ب.ی) را حذف و به جای آن نام صحیح و اصلی آن یعنی خلیج فارس یا دریای پارس را بگذارند.
با این مقدمه می خواهم به نتیجه ی دیگری برسم و پیشنهادی را مطرح کنم که امیدوارم مورد توجه دوستان و هم میهنان گرامی قرار گیرد.
سونامی کالاهای چینی
همان طور که می دانیم اجناس و کالاهای چینی بازار را قبضه کرده و در همه ی لایه ها و در تمام صنایع ما رخنه کرده است. از کارخانه های بزرگ گرفته ، تا پیچ و مهره و پوشاک و قطعات ماشین ها و دستگاه های مختلف. در بازار خودرو هم به مرور دارد نفوذ می کند و چندی است که در خیابان ها شاهد عبور و مرور خودرو های چینی (مانند : ام.وی.ام ، مدیران ، لیفان و...) هستیم . فرش ماشینی و حتا فرش دستباف ایران که یک هنر و صنعت ملی و دیرینه ی ایرانی است نه تنها بازارهای خارجی را سال ها است ( به علت سیاست های غلط نظام ) از دست داده است بلکه بازار داخلی را نیز اشباع کرده است . خنده دار تر از همه این که چینی ها صنایع دستی ما مانند : قلم زنی ، مینا کاری ، صنایع دستی اصفهان یا خاتم و ... صنایع دستی دیگر را نیز می سازند و علاوه بر کشور های دیگر ، به ایران هم صادر می کنند. به چینی ها نمی توان ایراد گرفت که چرا می خواهند بازار های جهان را در اختیار خود بگیرند ، چون هر کشوری آزاد است و باید برای رشد افتصادی و شکوفایی آن دست به هر کاری بزند. اما گناه اصلی بر گردن خود ما است. بخشی از گناه بر گردن بازرگانان ایرانی است که کالاهای بدون کیفیت و بی ارزش چینی را وارد می کنند و با ده ها برابر قیمت به فروش می رسانند و از این راه سود های نجومی و کلان می برند. باید از آنان پرسید چرا؟
پاسخ این پرسش معلوم است : چون سود های کلان عاید بازرگانان می شود و سود بسیار خوبی هم در جیب گمرک می رود و قاچاقچیان هم سود فراوانی می برند. اما این خیانتی است بسیار بزرگ تر از آن چه فکر می کنید که در آینده ای نزدیک اثرات آن را خواهیم دید. بسیاری از کارخانه ها و صنایع داخلی تعطیل شده اند . تولید داخلی در حال مردن است . حتا در سال های دهه ی پنجاه که اوج مصرف گرایی ایران بود هم واردات ایران نسبت به صادرات آن ( اگر بخواهیم با صادرات غیر نفتی مقایسه کنیم که از فاجعه و زلزله و سونامی هم دردناک تر است ) در این حد نبوده است.
همان طور که در آغاز نوشتیم ، در این نوشتار ما از نگاه یک ایرانی به مسئله نگاه می کنیم و به هیچ عنوان قصد نداریم با دید سیاسی و حزبی و جناحی قضیه را بررسی کنیم ، چون پیشنهادی که می خواهیم مطرح کنیم ، نیاز به پشتیبانی همه ی ایرانیان دارد تا به نتیجه ی دلخواه برسد. اما اگر شما به کارهایی که ریاست اتاق بازرگانی انجام داده و می دهد نگاه کنید و یا این که ببینید رییس گروه بازرگانی ایران و چین چه کسی است؟ و چه قدرتی دارد؟ و چه نفوذی در میدان سیاست و نظام دارد ( نفوذش از رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و ریاست مجلس و ... بیشتر است. حتا بالاترین مقام نظام هم نمی تواند برخلاف میل او کاری انجام دهد. در این جا به دلایل آن کاری نداریم ) . حتی سهام چند بانک بزرگ را در چین خریداری کرده است و ... ( در این مورد می توانید تحقیق کنید. چندی پیش روزنامه های پر تیراژ ایران هم در این باره نوشتند ).
درباره ی دلایل این که چرا کالاهای چینی ( آن هم از بدترین نوع و با پایین ترین کیفیت ) و اثرات فاجعه باری که بر اقتصاد و آینده ی کشور می گزارد در آینده باز هم خواهیم نوشت . اما در این جا می خواهیم پیشنهاد خود را مطرح کنیم . هرچند ممکن است با این پیشنهاد از طرف افراد و گروه ها و شرکت هایی که منافع شان به خطر می افتد، تهدید شویم و یا وبلاگ مسدود شود و ... اما این کار را تا رسیدن به هدف مان ادامه خواهیم داد. امیدواریم شما هم میهنان عزیز و گرامی از این حرکت پشتیبانی کنید.

تحریم کالا های چینی
دوستانی که وبلاگ دارند ، در وبلاگ خود این مسئله را تبلیغ کنند و کسانی که سایت دارند در سایت خود بگذارند و هر روز آن را به روز (آپ دیت) کنند ، تا به حرکتی فراگیر تبدیل شود . از همین فردا خرید و فروش اجناس و کالا های چینی را تحریم کنید و به هیچ عنوان جنس چینی خریداری نکنید ، بازرگانان و فروشندگان ایرانی وقتی ببینند جنس چینی فروش نمی رود و مردم آن را خریداری نمی کنند ، دیگر اجناس چینی نمی آورند و مجبور می شوند اجناسی با کیفیت بهتر و بالاتر برای فروش عرضه کنند. دولت چین هم زمانی که ببیند این حرکت جدی است و بازار خود را در ایران ( که بسیار برایش مهم است ، چون جمعیت ایران برابر با جمعیت تمام کشورهای عربی خلیج فارس است ) از دست داده است ، خواه نا خواه روش و رویه ی خود را تغییر می دهد.
دوستان سبز و توجه کنند ، سلاح ها و خودروهای ضد شورش که در سال گذشته توسط نیروهای نظامی و انتظامی بر علیه مردم و جوانان استفاده شد همگی ساخت چین بودند ( البته برخی از اسلحه ها و ادوات به کار رفته روسی بودند ) و تنها به منظور سرکوب مردم و مقابله با تظاهرات خیابانی ساخته شده اند و به هیچ عنوان سلاح جنگی نیستند و کاربرد آنها فقط همین مورد است. پس چین از سرکوب مردم ایران و کشتار جوانان به طور مستقیم حمایت کرده و می کند و حتا در ظاهر هم کشتار مردم را محکوم نکرد ، دست کم روسیه در ظاهر این کار را کرد.
از آن طرف هم زمانی که از آمریکا امتیاز می گیرد ، در شورای امنیت به ضرر جمهوری اسلامی رأی می دهد.
این مطلب ادامه دارد ، ادامه آن را در روزهای آینده در همین وبلاگ یا در وبلاگ های مرتبط می توانید دنبال کنید.
پس از هم میهنان گرامی و دوستان عزیز و همه ی ایرانیان خواهش می کنیم و تقاضا می کنیم از این پیشنهاد پشتیبانی کنند. این طرح نیاز به برنامه ریزی بیشتر و دقیق تر دارد . این تنها یک پیشنهاد است که امیدواریم مورد توجه قرار گرفته و دوستان ما را یاری کنند و پیشنهاد ها و نظرات خود را برای ما بفرستند ، تا در اینجا مطرح کرده و و به راه حل مطلوب برسیم.
تا نوشتار بعدی بدرود.

اظهار نظر صريح سيد على خامنه اى در خصوص قتل عام 67

سید علی خامنه‌ای در مقام ریاست جمهوری وقت، پس از قتل عام هموطنانمان در دادگاههای فرمايشی و چند دقيقه ای گفت:
روزنامه رسالت ۱۶ آذر 1367 :
«مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم برای کسانی که مستحق اعدامند… این آدمی که توی زندان، از داخل زندان با حرکات منافقین که حملهٔ مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی … ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند؟ اگر ارتباطش با آن دستگاه مشخص شده، باید چه کارش کرد؟ او محکوم به اعدام است و اعدامش هم می‌کنیم. با این مسئله شوخی که نمی‌کنیم.»

بیانیه بنیاد عبدالرحمن برومند به مناسبت بیست و دومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

بنیاد عبدالرحمن برومند

به مناسبت بیست و دوّمین سالگرد
صدور فتوای کشتار زندانیان سیاسی در ایران

بیست و دو سال پیش، در ششم مرداد ماه ١٣٦٧ ، آیت الله روح الله خمینی فتوای قتل هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد : "كسانی كه در زندان‌های سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشاری كرده و می ‎كنند محارب و محكوم به اعدام می ‎باشند." این حکم به بهانۀ حملۀ "ارتش آزادی بخش ایران" وابسته به سازمان مجاهدین خلق که از خاک عراق به ایران وارد شده بود (دوم مرداد ماه ١٣٦٧) صادر شد. در پی صدور این فتوا ناگهان ارتباط زندان هایی که از مخالفان دولت لبریز شده بودند با دنیای خارج بریده شد. حق ورود به این زندان ها در انحصار یک هیئت بازپرسی قرار گرفت، یک قاضی شرع، دادستان انقلاب و یک افسر عالیرتبۀ اطلاعاتی اعضای این هیئت بودند.

هیئت بازجویان تنها یک پرسش از زنان و مردان جوانی داشت - که بیشترشان در اوایل دهۀ١٣٦٠، فقط به اتهام شرکت در تظاهرات خیابانی یا اجتماعات سیاسی، و یا داشتن نوشته‌های "سیاسی" بازداشت و به زندان محکوم شده بودند. زندانیان نمی‌دانستند که مرگ یا زندگی‌شان بسته به پاسخی است که به پرسش بازجویان می‌دهند. چشم زندانیانی را که بر عقاید سیاسی و مذهبی خود پافشاری می کردند می بستند و گروه گروه به سمت چوبه های دار می فرستادند و سپس پنهانی اجساد آنان را در گورهای جمعی دفن می کردند.

رهبران جمهوری اسلامی، امّا، به کشتار اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اکتفا نکردند. این کشتارها، پس از وقفۀ کوتاهی، در ایام عزاداری ماه محرم، از سر گرفته شد. این بار هیئت مرگ (نامی که زندانیان به هیئت بازجویان داده بودند) به احضار اعضای سایر سازمان های چپگرا پرداخت که از نظر این هیئت، عقاید و آرایشان با ایده‌ئولوژی نظام اسلامی سازگاری نداشت. بسیاری از زندانیان چپ گرا نیز تنها به جرم باورهای مذهبی شان، یا به گفتۀ دیگر، عدم اعتقاد به دین، اعدام شدند.

از پاییز سال ٦٧، مدت‌ها پس از این کشتار، مقامات امنیتی به خانواده‌های زندانیان که تشنۀ شنیدن خبری از عزیزان خود بودند، همراه با خبر اعدام کیسه ای از وسایل متعلق به عزیزانشان را تحویل می دادند. ولّی هیچ اطلاعی از محل خاکسپاری آنان داده نمی شد. آنان حتی از حق برگزاری مراسم سوگواری نیز محروم شدند.

این کشتار هولناک مخفیانه انجام شد و مقامات جمهوری اسلامی هرگز رسماً مسئولیت آن را به عهده نگرفتند.

بیست سال پس از کشتار زندانیان، دولت جمهوری اسلامی برای حذف کامل آثار جرم اقدام به انهدام گورهای جمعی نمود و در ٢٠ و ٢٧ دیماه ١٣٨٧ بولدوزرهای دولتی در گورستان خاوران به تخریب قبرهایی پرداختند که خانواده های قربانیان بر اساس حدس و گمان برای عزیزان خود ساخته بودند. تخریب گورهای جمعی اگر چناچه ادامه پیدا کند، از سویی بازماندگان قربانیان را برای همیشه از بازشناسی اجساد عزیزانشان و تدفین آنها، که حق مسلم خانواده است، محروم خواهد کرد، و از سوی دیگر، جامعه را از کشف حقیقت و شناخت ابعاد این جنایت دولتی باز خواهد داشت.

بنیاد عبدالرحمن برومند، که هدف و وظیفۀ اصلی اش حفظ خاطرۀ قربانیان، اعادۀ حیثیت از آن ها و دفاع از حقوق بازماندگانشان است، البته از بدو تشکیل و تا آنجا که میسر بوده، سرگذشت قربانیان کشتار ٦٧ را در امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر، مستند نموده و این کار را پیوسته ادامه داده است. امّا با تخریب گورستان ها این کوشش دیگر به تنهایی بسنده نبود و لازم بود که حرکتی در مقابل سیاست سرپوش گذاشتن بر این کشتار و به فراموشی سپردن آن که توسط رژیم جمهوری اسلامی به جامعه تحمیل می شود انجام گیرد.

با آگاهی از اینکه به مرور زمان، نسلی که شاهد و قربانی این کشتار بوده دیگر نخواهد بود که گواهی دهد، بنیاد برآن شد که از قاضی جفری رابرتسون، یکی از حقوقدانان برجسته و کارشناس عالیرتبه جنایت علیه بشریت بخواهد تا از منظر حقوق بین الملل این جنایت فجیع را تعریف کرده و راه های موجود برای دادخواهی را پیش پای قربانیان و خانواده‌های آنان بگذارد. برای تسریع کار تحقیق، همۀ نیروی تحقیقی و آرشیوهای بنیاد در اختیار آقای رابرتسون قرار گرفت، و اسناد و مدارک مورد نیاز وی به دو زبان انگلیسی و فارسی آماده و در دسترس وی قرار گرفت. بنیاد همچنین تماس گواهان را با قاضی رابرتسون تسهیل نمود. پس از تکمیل تحقیقات و شنود اظهارات گواهان، قاضی رابرتسون نظر خود را در یک گزارش ١٤٥ صفحه ای ارائه داد و مسئولان وقت را متهم به ارتکاب جنایت علیه بشریت و نسل کشی نمود و سازمان ملل را دعوت به پیگرد قضایی مسئولان این جنایت کرد.

تدوین این گزارش را مدیون شجاعت و پیگیری خستگی ناپذیر زندانیان سیاسی هستیم که، چون منیره برادران، ایرج مصداقی و دیگر گواهان این فاجعه، با بزرگمنشی و از خود گذشتگی، رنج بازگشت به خاطره ها را در راه عدالت و به یاد یاران از دست رفته به جان خریدند. گزارش قاضی رابرتسون در دست ترجمه است و همراه با مجموعۀ اظهارت گواهان و مقامات مسئول در دو جلد به دو زبان انگلیسی و فارسی در چند ماه آینده منتشر و در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

نسخۀ الکترونیکی و انگلیسی این گزارش، به مناسبت سالروز سرکوب تظاهرات مردمی علیه نتایج انتخابات، منتشر شد. انتخاب این تاریخ به مثابه هشداری بود به مسئولان رژیم اسلامی که از سرکوب تظاهرات و اعمال خشونت خودداری کنند و به یاد داشته باشند که جنایت علیه بشریت شامل مرور زمان نمی‌شود و پیامدهای اعمال امروز، فردا گریبانگیرشان خواهد شد. امّا از آنجا که تنی چند از شخصیت های اصلاح طلب امروز، چون آقای موسوی، در زمان کشتار ٦٧ صاحب منصب بوده و طبعاً باید در مورد کشتار ٦٧ توضیح بدهند، انتشار این گزارش بحث مهم "انتخاب بین مصلحت و حقیقت" را درحوزۀ عمومی دامن زد. و بعضی در مورد تاریخ انتشار این گزارش به بنیاد خرده گرفتند و حتی بنیاد را متهم به غرض ورزی سیاسی کردند.

اینکه انتشار این گزارش فارغ از موضوع اصلی آن، یعنی جنایت یک دولت علیه بشریت، بحث مهم "انتخاب بین مصلحت و حقیقت" را در میان هواداران دموکراسی در ایران دامن زده، خود نتیجۀ مثبتی است. مسئولان بنیاد به دقّت این بحث را دنبال کرده و متوجه شدند که اکثریت کسانی که در این باره نظر داده اند، از محتوای گزارش اطلاعی ندارند و آن را نخوانده اند. برای روشن کردن اذهان و به امید تشویق عموم به ادامۀ این بحث، بنیاد برومند سالگرد صدور فتوای کشتار ٦٧ را وقت مناسبی برای انتشار ترجمۀ فارسی فشردۀ گزارش قاضی رابرتسون دانسته و به این مناسبت، با ادای احترام به یاد قربانیان این جنایت فجیع، متن مذکور را، در ضمیمۀ این خبرنامه، در اختیار عموم قرار می دهد.

بنیاد عبدالرحمن برومند در پیروی از این اصل تشکیل شده است که حقیقت بزرگترین مصلحت در سیاست است و تفکیک حقیقت از مصلحت در مقاطع مهم تاریخ سیاسی جهان و تاریخ سیاسی ایران حاصلی جز پیروزی شرّ بر حق نداشته است. و همین امروز که دوستانی برای دفاع از حقوق قربانیان کشتار ٦٧ به بنیاد خرده می گیرند، افراد دیگری آقایان موسوی و کروبی را آماج حمله های خود قرار می دهند که چرا با زیر پا گذاشتن مصلحت، حقایق را در بارۀ کشتار و شکنجه در بازداشتگاه کهریزک بر ملا کرده اند. و همین امروز به نام مصلحت است که دادگاه های فرمایشی برای قربانیان کهریزک، مسئولیت آمران این جنایات را لوث کرده و تنها چند مأمور دون پایه را پشت درهای بسته و در خفا به پاسخگویی می خوانند.

باشد که گشایش این بحث، زمینه ساز پیروزی اصل حقیقت بر مصلحت در فرهنگ اخلاقی و سیاسی کشورمان گردد.

واشنگتن
ششم مرداد ماه ١٣٨٩

*بنیاد برومند نهادی غیردولتی و غیرانتفاعی است که در فروردین ۱۳٨۰ تاسیس شده و متعهد به پیشبرد حقوق بشر و دمکراسی در ایران است. بنیاد سازمانی مستقل و بدون وابستگی سیاسی است که پایبند به پیشبرد آگاهی نسبت به حقوق بشر از راه آموزش و انتشار اطلاعات به مثابه پیش شرط ضروری برای ایجاد یک دمکراسی پایدار در ایران است

۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

احمدی نژاد از پیش بینی نتایج مسابقات جام جهانی توسط اختاپوس انتقاد می کند

رییس جمهور اسلامی ایران از «پال» - اختاپوسی که با پیش بینی درست نتایج هشت مسابقه جام جهانی مشهور شد، انتقاد کرده است.
محمود احمدی نژاد «پال» را نماد فساد و انحطاط در جهان غرب نامید.
به گزارش رسانه های ایران، احمدی نژاد که روز جمعه در سخنانی در یک فستوال جوانان در تهران درباره اختاپوس بحث کرد، همچنین گفت کسانی که پیش گویی اختاپوس را باور دارند، نمی توانند رهبران ملت هایی مانند ایران «که در جستجوی کمال انسانی» هستند، باشند.
«پال» در مرکز «سی لایف» در اوبرهاوزن در آلمان زندگی می کند.
هشت پای دریایی نتیجه مسابقات امسال جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی را با انتخاب خوردن صدف های دریایی از جعبه ای که پرچم تیم برنده روی آن چسبانده شده بود، تعیین کرد.
«پال» برنده تمام هفت مسابقه آلمان را پیش بینی کرد. او همچنین اسپانیا را به عنوان شکست دهنده هلند در مسابقه نهایی برگزید.

۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

(زندانی سیاسی) : شعری از ((ک - ترانه)

رگهای دستانت ؛
راهنمای بزرگراه پر پیچ و خم آزادی ست ،
گره پیشانی ات یادآور رنج تاریخی ماست ،
موهایت را که در آسیابِ اوین سپید کردی ،
شمع راهمان شد
تا در بهشت کهریزک به عیش بنشینیم .
جای شلاق های بدنت ؛
کتاب مقاومت و آزادگی ست ،
بر کتف شلاق خوردات بوسه میزنم ،
و در دستت عصایی خواهم شد ،
خونم را جوهر قلمت می کنم ،
تا اسارتمان را گواهی دهی .
سکوتمان را تو فریاد کن ،
سکوتمان را تو فریاد کن ؛
تا جهانیان بدانند ؛
فرزندان کوروش از بابِل
به اورشلیم خواهند رفت ؛
تا عیسی را از صلیب رهایی بخشند .
برایت بالی خواهم شد ؛
تا بر بلندای تندیس آزادی آشیانه سازی ،
و با شعله خشمت مشعل آزادی را
بیفروزی ،
و به منادیان دروغین آزادی بیاموزی ،
فرزندان راستین کوروش چنینند .
و بر بلند ای ایفل فریاد زنی ،
پرپر شدن گلهای این خاک اهورایی را .
(ک . ترانه)

اسماعیل خویی : رباعی (1)

از امروز قسمت جدیدی داریم به نام رباعیات ، که هر روز در آن یک رباعی می نویسیم . این قسمت از بخش شعر متفاوت و جدا است و در آن هر روز فقط یک رباعی سیاسی نوشته می شود. باشد که مورد پسند هم میهنان قرار گیرد. با سپاس. این هم رباعی نخست :

ای شیخ! منم گبروَشی ایرانی خصـــمِ ستم و خرافه و ویرانی
تازی نتوانست مسلمان کُنَـــدَم تو نیز به خُشک زُورَقی میرانی