۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

(( صدا کن مرا)) شعری از (ک-ترانه)

صدا کن مرا،
تا درس عشق بیاموزمت،
صدا کن مرا،
تا مشق آزادگی کنیم،
صدا کن مرا،
تا صدایت در البرز و دماوند بپیچد،
صدا کن مرا،
تا زاگرس را به غرش آورم،
صدا کن مرا،
تا دالاهو،
تا آلاداغ،
تا سهند و سبلان،
تا شیرکوه و تفتان،
صدا کن مرا،
تا خاموش کنیم منبر را،
صدا کن مرا،
تا طناب دار کنیم،
عمامه را،
صدا کن مرا،
تا زیر انداز کنیم،
عبا را،
صدا کن مرا،
تا مرکب خویش سازیم،
امام جمعه را،
صدا کن مرا،
تا ذبح شرعی کنیم،
رهبر را،
صدا کن مرا،
تا کشتارگاه کنیم ،
فیضیه را ،
صدا کن مرا ،
تا صدا کنم تو را ،
صدا کن مرا ،
تا صدا کنم دیگران را ،
صدا کن مرا ،
تا صدایمان فریاد شود ؛
فریادمان توفان ؛
و توفان سیلی و زلزله ای که ،
بنیاد ستم از جا بکند .
صدا کن مرا ،
تا سحر را صدا کنیم ،
صدا کن مرا ،
که صبح نزدیک است ،
صدا کن مرا ،
تا در بی صدایی نمیرم.
(ک - ترانه)

دوست من حسن چه شد؟

حاکمی از برخي شهرها بازديد می كرد و هنگام ديدار از محله ما فرمود: شكايت‌هاتان را صادقانه و آشكارا بازگوييد و از هيچ كس نترسيد، كه زمانه هراس گذشته است!
دوست من ـ حسن ـ گفت: عالي جناب! گندم و شير چه شد؟ تامين مسكن چه شد؟ شغل فراوان چه شد؟ و چه شد آن كه داروي بينوايان را به رايگان مي بخشد؟ عالي جناب! از اين همه هرگز، هيچ نديدم!
حاکم اندوهگنانه گفت: خدا مرا بسوزاند؟ آيا همه اينها در سرزمين من بوده است؟ فرزندم! سپاسگزارم كه مرا صادقانه آگاه كردي، به زودي نتيجه نيكو خواهي ديد.
***
سالي گذشت، دوباره حاکم را ديديم، فرمود: شكايت‌هاتان را صادقانه و آشكارا بازگویيد و از هيچ كس نترسيد، كه زمانه ديگري است!
هيچ كس شكايتي نكرد، کسی برنخاست که بگوید: شير و گندم چه شد؟ تامين مسكن چه شد؟ شغل فراوان چه شد؟ چه شد آن كه داروي بينوايان را به رايگان مي‌بخشد؟
تنها صدائی ازمیان جمع که پرسید: عالي جناب! دوستِ من ـ حسن ـ چه شد؟

برنامه طنز جاسوس اسرائیل


چندی پیش اعترافات یک متهم معترف به ترور دکتر علیمحمدی را از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. فضای تکراری حاکم بر اعترافاتی که سال‌هاست ملت ایران شاهد این موضوع هستند. از طرفی وزیر اطلاعات مدعی نفوذ اطلاعاتی در عمق سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) نیز گردید.
معمولن در سراسر دنیا سازمان های اطلاعاتی و امنیتی بزرگ دنیا معترف به نقص در سیستم‌های خود هستند و هیچ موقع نقص در کار خود را به گردن فلان موضوع حساس مملکتی یا اتفاق و حوادث ملی نمی اندازند. حال می‌دانیم که در دنیای امروزی جاسوسی از کشورهای دیگر حتی کشورهای هم اتحاد، امری بدیهی و لازم در جهت تامین منافع هرکشوری است. داشتن اطلاعات از پیشرفت‌های علمی و نطامی، عوامل و منابع و . . . دردنیای امروزی لازمه کشورداری و اتخاذ مواضع مناسب در برابر اتفاقات و کشورهای دوست و غیردوست می‌باشد.
این که سازمان‌های بزرگ اعتراف به نقص می‌کنند نشان‌دهنده این موضوع است که این سازمان‌ها برای هر اتفاق ممکن برنامه ریزی‌های تاکتیکی و استعداد نیروی مخصوص به آن را دارند و در دراز مدت نیز برنامه‌ریزی استراتژیک آن‌ها دقیق و منتج به پاسخ‌های درخور تقدیر است. به عبارتی این سازمان‌ها بر اساس وظایف ذاتی خود عمل می‌نمایند و نحوه عمل‌کرد آن‌ها به غالبن منتج به پاتک نمی‌شود و اغلب این سازمان مکتشف تیم‌های سرویس‌های بیگانه قبل از اجرای خرابکاری و . . هستند ، ثانیا اغلب کشورها در جهت نگه‌داری از منابع خود در برابر دیگر کشورها اقدامات حفاظتی خاص را برقرار می‌کنند و این اقدامات بسته به اهمیت منابع مورد نظر تامین می‌گردد.

در جریان پخش این اعترافات و هم‌چنین ادعای وزیر اطلاعات نکاتی چند قابل تامل است.

- در این که سازمان موساد یکی از پنج سازمان برتر اطلاعاتی دنیاست کسی شک ندارد و این که سازمان اطلاعاتی ایران بتواند در عمق این سازمان نفوذ کند مؤید این موضوع است که سازمان اطلاعات ایران از موساد پیش افتاده است و به قولی ابتکار عمل را به دست گرفته است ، گرچه معیار مشخصی برای راستی سنجی این ادعا وجود ندارد ولی اقل انتظار این است که اگر این ادعا صحیح می باشد می بایست حداقل کار به ترور دوم و سوم نکشد و ثانین هیچ سازمانی حتی در سطح نفوذ عالی و استتار مطمئن عوامل خود در سرویس‌های دشمن این موضوع را به صورت رسانه‌ای مطرح نمی‌کند، پس تنها نتیجه‌ای که می‌شود از این ادعا گرفت این است که این ادعا فقط جنبه خوراک تبلیغاتی داخلی دارد و بس. البته جای بسی تاسف را برای مشاوران وزیر دارد که در چیدمان مطالب ارائه شده به رسانه‌ها و اعترافات شخص به ظاهر تروریست رعایت نکات ظریفی را که از چشمان تیزبین آگاهان دور نیست را نکرده‌اند.

در جریان اعترافات این شخص بسیار آشکارا و واضح دیکته شدن مطالب قابل مشاهده است و شخص در حال تعریف یک داستان است که متن آن را خود ننوشته است

در جواب این ادعای آقای وزیر باید گفت که آقای وزیر عزیز ؛ نفوذ در عمق موساد که شما مدعی آن هستید چرا نتوانست باعث جلوگیری از ورود ویروس استاکس نت به تأسیسات اتمی شود؟ به فرض این که شما بعد از ترور دکتر علی محمدی کار اطلاعاتی خود را شروع کرده بودید آیا نمی‌بایست سطح حفاظت فیزیکی از دانشمندان اتمی کشور را باضریب بالاتری در نظر می‌گرفتید؟

- در جریان اعترافات این شخص بسیار آشکارا و واضح دیکته شدن مطالب قابل مشاهده است و شخص در حال تعریف یک داستان است که متن آن را خود ننوشته است.

- تدوین کنندگان متن هم قصد القاء این مطب را دارند که موساد از اقدامات سازمان اطلاعاتی ایران می ترسد و جالب این که این ترس چنان وضوحی داشته است که تروریست در حال آزمایش متوجه این موضوع می‌گردد و این خود می‌تواند عنوان «طنز سال» را کسب کند.

- از موارد دیگر مطرح شده این که رئیس موساد (بدون اشاره مستقیم به این پست سازمانی) شخصاً برای مشاهده تست یک تروریست آموزش دیده به صحنه می آید و جالب این که صحنه مورد تست فقط پارک یک موتور بدون جلب توجه بوده است. عجیب‌تر این که رئیس موساد به نزد تروریست آمده و از او می‌خواهد که به دقت وظیفه خود را انجام دهد، و به نحوی این موضوع را مطرح می‌کند که تروریست مذکور ترس مشهود و بسیار زیادی را نیز احساس می‌کند.

- از طرف دیگر انتخاب این شخص خود موضوع قابل بحث می‌باشد، عملیاتی که این شخص می‌خواهد انجام دهد عملیاتی است که بیشتر به هوش زیاد و سطح علمی خاص نیاز دارد و بس، اما تروریست از بین ورزشکاران با سطح علمی پایین انتخاب شده است.

- تروریست برای پنجاه هزار دلار اقدام به این عملیات می‌نماید که عملا در این گونه عملیات‌ها رقم بسیار پایینی است.

- سازمان‌های پیش پا افتاده همیشه اقدام به حذف یا حفظ عامل خود و خارج نمودن جسد یا زنده فرد مورد نظر از کشور یا شهر عملیات می‌نمایند که این فرایند برای این شخص اتفاق نیافتاده ، ضمن این که ایشان تماس هایی هم بعد از اتمام موضوع با موساد داشته.

- کلیت این اعتراف و نحوه اعتراف، به این اندیشه وامی‌دارد که تدوین گر این اعتراف دروغی فیلم‌های جاسوسی زیاد دیده و معترف به این جعلیات هم چنان استرسی داشت که گویا یکی دو باری بیشتر وقت تمرین نداشته است .

درهر حال این اعترافات و مضاف بر آن اظهارات طنزگونه وزیر اطلاعات محل بررسی و تعمق بسیار دارد که در این مقال جای آن نیست و تازه موارد بالا بدون استفاده از واژه‌ها، تعاریف و روش‌های متداول دنیا در امور امنیتی – اطلاعاتی بررسی شد تاخوانندگان محترم بتوانند موضوع اصلی را دریابند.

از حلقه کباب بازار تا مدیریت صدای آمریکا

شاید آقای «دن آستین» رییس صدای آمریکا تمام تلاشش را کرده است که مدیریت فعلی در بخش فارسی بتواند کار خود را ادامه دهد و بتواند برای حفظ بقای خود در سمت های مدیریتی بکوشد. گواه این ادعا پاسخ کاملن بر عکس به کسانی بود که به صورت مستقل با آقای آستین درباره اعتراض‌شان به روش های مدیریتی در صدای آمریکا به گفت و شنود پرداختند و ملاقات کردند و با ارایه نظرهایشان خلا مدیریت را در بخش فارسی صدای آمریکا عامل رخوت در کار این رسانه دانستند، اما معترضین در یک پروسه زمانی از بدنه اصلی ترد و یا به حاشیه رانده شدند و یا این‌که به کارشان با صدای آمریکا خاتمه داد شد. این بلایی بود که حتا دامن‌گیر نیروهایی رسمی معترض نیز شد و برخی افراد با داشتن سابقه‌های طولانی به کارشان خاتمه داده شد.
بیش یک سال است که دامنه اعتراض‌ها به روش‌های کار صدای آمریکا از اعتراض فارسی زبان‌ها نیز فراتر رفته است. انتشار مقاله‌هایی در واشنگتن تایمز، پلوتیکا، نیوز مکس و دیده‌بان آزادی گواه این مدعا است. حتا کار به کنگره نیز کشیده شد به طوری که تعدادی از نمایندگان کنگره خواستار بررسی عمل‌کرد این رسانه شدند. آن‌ها با ارسال نامه‌ای به رییس جمهوری، اوباما ذکر کردند که: «همه می‌دانند دولت جمهوری اسلامی ایران از وظایفش کوتاهی می‌کند و بدون شک باید با عواقب آن مواجه شود. گرچه تحریم‌های اقتصادی و انزوا از جامعه بین‌المللی ضروریست، با این وجود ما معتقدیم بزرگ‌ترین ضربه به رژیم ایران توسط جنبش دموکراسی‌خواهانه مردم ایران زده خواهد شد.» آن‌ها در این نامه نوک حمله خود را به سوی مدیریت فعلی صدای آمریکا نشانه می‌روند و تاکید بر ارزیابی و بررسی کار تیم مدیریت صدای آمریکا دارند.
به هر روی ماراتون سنگینی که بارها با تمدید زمان ثبت نام و یا تمهیداتی نظیر به کار گرفتن یک رییس غیر ایرانی که به نفع مدیر فعلی باشد، در نهایت به آن جا کشید که «آلن» از وزارت امور خارجه خود از این مسابقه کناره گیری کرد و رقابت به دکتر شهریار آهی، بهروز نیک‌ذات و ستاره درخشش ختم شد. که این روزها به نظر می رسد با توجه به عدم تمایل فرد غیر ایرانی و ارزیابی ها باید منتظر ورود شهریار آهی به صدای آمریکا بود.
عکس
البته با توجه به این که دیگر آقای مدیر علی- س این روزها به فکر گرفتن یک اتاق بزرگ‌تر افتاده است به نظر می رسد تدبیر لازم را به کار گرفته است تا پیش از ورود مدیر تازه تدبیری برای اتاق خود بیندیشد و اتاقی برای خود داشته باشد. اینک اتاق سابق آقای احمد‌رضا بهارلو اتاق آقای مدیر در آستانه تعویض شده است.
اما بگذارید در حال که به نظر می‌رسد به هر روی در پی تلاشی مداوم و انتقاداتی صریح و پیاپی از روش‌های مدیریتی در صدای آمریکا امید می رود به هر روی فردی تازه به صدای آمریکا وارد شود. در این نامه به چند مورد اشاره کنم.
شاید دانستن این موارد برای مدیر جدید که گفته می‌شود به زودی از راه خواهد رسید خالی از لطف نباشد.
پس از آن که گروهی از هم‌فکران در یک رستوران در «آرلینگتون ویرجینیا» گرد هم آمدند کسی فکر نمی‌کرد که «گنگ کباب بازار» سیاست‌های کلی و حتا جزیی را در صدای آمریکا تدوین کنند. کسانی نظیر «کامبیز – ح»، «آرش – س»، «مهتاب – د»، «نگار – م»، «مهشید – ر»، «مهدی – ف» برخی از دوستان این حلقه هستند که اینک موظف به حضور در بخش‌های مختلف صدای آمریکا شده‌اند تا سیاست سابق را در آینده نیز بتوانند ادامه دهند.
اعضای این حلقه که به دلیل نزدیک بودن به مدیریت می‌توانسته‌اند تاکنون از امکانات و فرصت‌های خوبی بهره‌مند شوند، امروز با توجه به یقین شدن تغییرات مدیریتی در صدای آمریکا به روش‌های کاملن حساب شده در بخش‌های مختلف گذارده می‌شوند که پس از رفتن مدیر فعلی، بتوانند خط و مشی او را پیاده کنند. حتا این گروه با ترتیب دادن مصاحبه ها و مطرح کردن برنامه ها در رسانه های غیر ایرانی در آمریکا به نوعی درصدد کسب اعتبار برای ادامه حضور و بقا هستند.
فقط کافی است بدانید که وقتی شما بتوانید وارد حلقه کباب بازار بشوید. مانند خانم «مهدیه – ج» می‌توانید برای هر «اسایمنت یا همان کار موظفی» پانصد دلار دریافت کنید و یا می‌توانید هم اضافه کار بگیرید و هم برنامه خودتان را بدون زحمت اداره کنید.
در این میان قراردادی‌ها یا کنتراکتور‌ها بیشترین بار انجام کار را به دوش می‌کشند اما به دلیل عدم وجود امنیت شغلی در عمل نه تنها نمی‌توانند اعتراضی داشته باشند بلکه در بسیاری از موارد کارشان به نام کسانی دیگر ثبت می‌شود. باند حاکم با توجه به این که به روز نیستند همواره از توان‌مندی‌های نیروهای قراردادی بهره می‌برند اما بدون آن که کوچک‌ترین امکانی برای این افراد فراهم کنند. آن ها همواره در زیر تهدید و ارعاب به کارشان ادامه داده اند چرا که به راحتی یک قرادادی را در صدای آمریکا می توان حذف کرد و این افراد در عمل شرایط کوچک‌ترین اعتراض را ندارند.

اما ریشه در کجاست؟

سوال ساده و روشنی است. مدیران ارشد در بی‌بی‌جی یا بخش رسانه‌های خارجی دولت آمریکا، شناختی از زبان فارسی ندارند. از سویی با نگاه حمایتی آقای آستین اعتمادی نیز به مدیر فعلی دارند و از طرفی دیگر، این سیاست کلی است که آقای آستین تابع آن است. آقای دن آستین به جریانی نزدیک است که علاقه‌مند به نزدیک‌تر شدن به حاکمیت در ایران هستند. مدیران بی بی جی در واقع شناختی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی ایران ندارند و تنها منابع اطلاعاتی‌شان مدیریت فعلی در صدای آمریکا است و این خود فرصت مناسبی برای یکه تازی «گنگ کباب بازار» بوده است.
سوال این جا است که آیا تمام این جریان را در طول مدت گذشته آقای «علی – س» اداره کرده است؟ بی‌شک اگر هر کسی با این فرد معاشرت داشته باشد در حد و توان مدیریت و خلاقیت او می‌تواند اظهار نظر کند. آیا به صورت واقع در تمام این سال‌ها ایده‌ها و روش سازی‌ها و این شبکه ارتباطی و حلقه خودی و غیر خودی توسط مدیر فعلی تنیده شده است؟
نباید فراموش کرد شخصیت اجتماعی و کاری مدیر فعلی مجال چنین کاری را نمی‌دهد، مگر آن‌که در پشت پرده کسانی صحنه گردان همین فرد نیز باشند. صدای آمریکا در واقع در این مدت در پشت پرده در بخش عمده‌ای توسط «بهروز – ن» مدیر وب سایت آن و معاون آقای آستین اداره شده است. آقای بهروز که سال‌های مدیدی است در این سازمان فعالیت می‌کند و تلاش های زیادی برای ارتقا از رتبه 13 به 14 برای دریافت حقوق بیشتر نیز داشته است نقش مشاوره ای خود را ایفا و آقای معاون نیز با توجه به سیاست هایی مبتنی بر نزدیکی به ایران را مدیریت صدای آمریکا را هدایت کرده اند. او بوده است که آقای علی را به صدای آمریکا آورد، او بود که در تمام این مدت برای ارتقا سطح وی تلاش کرد و او بود که همواره راهنما و مشاور مدیر فعلی بخش فارسی بوده است. عدم ثبات شخصیت، عدم توانایی مدیریت و نیاز به مطرح شدن در مدیر فعلی صدای آمریکا ابزار های مناسبی برای آقای «بهروز – ن» بوده است.
اگرچه شایعه شده است که آقای بهروز به دلیل بیماری قصد ترک صدای آمریکا را دارد اما به نظر می‌رسد این نیز خود بخشی از سیاست کاری او باشد.
در پایان سوال این است که اگر آقای مدیر برود. با توجه به مهره چینی‌هایی که در ماه‌های اخیر و با‌شتاب انجام شده است و صحنه گردانی که بی صدا در کناری به اداره کار مشغول است و فقط آقای علی – س در پیش صحنه آن است. مدیر جدید می‌تواند به روش‌های تازه‌ای برای اداره آن سازمان دست بزند؟
آیا نباید پیش از آن‌که به آقای «علی – س» بپردازیم به شبکه برنامه‌ریزی شده‌ای که در پشت وی قرار دارد بیندیشیم؟
راه سختی پیش روی مدیر جدید در صدای آمریکا خواهد بود. راهی که باید به سختی هموار شود تا صدای آمریکا بتواند در جایگاه یک رسانه فراگیر و فعال باز در بین مردم ایران نفوذ کند. آیا مدیر آتی از پس «گنگ کباب بازار» بر خواهد آمد؟

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

«رئیس پیشین موساد، پرده از ارتباطش با مقامات حکومت اسلامی برداشت»

افراهیم حالوی، رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل «موساد» دیروز در کنفرانسی که در مرکز سیاست و امور خارجه در پاریس برگزار شد پرده از ارتباط خود با برخی از مقامات جمهوری اسلامی برداشت. افراهیم حالوی از سال 1998 تا 2002، ریاست موساد را به عهده داشت.
او در سخنان خود اشاره کرد:«من در سال‌های گذشته در چارچوب ملاقات‌های پشت پرده با مسوولین «حکومت اسلامی » ایران ملاقات‌هایی داشتم» او افزود: «ایرانیان می‌خواستند با من ملاقات نمایند تا نظر من را در باره اوضاع فعلی، اکنون که در راًس موساد نیستم بدانند» حالوی افزود:«این‌ها دارای مسوولیت‌های رسمی در حکومت ایران بودند، یک یا دو سفیر، به من گفتند که در آرزوی روزی هستند که به عنوان نخستین سفیر ایران پا به اورشلیم بگذارند و من به آنان گفتم خوب است، ولی باید مواظب باشند و بدانند که راه درازی در پیش است.»
افراهیم حالوی، معتقد است که جمهوری اسلامی خطر بلقوه ای برای موجودیت اسرائیل نمی باشد. پیش از او، مئیر داگان، پس از هشت سال ریاست بر سازمان موساد، در تاریخ هفتم ژانویه 2011، هنگام خدا حافظی با هم‌کارانش گفت: «امکان جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به بمب هسته‌ای، باز هم بیش از آن چه که در گذشته ارزیابی می‌شد، به تعویق افتاده و زودتر از اواسط دهه کنونی میلادی (حدود سال 2015) نخواهد توانست جنگ افزار اتمی تولید کند.» سخنان مئیر داگان، خوشایند آقای بنیامین نتان یاهو، نخست وزیر اسرائیل نبود. دولت اسرائیل همواره تاکید دارد که حکومت اسلامی ایران برای موجودیت اسرائیل خطرناک است.
اخبار روزهای گذشته حاکی از شدت گرفتن جنگ اطلاعاتی میان سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور می باشد. اعدام علی اکبر سیادت، یک ایرانی دیگر به عنوان جاسوس اسرائیل، دستگیری ده تن در هفته گذشته از سوی حکومت ایران به بهانه جاسوسی برای اسرائیل، و اعتراف تلویزیونی مجید جمالی فشی به عنوان جاسوس موساد و دست داشتن او در قتل دکتر مسعود علیمحمدی ، همه نشان‌دهنده شدت یافتن جنگ پنهانی میان سازمان‌های اطلاعاتی ایران و اسرائیل می‌باشد.
سخنان آقای افراهیم حلوی،رئیس پیشین موساد، یک بار دیگر حجت الاسلام حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار می‌دهد، یک بار دیگر اقتدار رژیم به سخره گرفته شد و کار بزرگ مصلحی تازه باید آغاز شود.
آقای مصلحی باید در درون دولت با اقتدار اسلامی که به گفته وی توانسته است در قلب موساد نفوذ کند، به دنبال مسوولینی بگردد که با رئیس سابق موساد تماس گرفته‌اند و آن یکی دو سفیری را که در آرزوی سفارت در اورشلیم، در انتظار بسر می‌برند، شناسایی کند.
پرسش این است، آیا آقای افراهیم حلوی، رئیس پیشین موساد، با این افشاگری خود در پاریس، می‌خواسته بوسه مرگ را نثار حجت‌الاسلام حیدر مصلحی نماید و یا اسفندیار رحیم مشائی یار نزدیک محمود احمدی‌نژاد، را بنوازد. رحیم مشائی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور اسلامی در سال 2008 گفته بود: «ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست». گمان می‌رود که از نظر آقای مشائی و آن یکی دو سفیری که با رئیس پیشین موساد در تماس بوده‌اند، آقای افراهیم حلوی، پس از کناره‌گیری از موساد، دیگر عامل رژیم «صهیونیستی» بشمار نمی‌رفته و از مردم اسرائیل بوده و بنابراین در شمار دوستان جای داشته است.
از آقای حیدر مصلحی باید پرسید که آیا شما در قلب موساد نفوذ کرده‌اید یا موساد در مغز های شما ؟ رهبران حکومت اسلامی، باید این حقیقت را بپذیرند که نارضایتی همگانی ایرانیان، نقطه ضعف بزرگ امنیتی در حکومت اسلامی می‌باشد.

29 دی ماه- 19 ژانویه 2011

طبق اسناد ویکی لیکس، دولت آذربایجان، سپاه پاسداران را عامل قاچاق مواد مخدر به اروپا می داند

اسناد جدید ویکی لیکس نشان می دهند، دولت جمهوری آذربایجان بر این باور است که سپاه پاسداران در قاچاق مواد مخدر به اروپا دخالت دارد. نشریه آلمانی "ولت آنلاین" نوشت، طبق اسناد مذکور، خَلف خَلَفوف، وزیر خارجه جمهوری آذربایجان، این اتهام را مطرح کرده است. وی همچنین گفته، ایران قاچاقچیانی را که باکو دستگیر و به این کشور تحویل می دهد، آزاد می کند و ماموران دولت آذربایجان گاهی همان افراد را دوباره بازداشت می کنند. خلفوف همچنین گفته است، دولت افغانستان نیز به دولت آذربایجان گفته است، نیروهای امنیتی ایران به صورت فعال با برخی از گروه های قاچاق مواد مخدر در افغانستان همکاری می کنند.

ایران رئیس جهان شد! حالا همه به چپ چپ! به راست راست!

روز چهارشنبه، خبرگزاری فارس، خبر انتصاب سلطانیه به ریاست گروه ۷۷ در سازمان بین المللی انرژی اتمی را در صدر اخبار خود قرار داد و نوشت : "ایران رئیس جهان شد" - اینجا
البته فارس کمی تا قسمتی جوگیر شده و واژه ی رئیس را به معنای کلاسیکِ تفسیری ِ خودش، سرور و آقا فرض کرده !

ایران رئیس جهان شد!‌
اسرائیل رو از گروه ۷۷ حذف می کنیم ! اینم نامه ی آقای رئیس جهان، رونوشت به دبیرخانه. نذار بیاد تو ساختمون !
دفتر نمایندگی امریکا رو هم به کانتینر بغل توالت ته حیاط ساختمون آژانس منتقل می کنیم. اینم بخشنامه ی رئیس به تاریخ ۴ دقیقه پس از انتصاب به مقام مقدس ریاست جهان !
حالا همه ی جهان به صف شوند لطفا ! هوی !‌ مگه کَری ؟ بِچِپ تو صف !‌ با زبون خوش به صف می شین یا با کمربند بیوفتم به جونتون ؟‌ هوی ی ی کاکا سیا ؟‌ مکه کوری ؟ امریکا رو بنداز آخر صف !
حالا همه ی جهان، به چپ چپ ! به راست راست، خبر دارررررر !‌ زهر ماررررر !‌

پی نوشت :
قابل ذکر است که پست ریاست یک گروه بین المللی بیشتر کارکردی شبیه منشی و هماهنگ کننده دارد، و اختیارات ویژه ای نسبت به سایر اعضا ندارد! همچنین ریاست گروه ۷۷ مانند دیگر گروه های بین المللی، دوره ای است و برای ۱ سال است.