۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

اعتراف میکنم!!!

اعتراف میکنم که 16 سالم بود که در شب چهارشنبه سوری بازداشت شدم و یک شب به جرم اقدام علیه امنیت ملی !زیر دست نیروهای امنیتی بودم .
اعتراف میکنم که همان شب با طمع گاز فلفل و باتوم و تونلِ وحشت و جرم سازی و... آشنا شدم!
اعتراف میکنم که شاید اگر چند ساعت دیگر در آنجا میماندم شاید حاضر میشدم به دزدی که در 10 سالگی از مغازه اصغر آقا بقال محله قبلیمون کرده بودم هم اعتراف کنم!
اعتراف میکنم که اینکه دست و پایم را بستند و مثه ... کتکم زدند و از تونل وحشت ردم کردند و موهایم را گرفتند و صورتم را روی زمین کشیدن و آن همه مشت ولگد که تو صورتم زدند آنقدر درد نداشت که فحش های یه بچه بسیجی همسن و سال خودم برایم درد داشت
اعتراف میکنم که درد کمرم و کابوس های شبانه ام یادگاری آن شب مبیاشد
اعتراف میکنم که از آن سال به بعد از مراسم چهارشنبه سوری فراری بودم و در تمام این مدت فقط یک بار دوباره به این مراسم پا گذاشتم و آن یک بار هم به احترام یک نمک نشناس بود!
اعتراف میکنم روزهای قبل از اعتراف سران فتنه من در خانه خودم روی تخت خودم راحت لم داده بودم!
اعتراف میکنم که اعتراف نکردن جُربُزه میخواهد!اعتراف میکنم که کار هر مرد نیست اعتراف نکردن!
اعتراف میکنم که میدانم اگر هم کسی اعتراف کرد نه به خاطر خودش که به خاطر عزیزانش بوده
اعتراف میکنم که من و دوستانم می فهمیم و میدانیم که همین فهمیدن خودش جرم سنگینیست!
اعتراف میکنم که بعضی وقت ها میترسیم چون انسانیم!

۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

شب به یاد ماندنی!!!

از یک هفته پیش از رای‌گیری خرداد 88 و به منظور بستن دست دولت احمدی‌نژاد برای تقلب در آرای مردم، هر‌کسی هر‌چه به فکرش می‌رسید پیشنهاد می‌کرد و به سرعت در میان مردم پخش می‌شد. به مردم توصیه شده بود که سعی کنند تا رای خود را در مراکزی به جز مساجد به صندوق‌ها بریزند تا دست بسیج و نیروهای نظامی در تغییر نتایج بسته‌تر باشد. در ساعات اولیه‌ی شروع رای‌گیری به پای صندوق‌ها بروند چون احتمال داده می‌شد دفعات تمدید زمان رای‌گیری اندک باشد. هم‌راه خود خودکار ببرند و از خودکارهای موجود در شعب استفاده نکنند و در نهایت رای را با دست خود به صندوق بریزند. من هم در حدود ساعت 12 ظهر به هم‌راه همسرم و خانواده‌اش رای خود را به صندوق ریختم و به خانه برگشتم.
لحظه به لحظه با دوستان مستقر در ستادهای «موسوی» و «کروبی» در تهران و شهرستان‌ها تماس می‌گرفتم و اوضاع را رصد می‌کردم. هر‌چه که به ساعات پایانی رای‌گیری نزدیک‌تر می‌شدیم نشانه‌های نگران‌کننده‌تری ظاهر می‌شد. در برخی از حوزه‌های رای‌گیری برگ‌رای تمام شده بود اما برگ‌رای جدید آورده نشده بود. در برخی از شهرستان‌ها با نزدیک‌شدن به پایان زمان اخذ رای، نماینده‌های کاندیداهای اصلاح‌طلبان را از حوزه‌ها بیرون کرده بودند. در چندین شعبه در شهر مشهد افرادی از وزارت کشور و نمایندگانی از وزارت‌اطلاعات صندوق‌ها را با خود برده بودند. با دیدن همه‌ی این نشانه‌ها باز هم سعی می‌کردم به خودم بقبولانم که اتفاق بدی رخ نخواهد داد چرا که باور نمی‌کردم نظام بخواهد هزینه‌ی سنگین تقلب را برای حفظ «احمدی‌نژاد» بپردازد.

بیدار نشسته بودم و بخشی از حواسم پای اینترنت بود و بخشی دیگر روی ماهواره که حدود ساعت یک‌ بامداد اولین خبر تکان‌دهنده را CNN گزارش کرد، «محمود احمدی‌نژاد» با کسب بیش از 60 درصد آرا از دیگر رقیبان خود پیش است. باور کردنی نبود، سر و صورتم داغ شده بود، نمی‌دانستم چه کار باید بکنم. با دوستان در ستادها تماس گرفتم، ولی آن‌ها هم نظر واحدی نداشتند. برخی می‌گفتند این شمارش آرا مربوط به شهرهای کوچک است و هنگامی‌که نوبت به تهران برسد همه‌چیز عوض می‌شود، اما شمار دیگری فهمیده بودند که اتفاقی در حال وقوع است. حدود 3 نیمه شب بود که خبر رسید چند تا از ستادهای «موسوی» و «کروبی» به‌وسیله‌ی نیروهای امنیتی محاصره شده و اعضای آن عملن در حبس هستند. یکی از روزنامه‌نگاران قدیمی تلفنی تماس گرفت و گفت که بر مبنای خبرهای رسیده تحرکات نظامی مشکوکی در تهران در جریان است و در طول ساعات آینده فضای تهران امنیتی خواهد شد و ارتباط‌های تلفن‌ هم‌راه دچار اختلال. این دوست توصیه کرد اطلاع‌رسانی را شروع کنیم و تا دیر نشده بچه‌های شهرستان را در جریان این پیش‌آمدها بگذاریم.
تاصبح بیدار بودم و با کمک همسرم به سرعت با دوستان تماس میگرفتیم واطلاع‌رسانی می‌کردیم. خبردار شدیم که نیروهای امنیتی و بسیج با جمعی از مردم که در مقابل وزارت‌کشور بیدار مانده و منتظر شنیدن نتایج بودند به شدت برخورد کرده و برخی را بازداشت کرده‌اند. حدود ساعت هفت صبح بود که «میرحسین ‌موسوی» پیامی را آماده کرده و از هم‌راهان خود خواسته بود تا آن را از طریق یک شماره‌ی تلفن به آگاهی مردم برسانند. مضمون پیام که یک پیام تلفنی ضبط شده بود این‌گونه بود «مهندس‌ میرحسین ‌موسوی»، منتخب واقعی مردم در انتخابات ریاست‌ جمهوری، با صدور اطلاعیه‌ای خطاب به ملت، از مردم می‌خواهد در صحنه بمانند و تصریح می‌کند که این بی‌عدالتی باعث سلب مشروعیت خواهد شد و تاکید می‌نماید که در صورت عدم تغییر نتیجه، مردم در برابر رییس‌ جمهوری تقلبی تمکین نخواهند کرد.»
از صبح روز بعد مردم در خیابان‌ها بودند، پراکنده و سردرگم، حیران و هاج و واج و بی‌برنامه. برخی در خیابان‌های اطراف وزارت کشور و در «امیرآباد» تجمع کرده بودند، شماری دیگر در خیابان «ولی‌عصر» و به سمت «عباس‌آباد» در حرکت بودند و عده‌ای در «هفت‌تیر» جمع شده بودند. کم‌کم درگیری‌های پراکنده‌ای بین مردم، بسیج، نیروهای‌ انتظامی و لباس ‌شخصی‌هایی در می‌گرفت که هنوز لباس متحدالشکل بر تن نداشتند. روز 23 خرداد شروع برخوردهای خشونت‌باری بود که با زندانی کردن شمار زیادی از کنش‌گران سیاسی و روزنامه‌نگاران آغاز و با ضرب وشتم مردم عادی و قتل و جنایت و شکنجه در زندان‌ها ادامه یافت. در 22 خرداد 88 اتفاقی در کشور ما رخ داد که گویا سال‌های سال هم‌وطنان ما و کشور عزیزمان ایران باید تاوان آن را بپردازند.

۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

تفاوت دولت سکولار و لائیک

تفاوت یک دولت سکولار و یک دولت لاییک در چیست؟

یک دین داریم، یک بنیاد دینی داریم. مثلاً کلیسا و روحانیت در ایران بنیاد است. اما اینکه مثلاً ایثار خوب کاری است و دروغ گفتن بد کاری است اینها دین است و ارزش‌های دینی است. سکولاریزاسیون یا سکولار شدن جریانی در سطح فرهنگ مردم است، به ترتیبی که به تدریح این ارزش‌ها جنبه دینی خودشان را از دست می‌دهند و به ارزش‌هایی تبدیل می‌شوند که جامعه می‌تواند قبول کند یا نکند و می‌تواند نقدش بکند و آن حالت قداست را از دست می‌دهد. در حال حاضر به اصطلاح سکولاریزاسیون و سکولار در آمریکا و انگلستان خیلی نسبت به لائیسته به اصطلاح آبکی‌تر است، چون در خود جامعه در تحول فکر دینی جامعه بوجود آمده است، به عنوان بنیاد سبب یک تعاونی بین دولت و دین شده است. بطوری که توک ویل جامعه شناسی که دو جلد کتاب هم راجع به دموکراسی در آمریکا نوشته، می‌گوید این هماهنگی که میان دین و سیاست وجود دارد یکی از بنیادهای اساسی دمکراسی آمریکاست. سکولاریسم به این نتیجه رسیده بود که دین نه می‌باید قدرت سیاسی بشود و نه قدرت قانون گذاری.
لائیسته بیشتر از فلسفه می‌آید، از فسلفه پوزیتیویسم. یک رشته از فیلسوفان پوزیتیویست بر این فکر بودند که در جریان تحول بشر یک دوره، دوره معلومات دیرگاه تاریخ مثل سحر و جادو و این چیزها بوده، بعد دوره معلومات دینی بوده و بعد هم دوره معلومات علمی می‌شود. نتیجه اینکه، هرگاه بنیاد دولت را از بنیاد دین جدا کنیم، در قلمرو دولت، دین بی نقش بشود آن وقت خصوصا در مدرسه، معرفت علمی، معرفت دینی را از میان می‌برد و جانشینش می‌شود. پس لائیسته در واقع یک نوع جانشنینی بود. خیال نکنید که مثلاً همین بود که دولت از دین جدا شود، بلکه دولت خودش یک فلسفه می پذیرفت که همین لیبرالیسم پوزیتیویسم است و قلمرو خودش را از قلمرو دین جدا می‌کرد، واقعش این بود. به این جهت است که ژول فری وقتی در ۱۹۰۵، در پارلمان می‌خواست قانون لائیسته را ارئه کند، خطاب به کلیسا گفت که تکلیف ما و شما را مدرسه معین خواهد کرد. از این جهت می‌گویند که لائیسیته سوبژکتیو است(ذهنی است). به اصطلاح یک طرز فکری آمده و برای اینکه قلمرویی برای خودش ایجاد بکند و در آن قلمرو این امکان را پیدا کند که معرفت علمی را جانشین معرفت دینی کند، لائیسیته را طرح کرده است. البته در طول این یک قرن تحول شده است و در خود فرانسه تضادی که در روز نخست که تدوین می‌کرد و بیان می‌کرد حالا جای خودش را به همکاری داده است و بنیادهای دینی می گویند که ما خودمان موافق جدایی دین و دولت هستیم به لحاظ اینکه کاملاً به سود دین تمام شده است، ما هیچ علاقه نداریم که دولتی بشویم.
اما آنچه که از دید من اساسی است، آزادی انسان است، این نیست که دولت و دستگاه دینی بنشینند، تقسیم قدرت کنند، بگویند این قلمرو متعلق به قدرت دینی و این قلمرو هم متعلق به قدرت سیاسی!(لائیسیته یعنی این، سکولاریزم هم در آنچه مربوط به جدایی این دو قلمرو می شود همین را می گوید!)،انسان آزاد نمی شود، بلکه میزان تابعیتش بیشتر هم می شود! آن کاری که باید کرد، تغییر رابطه انسان با بنیادها است، بطور مثال در رابطه با بنیاد تعلیم و تربیت(مدرسه)، شما فرزند خود را به مدرسه می فرستید، چون مدرسه تعلیم می دهد پس به عنوان یک بنیاد رهبری کننده است و چون فرزند تعلیم می گیرد فرزند وسیله مدرسه می شود، هدف هم می شود هدفی که مدرسه برای فرزند تعیین می کند، در سیستم سرمایه داری لیبرال هدف اینستکه فرزند تکنوکرات یا بروکرات یا دیوان سالار یا فن سالار بشود برای خدمت در سرمایه داری یا در قلمرو دولت یا قلمرو بخش خصوصی، هدف اینست. آزادی از زمانی شروع می شود که انسان اول قرار بگیرد، یعنی او تعیین کننده بشود بنیاد هم وسیله بشود، هدف را هم انسان معین کند. حال شما یک سیستم تعلیم و تربیت دیگری در نظر بیاورید که در آن انسان اول قرار می گیرد، مدرسه وسیله بشود و وسط قرار می گیرد، هدف یعنی علمی که انسان می خواهد بیاموزد را هم انسان معین کند، انقلابی در رابطه انسان و بنیاد تعلیم و تربیت خواهد شد، همین تحول در رابطه انسان با بنیاد دینی می باید صورت بپذیرد تا انسان آزاد بشود. در حال حاضر چه در مسیحیت، چه در یهودیت، چه در اسلام، چه در زرتشی و … بنیاد دینی ارباب است، اوست که تعیین میکنه شما مسلمانی، مسیحی هستی، یهودی هستی، یا زرتشتی هستی! هویت دینی را او می دهد.

۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

آقای رهبری؛ اینم «موضع» هاشمی که دوست داشتی ببینی!

در راستای اینکه اتفاقات مربوط به 14خرداد از الآن دارد خیلی هیجان انگیز می‌شود و در پهنای آنکه رفسنجانی با انتشار نامه‌ای «موضع»اش را دوباره به رهبری که خیلی دوست دارد این چیزها را ببیند از پهنا نشان داد، آن دفتر معظم میمون (با اوران‌گوتان فرق دارد) جوابیه‌ای به هاشمی ارسال کرد که متن آن برای اولین بار بعد از اختراع بوق دوچرخه اینجا می‌آید:

از: منی که خودت به اینجا رساندی
به: توئی که لعنت بر خودت باد
شنیده‌ایم پارسال بعد از اینکه دادیم حسن آقا را در مرقد بطور خودجوش گچی بنمایند جنابعالی دم درآورده‌ای. ما یک عکس از وسط دعوای آنروز که نمی‌دانیم کدام هیچی نداری آنرا منتشر نمود روئیت کردیم، توی عکس جنابعالی همچی بی‌توجه داری از کنار ما رد می‌شوی که انگار از بغل سنده رد شده باشی. حسن آقا هم که کنار تو است کاملاً معلوم است یکجوری دارد راه می‌رود که یک مشتش این مصطفی نجار را دراز میکند بیمارستان. ببینم جنابعالی در اوقات فراغت به حسن آقا بوکس یاد می‌دهی؟ بنده آنموقع از ناتمام ماندن سخنرانی حسن آقا خ.ر کیف بودم درست ملتفت اوضاع نشدم، اصلاً چرا همچی چپ چپ بما نگاه می‌کردی؟ تو انگار خوشت می‌آید ما هر چند وقت یکدفعه بدهیم بطور خودجوش بریزند سر فائزه. حالا آن آقا مهدی‌ات که در رفت، هیچی.
ببینم چاقال! تا حالا فقط وقتی منافع خودت و بر و بچ به خطر می‌افتاد صدات درمی‌آمد، چی شده که حالا از بقیه دفاع می‌کنی؟ تو به خانواده‌ی بهشتی و رجائی و مطهری و طالقانی چیکار داری؟ به خانواده‌ی سرداران جنگ چیکار داری؟ برو خانواده خودت را جمع کن تا نداده‌ام بطور خودجوش جمعشان بکنند. معلوم است که ما دوازده سال قبل احساس می‌نمودیم در انتخابات تقلب شده است. فقط اشتباهی تقلب شد؛ ما گفته بودیم چهل میلیون تا بگذارند روی رأی ناطق، یارو چهار میلیون‌تا گذاشت. دوره‌ی بعد هم تقلب شد: گفته بودیم بطور خودجوش فلاحیان یا نهایتاً همین توکلی کچل رئیس جمهور بشود، تو یک کاری کردی که نشد. ما هم دوره‌ی بعد زدیم دهنت را سرویس کردیم این قزمیت مموتی را کشیدیم بالا.
باز هم می‌گوئی احساس ما بر تقلب بوده؟ ما کلاً بر تقلبیم. خود تو با تقلب ما را ولی فقیه کردی. دوست داری بروم به همه بگویم آن قصه‌هائی که از امام درباره‌ی ما گفتی همه‌اش چاخان بوده؟ معلوم است که میزان بودن رأی مردم ما را برآشفته می‌کند. اگر قرار بود میزان رأی این ملت باشد که ما الآن رفته بودیم واتیکان داشتیم خارج عیسی مسیح تلاوت می‌کردیم. معلوم است که ما سکوت مصلحتی می‌کنیم. عین تو که همیشه جیغ و داد مصلحتی می‌کنی!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

ببینم هنوز نظرت به نظر محمود نزدیک‌تره؟!

خوشبختانه دعوای بیت و بیت بچه همچنان هر روز بهتر از دیروز ادامه دارد و در تازه‌ترین اقدام ، خبرگزاری ایرنا وابسته به بیت بچه خبر مربوط به تلاوت رهبری در اجتماع میلیون‌ها عاشق دل‌سوخته‌ی پدرسوخته را نصفه زد و اسباب کرکر خنده شد. به همین مناسبت دفتر رهبری طی اطلاعیه‌ای از این اقدام «ابراز تأسف» کرد و چون ابراز تأسف یک کار جدیدی است که تویش سی دفعه از دشمن استفاده نشده آن‌را همه جا منتشر نمود. بر این اساس ما ضمن استقبال خودجوش از این تو بقا من بقا (بی‌تربیت!) نحوه انتشار اخبار بیت و بیت بچه در رسانه‌های همدیگر را طی یک ماه آینده به شرح زیر پیش‌بینی می‌کنیم:

هفته اول :
سایت وابسته به بیت: احمدی نژاد در مراسم افتتاح صد و پنجاه و سه هزار و سیصد سانتریفیوژ جدید با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری گفت رفت. وی با بیان اینکه رهبری برای همه خصوصاً دولت نعمت است افزود و در این مراسم تنی چند هم شرکت داشت. احمدی‌نژاد در پایان خطاب به رهبر انقلاب (پایان پیام)
سایت وابسته به بیت بچه: رهبر عظیم الشأن انقلاب در دیدار صمیمانه با هزاران مشتعل خودسوخته که امروز در محل برگزار و از نزدیک آن‌ها را فرمودند: توصیه‌ی بنده به دولت خدمتگزار این است که همچنین صد و بیست معلم شهید دیدار و گفتگو کردند . معظم له ضمن تقدیر از خدمات دولت که توسط گروه سرود شاهد برگزار شد (پایان پیام)

هفته دوم :
سایت وابسته به بیت: محمود باری دیگر در مجلس با زیر پا گذاشتن قانون به فرمایشات مقام عظمای ولایت اشاره کرد که مورد استهزاء حاضرین قرار گرفت. وی با تاکید بر نقش معظم له که در این هنگام نماینده‌ی سنقر و مورچه خورت به نشانه‌ی اعتراض صحن مجلس را ترک کردند. (پایان پیام)
سایت وابسته به بیت بچه: رهبر انقلاب طی چندمین سفر مشکوک خود به قم و جمعی از علما، فضلا، اندیشمندان با اشاره به تلاش‌های بی‌دریغ دولت. خاطر نشان می‌شود این چندمین باری است که رهبر انقلاب که حرم حضرت معصومه دلائل نزدیکی با دولت متأسفانه این سفر با استقبال ضعیف مردم مواجه گردید. (پایان پیام)

هفته سوم :
سایت وابسته به بیت: مموتی در تازه‌ترین توهین آشکار به ولی امر مسلمانان جهان و همزمان جمع کثیری از امت قهرمان ضمن تجدید بیعت با آرمانهای معظم له با امضاء طوماری خواستار جر دادن شدید دولت توسط خود شدند . در این مراسم برادر سعید تاجیک با ذکر خاطراتی از جانفشانی که بشدت مورد تجلیل قرار گرفت. (پایان پیام)
سایت وابسته به بیت بچه: رهبری با دخالت مجدد و نامربوط در امور جاری دولت که در تمامی امور فروگذار نموده و دولت ثابت قدم بدون واهمه از مشتی مزدور قسم خورده می‌نماید. دولت خدمتگزار از همینجا به تمام دیکتاتورهای داخلی و خارجی که از سرنوشت قذافی عبرت بگیرند تا (پایان پیام) نشود.

هفته آخر :
سایت وابسته به بیت: این الدنگ دوباره یک غارتی پرت کرد و این عمل شنیع و اهانت به آستان مبارک رهبر فرزانه‌ی انقلاب که همانا عصاره‌ی خون شهدا و در تازه‌ترین رسوائی دولت و صحبت‌های این خاک بر سر مبنی بر که توسط تشکل قانونی «سعید جردادگان آزاده» از ناحیه‌ی دهان مورد استعانت رهبر مسلمانان جهان قرار گرفت. (پایان پیام و دعوا)
سایت وابسته به بیت بچه: این سایت کلاً از دسترس خارج گردیده همکاران فنی در حال فرار و مشغول بازسازی آن هستند. از برگردان کدهای باقیمانده‌ی روی سایت به زبان ماشین و اتصال حروف آن به همدیگر این کلمات بدست می‌آید : بیشین ... بینیم ... بابا!

گزارش خانه آزادی در مورد آزادی‌های اینترنتی؛ «ایران در بدترین جایگاه»

خانه آزادی در پژوهش تازه‌ای درباره آزادی در فضای مجازی که روز دوشنبه ۲۹ فرودین انتشار یافته، حملات سایبری، اعمال سانسور به مقاصد سیاسی، و کنترل دولت‌ها بر اینترنت را در شمار راه‌های مختلف و فزاینده تهدید آزادی‌های اینترنتی آورده است. خانه آزادی در این گزارش آورده است که این قبیل دست‌اندازی‌ها به آزادی‌های اینترنتی، در زمانی صورت می‌گیرد که میزان کاربران اینترنت در جهان در رشدی بسیار چمشگیر، نسبت به پنج سال گذشته دو برابر شده است. اما همزمان واکنش دولت‌ها به گسترش نفوذ رسانه‌های جدید از طریق کنترل فعالیت‌های آنلاین، ایجاد محدودیت در گردش آزاد اطلاعات و در کنار آن تجاوز به حقوق کابران اینترنتی بوده است. در گزارش سال ۲۰۱۱ خانه آزادی در مورد آزادی در فضای مجازی، آزادی بیان در ۳۷ کشور مورد بررسی قرار گرفته که در این میان، استونی و ایالات متحده به ترتیب بهترین جایگاه را از آن خود کرده‌اند و ایران پایین‌ترین کشور در رده‌بندی خانه آزادی قرار گرفته است. بخشی از گزارش خانه آزادی که به وضعیت آزادی اینترنتی در ایران می‌پردازد در زیر آمده است. این گزارش تأکید می‌کند که در پی اعتراض‌های پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری، حکومت ایران آزادی اینترنت را محدود کرد و با به کار گرفتن روش‌های پیچیده کنترل دامنه این محدودیت را به سطحی ورای فیلتر کردن ساده گستراند. در میان راهکارهای به کار گرفته شده می‌توان از کاهش سرعت اینترنت در موارد حساس و دستورهای حکومت به شرکت‌های خدماتی وبلاگ‌ها برای برداشتن پست‌های «اهانت‌آمیز» نام برد. ایران همچنین با حمله متقابل در حوزه فعالیت‌های تبلیغاتی، گستره تبلیغات حکومتی را به میدان دیجیتال کشاند. هم اکنون بیش از ۴۰۰ وبسایت تازه به گونه مستقیم یا غیرمستقیم از سوی حکومت پشتیبانی می‌شوند. بر اساس گزارش خانه آزادی از خردادماه ۸۸ تاکنون شمار فزاینده‌ای از بلاگرها یا دستگیر شده‌اند و یا مورد تهدید و شکنجه قرار گرفته‌اند. در ایران همچنین دست کم در یک مورد یک وبلاگ‌نویس در بازداشت درگذشت. بیش از ۵۰ بلاگر و فعال آنلاین بازداشت شدند. در پیآمد اعتراض‌های مخالفان به نتایج انتخابات، ایران مبارزه گسترده‌ای را با روش‌های پیچیده کنترل شبکه مجازی در فراسوی فیلترینگ عادی برعلیه آزادی آغاز کرد. این شیوه‌ها شامل محدودسازی دسترسی به اینترنت، تلفن‌های همراه و ماهواره‌ها می‌شود. رژیم همچنین به هک کردن وبسایت‌های مهم مخالفان و کنترل مطالب منتشر شده آنلاین دست زد. مأموران حکومتی از اطلاعاتی که به این وسیله به دست آورده‌اند برای خاموش کردن مخالفان و تهدید و ارعاب آنها سود جسته‌اند. این گزارش تصریح می‌کند که ایران همواره رابطه‌ای دوگانه با اینترنت داشته است و اینترنت را از یک سو به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی خود تلقی کرده و از سوی دیگر آن را نیرویی مخرب که ارزش‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی حکومت را مورد تهدید قرار می‌دهد، می‌داند. تا سال ۲۰۰۰ ایران در توسعه و رشد اینترنت تلاش چشمگیری نکرد. در این دوران بود که بخش خصوصی به عنوان موتور محرکه توسعه اینترنت وارد میدان شد و حکومت را در برابر چالشی قرار داد که جمعیت جوان و پویای آن اقتضا می‌کرد. دولت اصلاح‌طلب خاتمی در توسعه زیرساخت‌های اینترنت سرمایه‌گذاری کلانی کرد. اما همزمان مسئولان در راستای جلوگیری از آزادی بیان خواه به شیوه سنتی و خواه به شیوه آنلاین اقدامات سرکوبگرانه را آغاز کردند. آیت‌الله خامنه‌ای طی حکمی در ماه می ۲۰۰۱ بر کنترل اینترنت مهر تأیید نهاد. سرکوب بیرحمانه کاربری اینترنت به وسیله حکومت در پیآمد انتخابات پایانی بود بر بحث درون حاکمیت و رهبری آشکارا راه کنترل سیاسی را بر جامعه‌ای آزادتر ترجیح داد. بر اساس گزارش خانه آزادی، دولت خاتمی در پی یک برنامه توسعه اقتصادی که در آخرین روزهای دولت رفسنجانی پی‌ریزی شده بود، کوشید ارتباط با شبکه جهانی را گسترش دهد. پیامد چنین اقداماتی انفجاری در کاربری اینترنت در کشور بود. به گزارش اتحادیه بین‌المللی ارتباطات، شمار کاربران اینترنت در ایران که با آغاز سال ۲۰۰۰ نزدیک به ۶۲۵ هزار نفر بود، با پایان دوران خاتمی در سال ۲۰۰۵ به چندین میلیون نفر رسید. این دوران همچنین همزمان است با یک تغییر دموگرافیک اصلی. جمعیت ایران با پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق افزایش یافته بود تا حدی که هفتاد درصد جمعیت را کسانی تشکیل می‌دادند که پس از انقلاب ۵۷ به دنیا آمده بودند. این جمعیت جوان و پویا در رویارویی با محدودیت‌های اجتماعی در گروه‌های عظیم رو به سوی اینترنت آوردند. این گزارش می‌افزاید، هزینه بالای کاربری اینترنت عمدتاً در شهرهای بزرگ به معنای این بود که این جمعیت به طبقه بالای متوسط تعلق داشت. آمار دقیقی از شمار کاربران در ایران وجود ندارد. تنها آمار رسمی متعلق به داده‌های اتحادیه بین‌المللی ارتباطات است که آن هم بر اساس آمار دولت ایران فراهم شده است. بر پایه یک بررسی که در سال ۲۰۰۹ انجام شد و مرکز آمار ایران در ماه مارس ۲۰۱۰ به انتشار آن دست زد، شاخص کاربری اینترنت در ایران ۱۱ درصد است و ۳۰ درصد این کاربران را تهرانی‌ها تشکیل می‌دهند. همچنین شاخص کاربری اینترنت در نقاط شهری ۱۵ درصد و در نقاط روستایی سه درصد است. این میزان بسیار کمتر از میزان گزارش شده توسط اتحادیه بین‌المللی ارتباطات در همان سال است که رقمی نزدیک به ۳۸ درصد را نشان می‌دهد. بر اساس گزارش خانه آزادی، در پی گسترش اعتراض‌ها نسبت به نتایج انتخابات، رژیم معترضان را متهم به «جنگ نرم» با دسیسه قدرت‌های بیگانه کرد. حکومت برای مبارزه با براندازی نرم در قانون بودجه سال ۲۰۱۰ – ۲۰۱۱ رقمی نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار اختصاص داد. بسیاری از کاربران ایرانی با یاری فیلترشکن‌ها توانسته‌اند به سایت‌های مسدود شده دسترسی پیدا کنند، با این همه ایران کوشیده است با راه‌های تازه این تلاش‌ها را بی‌ثمر سازد. از سوی دیگر بر پایه گزارش‌های رسمی نزدیک به ۵۴ میلیون تلفن همراه در ایران وجود دارد. حکومت ایران در کنترل اعتراض‌ها، تلفن‌های همراه را نیز بی‌نصیب نگذاشت. سیستم ارسال پیام کوتاه یک روز پیش از انتخابات از کار افتاد و تا ۴۰ روز بعد به کار نیافتاد. خانه آزادی سادآور شده است که نباید فراموش کرد که استفاده‌کنندگان از تلفن همراه برای رژیم به راحتی قابل شناسایی‌اند. در این میان نقش سپاه پاسداران را نیز نباید فراموش کرد. این نیروی نظامی امنیتی علاوه بر سرکوب معترضان در خیابان‌ها، با توجه به تصاحب سهام مخابرات، بر شبکه مخابراتی ایران که ارائه دهنده خدمات تلفن‌های همراه است، کنترل گسترده‌ای دارد. پس از این شرکت، ایران سل، دیگر اپراتور تلفن‌های همراه نیز به طوری بخشی زیر چتر کنترل سپاه قرار دارد. سومین اپراتور تلفن همراه نیز که قرار است در سال ۲۰۱۱ آغاز به کار کند اساساً یک سازمان دولتی است. گزارش خانه آزادی در ادامه یادآور می‌شود که طی سال‌های اخیر حکومت ایران تأکید کرده که فیلترینگ امری قانونی است. در ژوئیه ۲۰۰۹ دولت احمدی‌نژاد قانون جرایم رایانه‌ای را به تصویب رساند. برپایه این قانون کمیته‌ای مسئولیت تشخیص وب‌سایت‌های غیرقانونی را به عهده دارد. ریاست این کمیته را دادستان عمومی بر عهده دارد. از ساختار این کمیته اطلاع زیادی در دست نیست. این کمیته عمدتاً به تصمیم‌گیری درباره مسدود کردن وبسایت‌های بحث‌برانگیز می‌پردازد. در ماه‌های اخیر وب‌سایت مجمع روحانیون مبارز، وبسایت رسمی خاتمی و نیز وب‌سایت‌های شماری از روحانیون ارشد نیز که زبان به انتقاد از دولت گشوده بودند، مسدود شده‌است. در همین حال وبلاگ برخی از هواداران احمدی‌نژاد که آشکارا از سیاست‌های او زبان به انتقاد گشوده‌اند نیز مشمول فیلترینگ شده است. بر اساس این گزارش حکومت ایران همچنین از طریق پشتیبانی از گروه‌ها و افراد مورد تأیید خود فضای مجازی را مشوش کرده است. در جریان اعتراض‌ها، شماری کاربر با نام‌های غیرواقعی در سایت‌های توئیتر و یوتیوب معترضان را گمراه ساختند. برخی کارشناسان بر این باورند که تبلیغات دولتی پا به پای سانسور برای کنترل اینترنت عرض اندام می‌کند. از سوی دیگر خودسانسوری نیز به ویژه در مسائل سیاسی نمود ویژه‌ای دارد. سرکوب گسترده و دستگیری‌های گزارشگران و فعالان در میان روزنامه‌نگاران و بلاگرها ترسی آفریده است که سبب شده است بسیاری از این روزنامه‌نگاران یا کار خود را کنار گذاشته‌اند و یا با نام‌های مستعار به نوشتن پرداخته‌اند. دست کم یک هزار و ۵۰۰ بلاگر پس از انتخابات یاد شده از پرداختن مستقیم به سیاست سر باز زده‌اند. خانه آزادی در بخش‌های پایانی گزارش خود در مورد ایران اشاره می‌کند که با تمام این مشکلات، اینترنت هنوز تنها وسیله برای مخالفان حکومت است که به واسطه آن می‌توانند دست به تجمع و سازماندهی بزنند. کاربران اینترنت در ایران همواره در معرض کنترل و سرکوب و تهدید به بازداشت قرار دارند. قانون اساسی ایران آزادی محدودی در زمینه ابراز عقیده و بیان برای شهروندان ایران قائل شده است. اما قوانین و مصوبه‌های حکومتی در عمل این آزادی‌ها را نقض می‌کند. برای نمونه قانون مطبوعات، نشر هر چیزی که به ضرر اصول اسلامی باشد، را ممنوع اعلام کرده است. اما این موارد به صراحت روشن و تعریف نشده‌اند. در جریان وقایع پس از انتخابات، شمار قابل ملاحظه‌ای از بلاگرها و روزنامه‌نویسان و فعالان ایرانی از کشور گریخته‌اند و در کشورهای همسایه به ویژه ترکیه تقاضای پناهندگی کرده‌اند. بسیاری از فعالان دستگیر شده گزارش دادند که بازجویان در زندان نسخه‌هایی از ایمیل‌های آنها را نشان داده‌اند و از آنها خواسته‌اند کلمه عبور خود در فیس‌بوک را در اختیار بگذارند و از آنها جویای چند و چون ارتباط با دوستان آنها در فیس‌بوک شده‌اند. با این همه روشن نیست که مأموران حکومت تا چه میزان به این اطلاعات دست یافته‌اند. حکومت ایران با بستن وبسایت‌های موسوی و کروبی مسئولان این وب‌سایت‌ها را نیز دستگیر کرده و همزمان با کمک ارتش سایبری به هک کردن برخی وب‌سایت‌ها پرداخته است. یکی از این وب‌سایت‌ها «موج سوم» بود که در پی انتخابات به راه افتاده بود و به زودی به یک سایت خبردهی جنبش سبز تبدیل شده بود. از سایت‌هایی که با هک شدن برای زمانی از دسترس کاربران خارج شدند، سایت رادیو زمانه و وبسایت جرس بود. گفته می‌شود که ارتش سایبری که مسئولیت هک کردن را به عهده داشت، زیر فرماندهی مستقیم سپاه پاسداران عمل می‌کند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه

ممه‌ی رهبری را لولو برد !

چرا مموتی بعد از هفت هشت ده روز در جلسه هیئت دولت شرکت کرد ولی ایندفعه مصلحی شرکت نکرد؟

۱. چون آدم که نمی‌تواند ده روز قضای حاجت نکند بالاخره باید بیاید سر اداره‌ی مملکت دستی به آب برساند ، مصلحی هم خب آدم است می‌فهمد، رفت که این بیاید شکمش را خالی بکند برود؟
۲. چون نظر رهبری به نظر مموتی نزدیکتر است ما خودمان نماز جمعه‌ی بعد از انتخابات آنجا بودیم با همین گوشهائی که الآن دارد شما را می‌بیند شنیدیم؟
۴. چون در جلسه‌ی هیئت دولت یک کمی در مورد ولایت فقیه توضیح داد و به دولت افتخار کرد که هی به ولایت فقیه علاقه دارد ولی مشائی هم کنارش نشسته بود؟
۵. چون دولت و رهبری اصلاً خیلی هم با هم خوبند مصلحی هم خب آدم است امروز رفته بود قم زیارت وقتی برگردد چپق احمدی نژاد را قشنگ چاق می‌کند؟
۶. چون اگر همین دو قلم جنس در دولت نباشد تمام کارهای کشور خیلی خوب پیش می‌رود برای همین رهبری می‌خواهد دوتائی حتماً با هم باشند که وضع اینقدر خوب نشود که ما فرداش برگردیم ایران؟
۷ چون ایران یک کشور آزاد است و همه می‌توانند هر کاری که رهبری بگوید آزادانه انجام بدهند ولی بعضیها خرند نمی‌فهمند مدارکش هم موجود است؟
۸. چون همین خرها یک کاری می‌کنند که رهبری مجبور می‌شود ظرف یک هفته سی تا دیدار گرم و صمیمانه بکند هی بگوید که چرا هیچ مشکلی با دولت ندارد؟
۹ چون رهبری تمام این زحمت‌ها را می‌کشد ولی حاضرین عین الاغی که به صاحبش نگاه می‌کند همینجوری بهش زل می‌زنند بعد باز خیال می‌کنند که اینها با هم مشکل دارند؟
۱۰. چون سر خر میدانی یعنی چه ؟ رهبری به مموتی می‌گوید سر خر ، مموتی به مصلحی ، مصلحی به مردم ، مردم به رهبری!